آخرین ارسالها

صفحه: 1 ... 8 9 [10]
91
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:38:45 pm »
پست 98
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته
 من دارم در باره آنچه قرآن گفته صحبت می کنم که سابقه داشت.
 درباره چیزی که صحت و سقمش مشخص نیست حرف نمی زنم.
 من درباره لات و منات و عزی صحبت می کنم که که خداوند مهر صحت بر آن زده نه درباره هبل که از راست و دروغ آن اطلاع ندارم و شما آنچه را صحت دارد گذاشته اید و رفتید به چیزی احتجاج می کنید که اصلاً راست و دروغش مشخص نیست؟
 متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، اگر هبل را چیزی از آن نمیدانید در حالی که متواتر تاریخ است و در جنگها شعار (أعل هبل) از مشرکین معروف است، پس به راحتی بنده میگویم که اساسا لات و منات و عزی هم اصلا بت نبودند، و مورد پرستش قوم پیامبر نبودند، قرار است فقط به آیات قرآن بدون استناد به هیچ نقل تاریخی حرف بزنیم، شما اگر راست میگویید یک شاهد قرآنی بیاورید که لات و منات و عزی، بت بودند!
 
 لات و منات و عزی، اسم سه ملائکه بودند که قوم پیامبر آنها را دختران خدا میدانستند، و شاهد اینکه اصلا بت نبودند این است که به جای اینکه آیه بگوید: اینها نیستند مگر سنگ و چوبی که خود تراشیدید، برعکس میفرماید: اینها نیستند جز نام! خوب دقت کنید، فقط نام بودند، یعنی پیکره تراشیده نداشتند، فقط نام بودند که مشرکین برای دختران خدا فرض گرفته بودند، و شاهد دیگر: ألربک البنات، شاهد دیگر: ولد الله ،و...
 
 پس اساس برداشت شما از قرآن برای دین‌های مادری امروز، بر باد هوا رفت! بلکه هر کس ملائکه را با نامهای پوچ، دختران خدا بداند، از نظر قرآن محکوم است.
 
 آیا شما به قول خودتان، در دین‌های مادری امروز، کسی را میشناسید که ملائکه را دختر خدا بداند؟! سلامش برسانید!
 
 سؤال: آیا لات و منات و عزی، بت بودند یا فقط نام ملائکه دختران خدا بودند؟ (فقط ارقرآن)
 
__________________
92
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:37:54 pm »
پست 95
http://www.iranclubs.org/forums/show...=155542&page=7

 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته
 آنها فقط در منظر ابراهیم تراشیده های دست ساز قوم بودند اما به عقیده خودشان اینگونه نبود.

متمسک به ثقلین
 پس چرا جواب ندادند؟ همین بود که عرض کردم شما از خود آش گرمتر هستید! آنها خودشان نمیگویند که ما پرستش فرشتگان مقرب میکنیم، اما شما میگویید در نظر آنها چنین نبود! پس چرا از حیثیت خود دفاع نکردند؟! همانطور که اگر یک مسلمان به او بگویند: چرا کعبه را میپرستی؟ فورا دفاع میکند و میگوید من این سنگها را نمیپرستم!

 دوست گرامی، اگر آزاده در بحث هستید خواهش من را بپذیرید و ترجمه این چند آیه را برای همه ما بیاورید تا همه ببینیم عقیده قوم حضرت ابراهیم  در باره خودشان چه بود؟:

وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عَلِمِينَ(51) إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ مَا هَاذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتىِ أَنتُمْ لهََا عَكِفُونَ(52) قَالُواْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا لهََا عَابِدِينَ(53) قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُمْ فىِ ضَلَالٍ مُّبِينٍ(54) قَالُواْ أَ جِئْتَنَا بِالحَْقّ‏ِ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ(55) قَالَ بَل رَّبُّكمُ‏ْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِى فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلىَ‏ ذَالِكمُ مِّنَ الشَّهِدِينَ(56) وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكمُ بَعْدَ أَن تُوَلُّواْ مُدْبِرِينَ(57) فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لهَُّمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ(58) قَالُواْ مَن فَعَلَ هَاذَا بَِالِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّلِمِينَ(59) قَالُواْ سَمِعْنَا فَتىً يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ(60) قَالُواْ فَأْتُواْ بِهِ عَلىَ أَعْينُ‏ِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشهَْدُونَ(61) قَالُواْ ءَ أَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بَِالهَِتِنَا يَإِبْرَاهِيمُ(62) قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَسَْلُوهُمْ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ(63) فَرَجَعُواْ إِلىَ أَنفُسِهِمْ فَقَالُواْ إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّلِمُونَ(64) ثمُ‏َّ نُكِسُواْ عَلىَ‏ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاءِ يَنطِقُونَ(65) قَالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيًْا وَ لَا يَضرُُّكُمْ(66) أُفٍ‏ّ لَّكمُ‏ْ وَ لِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَ فَلَا تَعْقِلُونَ(67) قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَ انصُرُواْ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَعِلِينَ(68) قُلْنَا يَنَارُ كُونىِ بَرْدًا وَ سَلَامًا عَلىَ إِبْرَاهِيمَ(69) وَ أَرَادُواْ بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَهُمُ الْأَخْسرَِينَ(70)



