نویسنده موضوع: پیرامون تکنولوژی  (دفعات بازدید: 9101 بار)

آفلاین علی م

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 30
پیرامون تکنولوژی
« : ژانویه 30, 2016, 08:17:42 pm »
بسم الله الرحمن الرحیم

چند وقتی است که سوالاتی پیرامون تکنولوژی و اینکه آیا اساساً این پیشرفت های مادی از نظر اسلام راجح است یا مرجوح، ذهن قاصرم را درگیر کرده است. به همین بهانه، بحث را مطرح میکنم تا به فضل الهی، بزرگواران با نظراتشان بحث را به سرانجام برسانند:

دنیا طریقیت دارد نه موضوعیت، و پیشرفت های مادی تا جایی ممدوح است که در راستای تحقق حداکثری هدف خلقت (= قرب حضرت حق) قرار بگیرد، و اگر بیش از این میزان به پیشرفت های مادی بها داده شود (حتی اگر قصد نداشته باشند در برابر راه حق مانع تراشی کنند) خروج از آن چیزی است که خداوند مقرر فرموده، و لاجرم حب دنیا در دل قرار می گیرد (چون نگاه طریقی به دنیا را کنار گذاشته ایم) و از خداوند دور می شویم (عن عیسی بن مریم (علیهما السلام): بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ إِنَّ الْعَبْدَ لَا يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يَخْدُمَ رَبَّيْنِ وَ لَا مَحَالَةَ أَنَّهُ يُؤْثِرُ أَحَدَهُمَا عَلَى الْآخَرِ وَ إِنْ جَهَدَ كَذَلِكَ لَا يَجْتَمِعُ لَكُمْ حُبُ‏ اللَّهِ‏ وَ حُبُ‏ الدُّنْيَا. تحف العقول ص503).

در پاسخ به این سوال که چه میزان پیشرفت مادی برای بشر لازم است (یعنی حداکثرش کدام است) می گوییم همان میزان پیشرفت مادی که در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله موجود بود و امثال سلمان فارسی (علیه السلام) توانستند در آن محیط تربیت شوند، برای پیشرفت معنوی کفایت می کند، و بیش از این مقدار، نه تنها ممدوح نیست که مانع است (چون ناشی از نگاه أصالی به دنیاست). به عبارتی، نمی شود نگاهمان به دنیا أصالی باشد ولی حب دنیا در دلمان نباشد! بلی، باید شرایط مادی در سرتاسر جهان به گونه ای باشد که امکان رشد معنوی برای همه مستعدین فراهم شود، ولی برای این کار نیاز به این اسباب آلات مادی نیست، چندان که جناب اویس قرنی با ارتباط قلبی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به درجات بالایی از قرب رسید.

با نظر و تأمل در تاریخ، می فهمیم که تمام نیازهای بشری در زمان گذشته برآورده شده بود. چون هیچ کمبودی احساس نمی کرده اند و خداوند نیز بارها در قرآن کریم به نعمات گوناگون مادی (أنعام، أشجار، ثمرات، عسل، باران و...) اشاره کرده و فرموده همه اینها را برای رفع نیاز شما تدارک دیده ایم، بدون آنکه شما زحمت خاصی کشیده باشید (أ أنتم تزرعونه ...، أ أنتم أنشأتم شجرتها...). دقت در نظام طبیعت هم نشان می دهد که نظامی که خداوند برای ما تدارک دیده (و در قرآن هم بارها به آن اشاره شده) نظامی است که اولاً در ساختار خودش کامل است (یعنی چرخه زندگی را از ابتدا تا انتها دربردارد، هم منابع اولیه اش را تولید می کند و هم زباله هایش را مصرف!)، ثانیاً بی نیاز از کمک بیرونی است (مثلاً انرژی اش تمام نمی شود تا ما نیاز به برق هسته ای داشته باشیم!)، ثالثاً از انسان زحمت خاصی نمی طلبد و موجودات به انسان در این مسیر بسیار کمک می کنند (همت انسان لازم نیست مصروف این امور شود).

این نظام، تمام نیازهای ما را برآورده می کند، مشغله ذهنی ما نیست و از مصادیق کفایت امر توسط خداوند است (و اکفنی ما یشغلی الاهتمام به و استعملنی بما تسألنی عداً عنه)، توحید در آن جلوه گر است و همه اش آیات الهی است (لتستووا علی ظهوره ثم تذکروا نعمة ربکم إذا استویتم علیه و تقولوا سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین)، کاملاً در مسیر هدف اخروی بهینه سازی شده است، همه موجودات عالم در این نظام به انسان کمک می کنند تا با حداکثر فراغ بال به مقام قرب الهی برسد، و مشکلاتی که بر سر راه انسان پیش می آید (بیماری، دوری از آشنایان و...) همگی در همین مسیر تعریف شدنی است. و نکته بسیار مهم اینکه: این مدل زندگی را می توان برای دهها هزار سال تجویز کرد! زیرا همه چیزش از طبیعت گرفته می شود و دوباره توسط طبیعت مصرف می شود (مثل نفت نیست که تا صد سال دیگر تمام شود، مثل هسته ای نیست که زباله های خطرناکش را طبیعت از بین نبرد و ...). همه چیز، کامل و سر جایش است: مصداق حکمت خدای متعال.