 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته

 می دانیم بتهای مورد پرستش قوم پیامبر به زعم آنها فرشتگان مقرب درگاه الهی بودند اما خداوند از آنها فقط به عنوان اسمائی پوچ که خود و پدرانشان نامگذاری کرده اند یاد می کند که نه سودی به حالشان دارند و نه ضرری و خداوند در همه آسمانها و زمینش آنها را نمی شناسد.
متمسک به ثقلین

 همگی اینچنین نبودند، دو بت در مسجد الحرام، مجسمه دو زناکار بودند که سنگ شده بودند، هبل مهمترین بت کعبه، توسط یک تاجر در شام خریداری شد و به به مکه آورده شد و هیچ سابقه فرشته و سمبل و اینها نداشت! و توضیح بیشتر را در همان لینک قبلی آورده‌ام، و اما اسماء را نکته اصلی آن نمیآورید: ما أنزل الله بها من سلطان! این است رمز همه اختلاف ما و شما!


 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته

 این مشابه حرفی است که ابراهیم به قوم خود می گوید حال من سئوال شما را به خودتان برمی گردانم:
 به نظر شما آیا غلط نبود کسی که پرستش فرشتگان مقرب می کند به او بگویند اسمائی را که خود و پدرانش نامگذاری کرده اند پرستش می کند؟
 آیا واقعاً قوم پیامبر بت پرست نبودند و تراشه های دست ساز خود را نمی پرستیدند؟

متمسک به ثقلین
 مشکل اصلی که آیه برای کار آنها مطرح میکند: ما أنزل الله بها من سلطان است، یعنی باید مناسک و سنن عبادی، طبق وحی الهی باشد، طبق دستور خداوند متعال باشد، من در آوردی نباشد، اگر خدا امر کرد به آدم سجده کنید، در اینجا استدلال به اینکه من حاضر نیستم برای غیر خدا سجده بکنم غلط است، چرا؟ چون در اینجا سجده برای آدم، سلطان من عند الله دارد، اگر خداوند امر کرد که گرد کعبه طواف کنید و یا به حجر الاسود استیداع کنید، در اینجا غلط است بگوییم: این بت پرستی است، اگر خدا فرمود با پیامبرش بیعت کنید به دنبال آن میفرماید: الذین یبایعونک انما یبایعون الله! هر کس در دین بدون استناد به دستور اولیاء الهی، چیز من درآوردی داشته باشد، محکوم است، جواب شما را این چند آیه داده است، برای ما ترجمه‌اش را بیاورید تا همه ببینیم چگونه بدون سلطان که کتاب و وحی الهی است خودشان ملائکه را به عنوان فرزند خدا میپرستیدند:

فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ(149) أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَئكَةَ إِنَثًا وَ هُمْ شَهِدُونَ(150) أَلَا إِنهَُّم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ(151) وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنهَُّمْ لَكَاذِبُونَ(152) أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلىَ الْبَنِينَ(153) مَا لَكمُ‏ْ كَيْفَ تحَْكُمُونَ(154) أَ فَلَا تَذَكَّرُونَ(155) أَمْ لَكمُ‏ْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ(156) فَأْتُواْ بِكِتَابِكمُ‏ْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(157)
93
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:37:01 pm »
پست 92
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته
 لطفاً مدرک قرآنی
 چه دلیلی دارید که برای انبیاء بکار نرفته است؟

 مگر پیامبر جزء کسانی نیست که به ایشان کتاب داده شده است؟
متمسک به ثقلین
همین آیه‌ای که آوردید آن را ترجمه کنید بس است که ببینید برای انبیاء  نیست:

 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته
 و من این آیه :

 وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ

 را معرفی کردم
94
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:30:21 pm »
 
نقل قول:
 
در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته
 حال خوب گوش کن و این را هرگز فراموش نکن!
 در طول تاریخ هیچ بت پرستی وجود نداشته که بنده سنگ و فلز و تراشه های دست خود بشود. نه بت پرستان قوم ابراهیم ، نه موسی و نه محمد.
 
 متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، هرگز فراموش نمیکنم کاسه گرم‌تر... ! بسیار تعجب میکنم که چگونه حاضر میشوید برای پافشاری بر حرف اشتباه خود، خلاف حرف دو نفری که شاهد جریان بودند، و گفتگو کردند و حرف زدند، حرف آنها را تحریف کنید؟! خود حضرت ابراهیم  شاهد حال بت پرست بوده‌اند، و وقتی با آو سخن میگویند خود بت پرست جواب از موضع خود میدهد، اما شما در مقام تهمت زدن به قران کریم، حرف آنها را تفسیر به رأی کنید که خود آنها از آن خبر ندارند! حضرت ابراهیم میگویند: چرا آنچه را میتراشید پرستش میکنید؟ ایشان که شاهد حال بودند آیا غلط نبود که کسی که پرستش فرشتگان مقرب میکند را به او نسبت دهند که چرا پرستش چوب تراشیده میکنید؟ آیا کسانی که به دستور قرآن گرد کعبه طواف میکنند کسی بگوید پرستش سنگ و خاک میکنند صحیح گفته است؟ خوب، فرض بگیریم ایشان کار آنها را چنین جلوه دادند، چرا خود بت پرستان جواب ایشان ندادند که ما این چیزی را که تراشیدیم نمیپرستیم، بلکه این سمبل مثلا یک فرشته مقرب آنست؟ ما آن مقرب را میپرستیم، کجا در بنی اسرائیل گوساله سمبل فرشته مقرب یا نظیر آن بود؟ به سادگی: اخرج لهم عجلا جسدا له خوار فقال هذا الهکم و اله موسی، چرا دوست گرامی این مطالب واضح را بپیچانیم؟ بلی در جای دیگری ممکن است کسی سمبل فرشته مقرب هم داشته است، ولی ربطی به همه موارد ندارد، دقت کنید، از جای دیگر نیاورید که یک کسی گفته من فرشته میپرستم، باید از همین گفتگو شاهد آورد، که حضرت ابراهیم چه گفتند، و چه شنیدند؟ ای کسانی که در خود انصاف احساس میکنید در این آیه دقت کنید تا بی انصافی این کاربر محترم را به وضوح ببییند:
 
 حضرت خطاب میکنند چرا پرستش میکنی چیزی را که نمیشنود و نمیبیند و هیچ فایده‌ای برای تو ندارد؟:
 
 إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَأَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَ لَا يُبْصِرُ وَ لَا يُغْنىِ عَنكَ شَيًْا(42)
 
 
 اما طرف ایشان، جواب ایشان میدهد که آیا از خدایان من رویگردان هستي؟:
 
 قَالَ أَ رَاغِبٌ أَنتَ عَنْ ءَالِهَتىِ يَإِبْرَاهِيمُ لَئنِ لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنىِ مَلِيًّا(46)
 
 این چه جوابی است؟ شما را به خدا فکر کنید، این چه جوابی است؟ آیا یک بچه نمیفهمد که اگر او فرشته مقرب را پرستش میکرد باید فورا با گردن کشیده بگوید: من اینها را پرستش نمیکنم! چرا به من تهمت میزني؟ اینها سمبل هستند، من فرشته مقرب را پرستش میکنم که میشنود و میبیند و برای من فایده دارد، همانطور که اگر به یک مسلمان بگویند چرا کعبه را پرستش میکنی؟ فورا میگوید من کعبه را پرستش نمیکنم! چرا تهمت میزنی؟ اما به جای این جواب واضح و منطقی، از همین چوبها و بت‌ها تعبیر میکند به خدایانش، و میگوید: آیا از خدایان من رویگردان هستی؟ هر چوبی تراشیدنش پایان مییافت یک خدا بود!
 