در این میان، تکنولوژی چه کار می کند؟ چون جای خالی در این نظام طبیعی وجود ندارد، تکنولوژی برای اینکه جایگاهش تعریف شود، ابتدا نیازهای کاذب (= نیازهایی که برای رسیدن به هدف خلقت لازم نیستند، اگر مانع نباشند) را در نفوس برمی انگیزد، سپس کالایش را عرضه می کند و.... خلاصه آنکه نگاه أصالی به دنیا، نخ تسبیح تمام تکنولوژی های کنونی است.
اشکال: ما اکنون می بینیم که بسیاری از افراد، از همین تکنولوژی در مسیر قرب به خداوند استفاده می کنند. فرزندی که با تلفن احوال مادرش را جویا می شود، مبلغی که با اینترنت پیام دین را به جهانیان می رساند و... و اینها همگی مدیون تکنولوژی است. لذا لازمه تکنولوژی حب دنیا نیست.
پاسخ: تکنولوژی اینگونه نیست که نؤمن ببعض و نکفر ببعض باشد! یا باید همه اش بیاید و یا همه اش برود. فی المثل، مبلغی که می خواهد با اینترنت پیامش را به گوش جهانیان برساند، باید راضی باشد به اینکه مراکز تأمین اینترنت (که فقط در آمریکاست) موجود باشد، و آن هم لازمه اش بقای نظام آمریکاست، و آن هم به معنای رضایت به بقاء حکومت طاغوت است، و حکایت صفوان جمال ...
یا کسی که با تلفن همراهش صله رحم می کند، باید راضی به بقاء مراکز خدمات رسانی باشد، و آنها هم از طرفی محتاج قطعات وارداتی هستند که از کشورهای کفر و طاغوت وارد می شود (= وابستگی ممالک اسلامی به کفار)، و از طرفی محتاج برق است، که این برق هم یا در نیروگاه گازی تولید می شود که مستلزم سوزاندن سرمایه ای است که چند نسل آینده به آن محتاجند و معلوم نیست ما حق این مقدار تصرف را داشته باشیم، یا در نیروگاه هسته ای که زباله هایش آفت طبیعت است و...

وانگهی، اساساً کدامیک از اینها نیاز واقعی است؟ وقتی راه ارتباطی بین شهرهای مختلف برقرار نباشد، کسی هم انتظار صله رحم ندارد و ارتباط نگرفتن، نشان از قطع رحم نیست، ولی وقتی این راه ها برقرار شد، انتظارها به وجود می آید و اتلاف أعمار...

یا وقتی فضای مجازی نداریم، انتظار آن است که مبلغین حضوراً به مناطق نیازمند بروند، و تبلیغ حضوری هم برکاتش بیشتر است و هم ثمراتش، و هذا ما لاینکره أحد...
خلاصه آنکه: ما چه نیاز حقیقی ای داریم که بدون تکنولوژی برآورده نمی شود؟ آثار مخرب وابستگی ملل اسلامی به جهان کفر را چگونه می توانیم جبران کنیم؟ (تکنولوژی یعنی بازی کردن در زمین حریف، چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بفهمیم و چه نفهمیم...) آثار مخرب تکنولوژی بر طبیعت را چگونه جبران کنیم؟ چه کسی پاسخگوی حقی است که از نسل های آینده پایمال می شود؟

از بزرگواران می خواهم که در این بحث مشارکت کنند تا به فضل الهی، واضح شدن حقیقت حاصل این مباحثه باشد.

آفلاین سلام

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 4
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #1 : ژانویه 30, 2016, 09:13:50 pm »
باسمه تعالی
بحث خوبی را مطرح کردید.
اما شاید مجموع مباحثتان را در این خلاصه می کردید بهتر بود که آیا با توجه به منشا اختراعی وفکری برخی تکنولوژی ها که در غرب است آیا امکان بکار گرفتن آنها وجهت توحیدی دادن در سطوح مختلف جامعه برای کارهای مختلف امکان پذیر است یا نه؟ که در زمین آنها بازی نکنیم وتقویت وتسلط کفر لازم نیاید...
اصولا حدود آیه شریفه" و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم و آخرين من دونهم "تا کجاها با مناسبت زمانها پیش می رود؟
منقول است مرحوم آیت الله شاه آبادی اوایل خیلی به بلندگو میکروفون روی خوش نشان نمی دادند واین هم البته از جهت ماهیت نفوذ وشیوع پیوست فرهنگی اجناس کفر بوده است ولی وقتی برای ایشان توضیح دادند فرمودند:«اشکال ندارد،یک وسیله ایی برایم بیاورید که همه دنیا صدای من را بشنود،صدای من را باید همه دنیا بشنود»...


آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #2 : ژانویه 31, 2016, 09:52:21 am »
برای اینکه بحث دقیق و علمی باشد باید چند نکته را در نظر گرفت:

۱- تعریف دقیق تکنولوژی چیست؟ باید دربحث علمی از واژه‌های منعطف ذو وجوه استفاده نکرد، مثل (نخ تسبیح تمام تکنولوژی های کنونی) ، مگر طبیعت تکنولوژی، نباید شناخته شود تا ببینیم کنونی آن با غیر کنونی چه فرقی دارد؟ آیا تعریف علمی ماشین، شامل، مثل یک اهرم ساده میشود یا خیر؟ و اهرم ساده هر چند به قول شما طبیعت برای انسان فراهم کرده، اما شناخت فن اهرم که دسته اهرم را با رأس اهرم اشتباه نگیرد هم آیا بیهوده است؟ آیا نباید برای (پاسخ: تکنولوژی اینگونه نیست که نؤمن ببعض و نکفر ببعض باشد) فکری کرد؟



۲- آیا میخواهیم نظر شارع را راجع به تکنولوژی بدانیم یا اینکه میخواهیم خودمان تحلیل منافع و مضار تکنولوژی در مسیر تکاملی انسان بنماییم؟ اگر میخواهیم نظر شارع را بدانیم باید به روش استظهار فقهی در ادله شرعیه تامل کنیم، و سرد حکم احکام شرعیه، کار را تمام نمیکند، چه برسد به ذکر بعض آنها! و اگر میخواهیم خودمان تحلیل کنیم حتی با لحاظ ادله شرعیه در بهترین نحوه سیر انسان از دنیا به آخرت، پس باید یک ضابطه دقیق کاربردی ارائه دهیم، و نیز تخصیص دلیل عقلی هم نزنیم! شبیه اینکه نمیتوان گفت: بوسیدن درب حرم شرک است اما بوسیدن حجر الاسود شرک نیست! چرا؟ چون پیامبر خدا (ص) آن را بوسیدند! آیا پیامبر و شرک؟ مگر لئن اشرکت لیحبطن عملک، خطاب به کیست؟ و در اینجا هم آیا نباید برای: (پاسخ: تکنولوژی اینگونه نیست که نؤمن ببعض و نکفر ببعض باشد!) فکری کرد؟




۳- اما اینکه فرمودید: (در این میان، تکنولوژی چه کار می کند؟ چون جای خالی در این نظام طبیعی وجود ندارد) اهمیت تعریف دقیق تکنولوژی را روشن میکند، در اینکه قرآن کریم میفرماید: أتبنون بکل ریع آیة تعبثون و تتخذون مصانع لکم لعلکم تخلدون، هیچ حرفی نیست، اما مگر خدای متعال نمیفرماید:

وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابيلَ تَقيكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابيلَ تَقيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ (النحل81)


آیا لباس که مورد نیاز همه است طبیعت بدون صنعت فراهم کرده است؟ مگر وقتی آن لباس آماده شده، افتاد، مجبور نشدند: فطفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة؟ جهات معنوی و باطنی این لباس به جای خود، و لباس التقوی ذلک خیر:

يا بَني‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ (الأعراف26)
يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ (الأعراف27)

چقدر زیبا در این آیات بین ظاهر و باطن، در تعبیر معجز، جمع شده است؟!


آیا اگر خداوند صنعت زره‌سازی را با اعجاز ألنّا له الحدید، یاد داد، برای دیگران تحریم فرمود؟ بر حسب ظاهر در آیه سابق، سرابیل تقیکم الحر، لباس معمولی است ولی (سرابیل تقیکم باسکم) لباس نظامی است، برای آهن فرمود: فیه بأس شدید و منافع للناس، و تصریح به آن در آیه شریفه دیگر آمده: (لتحصنکم من بأسکم):

وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ (الأنبياء80)


آیا اینکه در آیات متعدد از واژه سخّر لکم استفاده شده منظور تسخیر یک جانبه است؟ در این آیه دقت بفرمایید:

وَ هُوَ الَّذي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (النحل14)


آیا کشتی که در این آیه میفرماید منظور فقط یک تکه چوب است که بر آن سوار شوید یا محتاج صنعت و تکنیک است؟ آیا این آیه که میفرماید:

وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْني‏ فِي الَّذينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ (هود37)

منحصر میکند صنعت کشتی را به وحی الهی که برای غیر ایشان ممنوع است؟ آیا این آیه میگوید: چون طبیعت، پاره چوبی برای شما فراهم کرده حق ندارید مثل حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام صنعت کشتی سازی را دنبال کنید؟


آیا سلطان در آیه شریفه که میفرماید:

يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (الرحمن33)

آیا فقط سلطان معنوی و باطنی است در سیر به سوی صحنه محشر اعظم، که ظاهر آیات بعد آن هم دلالت میکند؟ یا اینکه مانعة الجمع نیست، و سلطان، سلطان مطلق علم است، قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتدّ الیم طرفک، آیا این علم، قابل تعلیم به دیگری هست یا مختص آصف بوده است؟ آیا (یعملون) در این آیه شریفه چیزی جز تکنیک و صنعت است؟:

أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ  وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعيرِ  يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحاريبَ وَ تَماثيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ (سبأ 13)




۴- اما اینکه فرمودید: (همان میزان پیشرفت مادی که در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله موجود بود) آیا پیشرفت زمان حضرت ابراهیم (ع) کافی نبود؟ و اگر زمان معصومین (ع) پیشرفتی حاصل شد لغو بود؟ آیا مثل این عینک ساده که همه از آن استفاده میکنند، بدون تکنیک، و سپس صنعت، ممکن است؟ و آیا میتوان گفت: چون در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله نبوده پس لغو است؟ آیا (ودّ الذین کفروا لو تغفلون عن اسلحتکم) فقط شامل اسلحه زمان رسول الله صلی الله علیه و آله است؟




۵- یکی از وجوهی که میتواند مقصود از این آیه شریفه باشد، همین مرکب‌های مصنوع امروزی است:

وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَميرَ لِتَرْكَبُوها وَ زينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ (النحل8)

و لسان قرآن کریم در نسبت دادن صنعت عباد به خدای متعال، بر هیچ کس پوشیده نیست، در این آیه شریفه به زیبایی بین طبیعی و مصنوعی جمع فرموده است:

وَ الَّذي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ (الزخرف12)


لذا به نظر میرسد ارائه یک تعریف دقیق از تکنولوژی و نیز ارائه ضابطه کاربردی دقیق، مورد نیاز پیشرفت صحیح و منطقی این بحث است.