 کسانی که خورشید را میپرستیدند یا ستاره زهره میپرستیدند، آن را سمبل فرشته میدانستند؟ پس چرا حضرت ابراهیم  به کوکب و سپس قمر و سپس خورشید اشاره میکنند و میگویند: هذا ربي؟ این است خدای من! و جالب‌تر اینکه وقتی غروب میکند میگویند: لا أحبّ الآفلین! فرشته‌ای که ستاره سمبل او باشد که هرگز غروب نمیکند!
 
 ببینید: وقتی سامری گوساله را درست کرد دقیقا اشاره کرد به خود این گوساله و گفت: هذا الهکم، این خدای شما و خدای موسی است! اصلا در بنی اسرائیل سمبل مطرح نبود، وقتی بت‌پرستان را دیدند تازه به فکر افتادند! اجعل لنا إلها کما لهم آلهة! یعنی ای موسی، همانطوریکه که این بت‌پرستان خدایان دارند برای ما هم یک خدائی قرار ده! هیچ سابقه‌ای نداشت، و گرنه اشاره میکردند به آن چیزی که پشت سر بت مقصود آنها قرار داشت، و سامری هم هیچ اشاره‌ای نمیکند که این گوساله اشاره به چه چیزی است؟ فقط میگوید: ببینید خوار دارد! پس خدای شما و خدای موسی است، و قران میفرماید: آیا ندیدند که با انها سخن نمیگوید؟! و...:
 
 وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى‏ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْديهِمْ سَبيلاً اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمينَ (الأعراف 148)
 
 و قوم موسى پس از [عزيمت‏] او، از زيورهاى خود مجسّمه گوساله‏اى براى خود ساختند كه صداى گاو داشت. آيا نديدند كه آن [گوساله‏] با ايشان سخن نمى‏گويد و راهى بدانها نمى‏نمايد؟ آن را [به پرستش‏] گرفتند و ستمكار بودند. (148)
 
 
 فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُواْ
هَذا إِلهكُمْ وَ إِلَهُ مُوسىَ‏ فَنَسىِ‏َ(88) أَ فَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَ لَا يَمْلِكُ لهَُمْ ضَرًّا وَ لَا نَفْعًا(طه 89)
 
 پس براى آنان پيكر گوساله‌‏اى كه صدايى داشت بيرون آورد، و [او و پيروانش‏] گفتند: «اين خداى شما و خداى موسى است، و [پيمان خدا را] فراموش كرد.» (88) مگر نمى‏بينند كه [گوساله‏] پاسخ سخن آنان را نمى‏دهد و به حالشان سود و زيانى ندارد؟ (89)
 
 

 اینگونه بحث‌ها قبلا در این سایت صورت گرفته، و آقای اسعد که ادعای پیامبری داشت به تفصیل این حرف‌های کلیشه‌ای را آورده، اگر خواستید به اینجا مراجعه کنید:
 
 http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=127640
 
95
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:28:38 pm »
پست 88
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet نوشته شده است  نمايش نوشته
 شما روی چه حسابی لِتُبَيِّنَ را تفسیر معنا می کنید؟

متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، تا آنجا که فعلا در ذهن من است در قرآن کریم چهار نوع تبیین و بیان داریم، و با عرض معذرت شرائط بیشتر مزاحمت کردن الآن فراهم نیست، ولی تبیین مقابل کتمان، اصلا برای انبیاء  به کار نرفته است، همین آیه‌ای که آوردید مربوط به انبیاء  نیست.
96
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:26:02 pm »
پست  87
 http://www.iranclubs.org/forums/show...=155542&page=6
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet غانت  هالک ملحد  کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون  شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرانوشته شده است  نمايش نوشته
 هرکس فکر می کند عبادت غیر از آنچه من گفتم معنا می دهد یا غیر از آن هم معنا می دهد از قرآن نشانم دهد
      متمسک به ثقلین  دوست گرامی، اگر واضحات و قطعیات را انکار کردیم، تلفیق و تنسیق واژه‌های قرآن، کار بسیار راحتی است، و هر کس در این رشته‌ها کمی زحمت کشیده باشد میداند.
 
 اساسا عبادت ربطی به اطاعت ندارد، یعنی میتواند لازم ملزوم باشد اما اصل آنها ربطی به هم ندارد، اطاعت مربوط به حوزه رفتار است، و عبادت مربوط به حوزه روان، حضرت ابراهیم  خطاب میکنند به بت پرستان:تعبدون ما تنحتون؟ آیا میپرستید آنچه را که میتراشید؟ چه کسی احتمال میدهد که آنها اطاعت مطلق میکردند از بت؟! مگر بت دستور میداد؟ قوم بلقیس خورشید را میپرستیدند، و صدّها ما کنت تعبد من دون الله، یعنی اوامر خورشید را اطاعت مطلق میکردند؟! إنما تعبدون من دون الله أوثانا و تخلقون إفکا إن الذین تعبدون من دون الله لا یملکون لکم رزقا، ببینید فرق این دو مثال را، به پرستار میگویید:
 
 ۱- با مریض به مهربانی رفتار کن.
 