.
« آخرين ويرايش: ژانویه 31, 2016, 10:11:12 am توسط حسين »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #3 : ژانویه 31, 2016, 01:27:08 pm »
اصولا حدود آیه شریفه" و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم و آخرين من دونهم "تا کجاها با مناسبت زمانها پیش می رود؟
به نکته خوبی اشاره کردید، اصولا در طول تاریخ، بیشترین فن‌آوری و همچنین بهره‌وری در حوزه نظامی بوده است، حتی لفظ (استراتژیک) را هم حوزه‌های دیگر از حوزه نظامی وام گرفته‌اند، واهمه بشر از کشته شدن و حرص بر کشتن دشمن، بالاترین توان دهنی بشر را صرف خود کرده است، همین اینترنت، در ابتدا یک پروژه پنتاگون بود برای اینکه اگر بخشی از شبکه در اثر بمباران آسیب دید چگونه اصل شبکه پایدار بماند؟ به هر حال کفار قرار نیست دست از کفر و کافری و حیله برای قتل مؤمنین دست بردارند، پس دستور شرع برای این مطلب چیست؟
.

آفلاین علی م

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 30
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #4 : ژانویه 31, 2016, 08:47:34 pm »
ضمن تشکر از شما بابت نکات مهمی که متذکر شدید (مخصوصاً شواهد قرآنی که با دقت گزینش شده بودند). بنده قبل از آنکه بخواهم ابهاماتی که نسبت به عبارات شما در ذهنم وجود دارد را مطرح کنم، ابتداءاً نظر اثباتی خودم را با تفصیل و دقت بیشتری مطرح می کنم. از سایر بزرگواران هم تقاضا دارم در بحث شرکت کنند:

تعریف دقیق تکنولوژی:
ممکن است کسی هرآنچه مصنوع بشر است و طبیعت به خودیِ خود آن را به ارمغان نیاورده باشد، تکنولوژی بداند. با این نگاه، از چاقو و صندلی گرفته تا موبایل و تب لت، همگی ذیل تکنولوژی می گنجند. اما بنده به دلایلی این تعریف را نمی پسندم (معنای متبادر از «تکنولوژی» در بین فارسی زبانان معاصر، مثلاً شامل صنعت ساخت چاقوی آهنی و صندلی چوبی نمی شود). لذا به همه آنچه مصنوع بشر است «دستاورد بشری» اطلاق میکنم اما تعریف دیگری برای تکنولوژی ارائه می دهم:
دستاوردهای بشری همگی از صناعت بر روی مواد اولیه ای به وجود آمده که این مواد، در طبیعت موجود بوده است. حال یا فرآیند تولید، فرآیندی پیچیده بوده و وسائط زیادی در میان بوده تا محصول نهایی به دست آید (مثل صنعت تولید موبایل) و یا این فرآیند، فرآیند ساده ای است مثل ساخت صندلی چوبی که وسائط خاصی بین طبیعت و محصول نهایی وجود ندارد.


اکنون می گوییم: دستاوردهای بشری را به دو قسم تقسیم می کنیم:

• دستاوردهایی که «تنها و تنها» با فعالیت بر روی مواد اولیه ای به دست آمده که این مواد اولیه ی طبیعی:
○ یا در یک فرآیند کوتاه مدت توسط طبیعت «بازتولید» می شوند (مثل صنعت ساخت صندلی چوبی که مادۀ اولیه اش در یک فرآیند کوتاه مدت (حتی شاید 20 ساله، ولی به نسبت فرآیند تولید نفت (میلیون ها سال!) بسیار کوتاه تر است) بازتولید می شود).
○ و یا آنچنان به وفور در طبیعت یافت می شود که با وجود مصرف انسان ها در هزاران سال، باز هم تمام نمی شود، مثل آهن (که تخمین زده می شود منابع سنگ آهن موجود در کل معادن جهان، بالغ بر800 میلیارد تن باشد(!) که اکنون فقط 160 میلیارد تن از آنها آماده بهره برداری است!)

• دستاوردهایی که اینگونه نباشد؛ یعنی مواد اولیه اش (بعضاً یا کلاً) یا در چرخه کوتاه مدت باز تولید نشود، و یا آنکه به وفور در طبیعت موجود نباشد. مثلاً صنعت پلاستیک به نفت وابسته است که پیش بینی شده کمی بیش از 2050 تمام شود، انرژی هسته ای به اورانیوم که پیش بینی شده کمی بعد از 2080 تمام شود و... اینفوگرافی مربوط به معادن را در این لینک ببینید: http://www.minews.ir/images/docs/files/000013/nf00013575-1.jpg

بنده به این دستاوردهای اخیر، اطلاق «تکنولوژی» می کنم؛ زیرا -کما اینکه با تأمل روشن می شود- چنین دستاوردهایی به دست نمی آید مگر با وسائط متعددی میان منابع اولیه و محصول نهایی، و آن هم محتاج علم و فناوری است. لذا رسیدن به این محصولات، حاصل تلاش جمعی صنائع مختلف است، و همین قسم از دستاوردها است که نمی شود «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» باشد، زیرا همه صنائع به صورت یک نظام درآمده و در تولید محصولاتشان به هم نیازمندند. البته اگر در این مدعی مناقشه ای هست، زمینه برای بحث وجود دارد.


اکنون می گوییم: بر اساس مبنای «نظام أحسن» که برگرفته از عقل و نقل است، سه نتیجه گرفته می شود (دقت کنید که این سه مطلب باید ثبوتاً وجود داشته باشد، هرچند راه اثباتی برای مصادیقش نداشته باشیم):

1. خداوند باید شرایط زندگی را برای بشر چنان تنظیم کند که تا هزاران سال بتواند بدون مشکل خاصی زندگی کند و تمام نیازهای واقعی اش را برآورده کند (نیاز واقعی = نیازی که در راستای رسیدن به هدف واقعی (= قرب حضرت حق) گزیری از آن نباشد). لذا هم منابع اولیه ی این زندگی باید این مقدار دوام داشته باشد و هم فرآیند استفاده از این منابع، به گونه ای باشد که تا هزاران سال بتوان آن را ادامه داد.

2. این منابع اولیه اولاً هرچه راحت تر و بهتر بتواند به دست بشر برسد (مثلاً اگر ممکن است در سطح زمین باشند، خداوند آنها را در عمق زمین قرار ندهد)، و ثانیاً هرچه ممکن است وسائط کمتری میان ماده اولیه و محصول نهایی وجود داشته باشد تا انسان زحمت کمتری برای ایجاد محصول مورد نیازش متحمل شود. مثلاً اگر امکان داشته باشد آهن به صورت قطعات با خلوص بالا در طبیعت موجود باشد، خداوند چنین تقدیری انجام دهد تا زحمت استحصال آهن حد المقدور کاهش یابد (ولی چون چنین امری میسر نیست و آهن با اکسیژن واکنش نشان می دهد، خداوند آهن را به صورت سنگ آهن در زمین قرار داده است که البته استحصالش زحمت چندانی هم ندارد (به نسبت استحصال سایر مواد معدنی)). ملاحظه شود که در این نتیجه دوم، منظور از عبارت «هرچه ممکن است» و امثال آن، یعنی تا جایی که با حکمت خداوند متعال ناسازگار نباشد.

3. قهراً این دستاوردهای بشری پس از آنکه مصرف شد، زباله هایی را تولید خواهد کرد. نظام أحسن اقتضا دارد که این زباله ها هم توسط طبیعت از بین برود و زحمت از بین بردنش بر عهدۀ انسان نباشد؛ زیرا در غیر این صورت، نمی توان هزاران سال بدون آنکه زندگی در سراشیبی گرفتاری های مادی قرار بگیرد زندگی کرد، کمالایخفی.

اکنون می گوییم: تکنولوژی با تعریفی که ارائه کردیم، در «نظام أحسن» نمی گنجد، چون یا نتیجه اول را ندارد (مثل صنائع پلاستیکی) و یا نتیجه دوم (مثل صنعت هسته ای و صنعت ساخت cpu که هرچند یکی از مواد اولیه اش ماسه های کنار دریاست، ولی فرآیند تولیدش بسیار پیچیده است) و یا نتیجه سوم (مثل فرآیند هسته ای که زباله های خطرناکی دارد، و یا محصولات پلاستیکی که تجزیه اش در طبیعت بیش از 200 سال طول می کشد)، و البته فقدان این نتایج، مانعة الجمع نیست!

لذا این اشکال که کشتی سازی، زره سازی، تولید ألبسه و ... که در قرآن تأیید شده، چگونه با نفی تکنولوژی قابل جمع است، دفع شد؛ زیرا این صنائع در نظام أحسن قابل گنجیدن هستند، و تعریف مختار از تکنولوژی شامل این صنایع نمی شود.


نکته آخر اینکه بر اساس نصوص شرعی:

1. اولین انسان (حضرت آدم علیه السلام) پیامبر الهی بوده و ما از نسل انسان های اولیه نیستیم.

2. خداوند صنعت هایی را به حضرت آدم علیه السلام آموخت تا بتواند نیازهایش را برطرف کند:
وَ قَالَ ص‏ لَمَّا أُخْرِجَ آدَمُ‏ مِنَ الْجَنَّةِ زَوَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ عَلَّمَهُ صَنْعَةَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَثِمَارُكُمْ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ غَيْرَ أَنَّ هَذِهِ تَتَغَيَّرُ وَ تِلْكَ لَا تَتَغَيَّر (مکارم الأخلاق ص170) که طبق برخی از روایات، ظاهراً منظور از «صنعة کل شیء» در این روایت، کشاورزی و کاشت میوه باشد:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا هُبِطَ بِآدَمَ إِلَى الْأَرْضِ احْتَاجَ إِلَى الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ فَشَكَا ذَلِكَ إِلَى جَبْرَئِيلَ ع فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ يَا آدَمُ‏ كُنْ حَرَّاثا (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 260). از این روایت به دست می آید که اگر حضرت آدم علیه السلام صنائع مختلف را از جبرئیل نیاموخت، به دلیل آن است که احساس نیاز نمی کرد، لذا نیازهای واقعی انسان در طی زمان بیشتر می شود و خداوند هم باید راه برآورده کردن آنها را به انسان بیاموزد.