 ۲- به محض اینکه چشمت به بیمار افتاد، او را دوست بدار.
 
 تعبیر اول یک دستور رفتاری است، یعنی رفتار اخلاق‌محور یا قانون‌محور داشته باش، اما تعبیر دوم یک دستور روحی روانی است، عبادت یک تضایف روحی است، در عین تقدیس معبود در مقابل او کرنش روحی میکند، هر چند لازمه این کرنش روحی این است که اگر بعدا دستور و فرمانی هم در کار بیاید از او اطاعت میکند، ولی اصل معنای عبادت ربطی به حوزه رفتار ندارد، به خلاف اطاعت، که اصل معنایش مستقیما مربوط به حوزه رفتار است. حال آسان است که بروید و ده‌ها مورد که مشتقات بندگی در اطاعت به کار رفته را ردیف کنید تا مجددا تکرار کنید که عبادت به معنای اطاعت مطلق است، استعمال یک لفظ در لازم معنای آن، بسیار رائج است، در مثال دوم اگر به پرستار بگوییم: مریضت را دوست بدار، هیچ مشکلی عرف عام ندارند که در لازم آن که رفتار مهربانانه است به کار ببرند، چون کسی که به محض نگاه کردن به مریض، او را از صمیم قلب پذیرفت و دوستش داشت، قهرا با او رفتار مهربانانه هم خواهد داشت، اما برعکس آن اینچنین نیست، یعنی ممکن است پرستاری کاملا طبق قانون پرستاری، رفتار کند، که هر کس ببیند او را تحسین کند و پرستار مهربان بداند، اما روح او تمایل به مریض ندارد که دلش برایش بسوزد، و این بسیار نظیر دارد، مثلا حسن خلق، در حوزه رفتار با حوزه سیرت واقعی شخص، تفاوت فاحش دارد، و در مواقع حساس، این تفاوت خود را نشان میدهد.
97
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:23:47 pm »
دراین صفحه سایر دوستان متمسک به ثقلین ادامه داده اند
 http://www.iranclubs.org/forums/show...=155542&page=5
 
98
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:21:48 pm »
پست 56
 نقل قول:
 در اصل توسط طارق همان غانت ..... نوشته شده است  نمايش نوشته
 آیا درواقعیت هم چنین است ؟
حتی اگر امامت علی وفرزندانش را قبول نداشته باشند رستگارند ؟
      hosyn[/color][/font][/font][/b]  متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، در دستگاه خداوند متعال، رستگاری تنها و تنها با یک (اگر) است برای تمام مسلمین، و آن این است: اگر روزی بفهمد واقعا باید انتخاب بکند یا راه سقیفه را و یا راه غدیر را، و فهمید پیامبر خدا از طرف خدا در غدیر، خلیفه الهی را نصب کردند، و بعد، حب ریاست بعض صحابه، سبب شد مخالفت نص کنند، اگر این برایش واضح شد و درنگ نکرد و راه غدیر را انتخاب کرد، حتما اهل رستگاری است، و همین (اگر) لحظه به لحظه همراه اشخاص هست، و میزان رستگاری است، و بسیاری از اهل سنت در طول تاریخ در این جهت، از بعض شیعه‌های شناسنامه‌ای جلو زدند! جمله زیبایی از البرادعی سه سال پیش منتشر شد، وقتی خبرنگار مصری درنماز عید فطر که دست باز نماز خواند از او پرسید: مگر شیعه هستی که دست باز نماز میخوانی؟! جواب داد: انا سني الهویة شیعي العقیدة، یعنی شناسنامه من سني است اما نحوه اندیشیدن من شیعی است! ودر مقابل شیعه‌های شناسنامه‌ای دیده‌ام که میگویند چون خلیفه میخواهد بر مردم حکومت کند پس این حق مردم است که او را انتخاب کنند، نه اینکه خدا یا پیامبر که تحت حکومت خلیفه نیستند برای مردم تصمیم بگیرند!، و همینطور بسیاری از اهل سنت هستند که با اینکه یقین دارند در روز پنجشنبه آخر پیامبر فرمودند قلم و دوات بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که هرگز بعد از من گمراه نشوید، و عمر نگذاشت و نزاع شد، و نوشته نشد، اینها میگویند: کار عمر درست بود، و این از کمال فهم و فقه عمر بود، چون ترسید چیزی بنویسند که شاید از انجام آن عاجز شوند و در نتیجه در مخالفت نص واقع شوند! بزرگان علمای اهل سنت میگویند: علماء اتفاق کردند که کار عمر صحیح بود! و وقتی بپرسید که پس چگونه است که ابن عباس از نوشته نشدن این وصیت مثل ابر بهار گریه میکرد؟ میگویند: عمر از ابن عباس افقه و عالم‌تر بود! یعنی ابن عباس چون سرش نمیشد گریه میکرد! دوست گرامی، کسی که واقعا این را قبول داشته باشد اهل رستگاری نیست.
99
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:19:51 pm »
پست 54
http://www.iranclubs.org/forums/show...=155542&page=4
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanetغانت  هالک ملحد  کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون  شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران   نوشته شده است  نمايش نوشته