3. هرجا نیاز بوده که صنعت جدیدی ایجاد شود، خداوند از طریق وحی به انبیاء، آن صنعت را ابتداءاً به بشر می آموخته (مثل وحی ساخت کشتی به حضرت نوح، وحی زره سازی به حضرت داود و...) و دلیل اینکه عرض کردم همان مقدار پیشرفت مادی که در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله بوده برای زندگی إلی یوم القیامة کافی است، کامل شدن دین الهی توسط رسول الله صلی الله علیه و آله است، و اینکه تمام جوانب زندگی بشر در این دین دیده شده و همه ی نیازها مد نظر شارع مقدس بوده است.

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #5 : فوریه 01, 2016, 10:01:28 am »
نقل قول
لذا به همه آنچه مصنوع بشر است «دستاورد بشری» اطلاق میکنم اما تعریف دیگری برای تکنولوژی ارائه می دهم:
تکنولوژی فکرآورد بشر است، و به تبع آن، صنعت است که دستآورد بشر میباشد.


نقل قول
اکنون می گوییم: دستاوردهای بشری را به دو قسم تقسیم می کنیم:
استدلال قبلی شما از قبیل: (به عبارتی، نمی شود نگاهمان به دنیا أصالی باشد ولی حب دنیا در دلمان نباشد!) و (کنولوژی برای اینکه جایگاهش تعریف شود، ابتدا نیازهای کاذب (= نیازهایی که برای رسیدن به هدف خلقت لازم نیستند، اگر مانع نباشند) را در نفوس برمی انگیزد، سپس کالایش را عرضه می کند و.... خلاصه آنکه نگاه أصالی به دنیا، نخ تسبیح تمام تکنولوژی های کنونی است.) شامل هر دو مورد است، چون در حوزه علت غائی بود، اما این دو قسم در حوزه شبه علت مادی است، و دو ادبیات است، بخصوص عبارت پایانی که خلاصه سخن بود و مشخصه تکنولوژی هم ز آن معلوم میشد: (خلاصه آنکه: ما چه نیاز حقیقی ای داریم که بدون تکنولوژی برآورده نمی شود؟)


نقل قول
دستاوردهایی که «تنها و تنها» با فعالیت بر روی مواد اولیه ای به دست آمده که این مواد اولیه ی طبیعی: .....بنده به این دستاوردهای اخیر، اطلاق «تکنولوژی» می کنم؛
این تعریف بیشتر یک تقسیم برای صنعت است نه تعریف برای تکنولوژی، چون تکنولوژی فن و علم است که در واقع کشف میشود، اما ماده‌ای که این مکشوف بر روی آن اجرا میشود دخالتی در این مکشوف ندارد، هنر خیاط در عرضه مدل کامل و دوخت مستحکم مناسب آن است، اما اینکه پارچه لباس از چه جنسی باشد ربط مستقیم به مدل لباس ندارد، و همچنین تکنولوژی بافت یک پارچه، ربطی به ماده تار و پود آن پارچه ندارد که پنبه باشد یا نایلون، تکنولوژی موتور دیزل، قابل پیاده شدن در انواع صنایع است، فرق نمیکند این موتور مثلا برای یک تراکتور به کار رود یا کامیون، مشخصه دیزل، در حوزه تکنولوژی داخل است، و ساخت تراکتور در حوزه صنعت است.

از قدیم هم واژه‌هایی در عربی و فارسی مثل حرفه و صنعت داشتند که کمی با هم تفاوت میکند، و همچنین هنر که عربها امروز به آن فن میگویند، و عربهای امروزی به صنعت اصطلاحی، صناعة میگویند، و به تکنولوژی، تقانة میگویند، که شاید مناسب این آیه شریفه باشد: صنع الله الذی أتقن کل شیء، که صنع، صنعت است، و اتقان صنع، تکنولوژی به کار رفته در آنست.



نقل قول
زیرا -کما اینکه با تأمل روشن می شود- چنین دستاوردهایی به دست نمی آید مگر با وسائط متعددی میان منابع اولیه و محصول نهایی، و آن هم محتاج علم و فناوری است. لذا رسیدن به این محصولات، حاصل تلاش جمعی صنائع مختلف است، و همین قسم از دستاوردها است که نمی شود «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» باشد، زیرا همه صنائع به صورت یک نظام درآمده و در تولید محصولاتشان به هم نیازمندند
همانطور که عرض کردم این اختصاصی به نوع دوم ندارد، آیا تکنولوژی لیزر، جزء کدامیک از اینهاست؟ برق و الکترونیک چگونه است؟ آیا دو شرطی که گفتید در اینها چگونه است؟ به کار گیری امواج رادیویی یا صوتی چطور؟ و...



نقل قول
اکنون می گوییم: تکنولوژی با تعریفی که ارائه کردیم، در «نظام أحسن» نمی گنجد،
در حقیقت این نقطه ضعفی برای تکنولوژی نیست بلکه از ضعف تکنولوژی است! و تفاوت بین این دو مهم است، تمام مواردی که شما به عنوان نقطه ضعف تکنولوژی یاد کردید متکی بر دانش کنونی بشر است، و اگر تکنولوژی اینها پیشرفت تصاعدی بکند، همه اینها را حل میکند، اما از حیث تمام شدن منابع، پس اگر در آینده نزدیک، با کمک تکنولوژی، بهره‌وری را در منابع به حد ایده‌آل برسانند به نحو غیر قابل باور، منابع باقی خواهد ماند، بخصوص که جایگزین هم برایش فراهم کنند، آیا محال است استاندارد سوخت به یک سی‌سی برسد؟ و آیا ماشین برقی محال است جایگزین ماشین سوخت فصیلی شود؟

علاوه اگر مثل بعضی که فن‌آوری نانو را موج چهارم انقلاب صنعتی میدانند (بعضی فضای مجازی را موج چهارم میدانند) این تکنولوژی را میدان‌دار آینده صنعت بدانیم، به خوبی از عهده این مشکلاتی که شما گفتید برمیآید، ولی اکنون چون ابتدای رشد آنست قهرا با ضعف دانش و نیز بهره‌وری ضعیف، همراه است، و اگر وارد مرحله کلان خود بشود معلوم نیست چه لوازمی داشته باشد.


نقل قول
چون یا نتیجه اول را ندارد (مثل صنائع پلاستیکی)
صنایع پلاستیکی با دانش و تکنولوژی کنونی، نتیجه اول را ندارد، اما با پیشرفت تکنولوژی در رساندن بهره‌وری به بالاترین حد خود، حفاظت منابع برای زمانهای بسیار طولانی در دستور کار قرار میگیرد، بلکه آیا بعید است که وقتی بشر احساس کرد روزهای آخرین سوختهای کربنی است به فکر نفت مصنوعی بیفتد؟ و بعد به مرحله تولید انبوه برساند؟ البته اشتباه در اینها از مثل بنده که تخصص ندارم عجیب نیست ولی برخورد کردم که کسانی به سرعت حکم به عجز میکنند.


نقل قول
و یا نتیجه دوم (مثل صنعت هسته ای و صنعت ساخت cpu که هرچند یکی از مواد اولیه اش ماسه های کنار دریاست، ولی فرآیند تولیدش بسیار پیچیده است)
فرایند پیچیده در ابتدا سخت است اما مع العسر یسرا، وقتی این فرایند روتین شد و شکل صنعتی به خود گرفت، مکانیزه میشود، و تمام عرف عقلاء میگویند: آن خرج به این دخل، ارزش داشت!


نقل قول
و یا نتیجه سوم (مثل فرآیند هسته ای که زباله های خطرناکی دارد، و یا محصولات پلاستیکی که تجزیه اش در طبیعت بیش از 200 سال طول می کشد)،
اولا در تکنولوژی هسته‌ای، فقط شکافت هسته نیست که زباله داشته باشد، و آینده با جوش هسته اداره خواهد شد، و ثانیا همین امروز به فکر افتادند و پروژه‌هایی را شروع کردند برای بازیافت سریع پسماند سوخت، و همانطور که عرض کردم هر چه هست از ضعف تکنولوژی است، نه از خود تکنولوژی!

و همچنین بازیافت پلاستیک در زمان کوتاه، محال نیست، بلکه بازیافت سریع آن با نظیر فن نانو، امری معقول است.


نقل قول
لذا این اشکال که کشتی سازی، زره سازی، تولید ألبسه و ... که در قرآن تأیید شده، چگونه با نفی تکنولوژی قابل جمع است، دفع شد؛ زیرا این صنائع در نظام أحسن قابل گنجیدن هستند، و تعریف مختار از تکنولوژی شامل این صنایع نمی شود.
ولی اشکال شما، (خلاصه آنکه نگاه أصالی به دنیا، نخ تسبیح تمام تکنولوژی های کنونی است.) بود، نه ناهماهنگی با نظام احسن، و این اشکال در هر دو قسم موجود است کما مرّ.



نقل قول
از این روایت به دست می آید که اگر حضرت آدم علیه السلام صنائع مختلف را از جبرئیل نیاموخت، به دلیل آن است که احساس نیاز نمی کرد،
در روایتی دیده‌ام که تعلیم اسماء به حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام به این صورت بود که مجموع حرف و صنایعی که تا روز قیامت در ذریّة حضرت ظهور میکند به صورت جمعی به ایشان اعطاء شد اما کم‌کم و به تدریج تا روز قیامت ظهور میکند، و به تعبیر امروزی در هر بشری ژن وراثتی تمام فنون و حرف و صناعات هست، تا کجا و در چه زمانی فعال شود، ولی فعلا پیدا نکردم، و در بحار به آن شاره کردند اگر مقصودشان روایت باشد: (بحار الأنوار(ج‏26/193) و قد فسر تعليم الأسماء لآدم ع بما يشمل جميع الصناعات.)، هر کدام از عزیزان منبع این را را به خاطر دارند بفرمایند.
.
« آخرين ويرايش: فوریه 01, 2016, 10:09:57 am توسط حسين »

آفلاین علی م

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 30
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #6 : فوریه 01, 2016, 09:23:15 pm »
ابهاماتی و نکاتی پیرامون پاسخ اخیرتان به ذهن قاصرم رسید که عرض میکنم:

اولاً بنده تعبیر شما در مورد تکنولوژی و صنعت را می پسندم و از این به بعد، تکنولوژی را به علم و فکرآورد اطلاق می کنم (هرچند قبلاً مرادم از تکنولوژی، دستاورد بود).