 من که این نقشه را زیر و رو کردم اما اسلام را در آن نیافتم هرکس اسلام را پیدا کند جایزه دارد.

          متمسک به ثقلین
 اما دوست گرامی، من به راحتی اسلام را در این نقشه پیدا کردم، تمام قسمت رنگی این نقشه اسلام است، چرا؟ چون همگی به سوی یک نقطه که کعبه معظمه باشد نماز میخوانند و برای خالق جهان‌ها سجده میکنند، هر چند دو قرآن دارند، همانطور که سابق لینکش را گذاشتم در طرف چپ نقشه یعنی غرب افریقا که مالکیه هستند همگی قرآن ورش و قالون از نافع دارند و به شدت روی آن تعصب به خرج میدهند، اما طرف راست نقشه که کشورهای شرقی هستند قرآن حفص از عاصم دارند و نادان‌های از آنها قرآن غرب افریقا را تحریف شده میدانند، و حال آنکه قرآن غرب افریقا، قرائت اهل مدینة الرسول  است، و قرآن حفص، قرائت اهل کوفه است که محل اقامت ابوحنفیه بوده، و حکومت عثمانی هم به خاطر حنفی بودن، روایت حفص را ترویج کردند، ولی اجماع تمام فقهای این فرقه‌هاست که قرائت چهارده‌گانه به نحو چهارده روایت از قاریان هفتگانه همگی صحیح است:

 عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ --- قرآن زبر بخوانی با چهارده روایت

 مثلا اگر در مراکش باشید میشنوید قاری میخواند: سلام علی آل یاسین ، اما اگر در بلاد شرقی باشید میشنوید قاری میخواند: سلام علی الیاسین، و این دو قرائت از حیث لفظ و معنا تفاوت دارد، و طبق نزول قرآن بر هفت حرف، هر دو را فرشته وحی نازل کرده است. و الله الهادی
100
بحث تفسیر / پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« آخرين ارسال توسط محمد مهدی 121 سپتامبر 27, 2018, 02:17:14 pm »
پست 50
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155695&page=3
 متمسک به ثقلین بسیار خوب، دوست گرامی، و اگر در ضمن بحث، ناخواسته بی ادبی از من خدمت شما سر زده، عذرخواهی میکنم، و مادامیکه بحث و فکر و نظر باشد، هیچ مشکلی نیست، اما میدانید که در فضای مجازی نمیدانیم چه کسانی و با چه انگیزه‌هائی مشغول کار هستند، در فضای مجازی، هیچ کس معلوم نیست چه کاره است؟ و در حرفهایش و انشا‌های زیبایش، چه قصد و مقصد و مقصودی دارد؟ زمان ما همه (اسب تروا) شنیده‌اند، بهترین فضا برای اسب تروا، فضای مجازی است، اول، همه چیز یک مسلمان را در آن تشکیک میکنند جز قرآن، و وقتی همه چیز را از او گرفتند، بسیار راحت در یکی دو جلسه، قرآن را هم از او میگیرند، و این معنای اسب تروا است که ماسک تمسک قرآن و بازگشت به توحید بر چهره دارد.
 
 خدا عاقبت خیر عنایت فرماید.
صفحه: 1 ... 8 9 [10]