ثانیاً بنده در پست قبلی، نظر اثباتی ام را بیان کردم، و حاصلش این بود که نظام أحسن اقتضا دارد که اگر انسان در این نشئه برای رسیدن به هدف خلقتش محتاج چیزی باشد، تمام اجزاء عالم به او در برآوردن حاجتش مهما أمکن کمک کنند، و چون هدف خلقت انسان تقرب الی الله است (فعلاً کاری به تفسیر مفهومش نداریم، ولی در این مشترکیم که مصداقش سلمان شدن است) هرآنچه نیاز برای نیل به این هدف است، نظام أحسن برای ما تدارک ببیند. بنده ادعا کردم که وقتی با امکانات مادی زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله) (که دین خاتم را آورده و جمیع ما یحتاج إلیه وُلد آدم إلی أن تفنی الدنیا (بصائر الدرجات ج1 ص148) در سنتش موجود است) امثال سلمان تربیت شده اند، این یعنی آن مقدار امکانات مادی که برای رسیدن به هدف خلقت نیاز بوده، در همان زمان وجود داشته است. پس اگر امکانات مادی بیش از این مقدار شود، نمی تواند ناشی از نگاه طریقی به دنیا باشد، بلکه «فقط و فقط» ناشی از نگاه أصالی به دنیاست (لو عَقِلَ أهلُ الدنیا خَرِبَت (عدة الداعی ص137)). در مورد آن دسته از صنائعی که در زمان رسول خدا موجود بوده، همگی آنها ذیل قسم اول از پست قبلی می گنجند. البته این بدان معنا نیست که همگی آنها در تقرب الی الله نقش داشته باشند. مشرکان بت های چوبی را با همان صنعتی می ساختند که کشتی را! مضافاً که ممکن است دو نفر کار واحدی را انجام دهند، ولی یکی برای مقصد شیطانی و با نگاه اصالی به دنیا، و دیگری برای مقصد الهی و با نگاه طریقی به دنیا. اما جان مطلب در این است که صنائعی که در قسم اول از تقسیم پیش گفته می گنجند، امکان دارد که با نگاه طریقی به دنیا از آنها استفاده کنیم، ولی صنائعی که در قسم دوم جای دارند، امکان ندارد که با نگاه طریقی به دنیا از آنها استفاده کنیم، و اصلاً کسی به سراغ این صنائع (و طبعاً تکنولوژی ساخت این صنائع) نمی رود مگر با نگاه أصالی به دنیا. به خیالم می رسد که اگر بحثی هست، پیرامون همین ادعای اخیر مطرح شود.

اما پیرامون مطالب حضرتعالی:

نقل قول
استدلال قبلی شما از قبیل.... شامل هر دو مورد است، چون در حوزه علت غائی بود، اما این دو قسم در حوزه شبه علت مادی است، و دو ادبیات است، بخصوص عبارت پایانی که خلاصه سخن بود و مشخصه تکنولوژی هم از آن معلوم میشد: (خلاصه آنکه: ما چه نیاز حقیقی ای داریم که بدون تکنولوژی برآورده نمی شود؟)

طبق تعریفی که در پست قبلی کردم، و طبق بیانی که در باب «نظام أحسن» مطرح شد، اینگونه نیست که ما نیازی حقیقی داشته باشیم، ولی راه رفع آن «تنها و تنها» استفاده از صنائع قسم دوم باشد. بنده بر این مطلب اصرار دارم که هر نیاز حقیقی، باید در نظام أحسن از طریق صنائع قسم اول قابل برطرف کردن باشد. این هم ادعایی است که می تواند محور گفتگو باشد.

نقل قول
آیا تکنولوژی لیزر، جزء کدامیک از اینهاست؟ برق و الکترونیک چگونه است؟ آیا دو شرطی که گفتید در اینها چگونه است؟ به کار گیری امواج رادیویی یا صوتی چطور؟ و...
قطعا این مواردی که برشمردید، همگی جزء صنائع دسته دوم محسوب می شود. زیرا اینگونه نیست که تمام مواد اولیه ای که این صنائع از طبیعت بگیرند، یکی از دو شرط مذکور (بازتولید، وفور) را داشته باشد (به بیان شیمیایی، یکی از مواد اولیه نقش «محدود کننده» برای ساخت این محصولات را دارد، و به بیان حوزوی نتیجه تابع أخس مقدمات است!)


نقل قول
تمام مواردی که شما به عنوان نقطه ضعف تکنولوژی یاد کردید متکی بر دانش کنونی بشر است، و اگر تکنولوژی اینها پیشرفت تصاعدی بکند، همه اینها را حل میکند
بنده به خیالم می رسد که بحث را به صورت قضایای حقیقیه مطرح کردم نه خارجیه، یعنی اصلا کاری با واقع کنونی نداشتم، بلکه هرگونه پیشرفتی که جزء صنائع قسم اول نباشد را مذموم دانستم و آن را غیر قابل گنجاندن در نظام أحسن برشمردم. مطالب دیگری که در ادامه فرموده اید، ناظر به این ادعا نیست و شما می فرمایید که این مسائل حل خواهد شد. بنده ادعا میکنم که «طبق نظام أحسن» هرچقدر این صنائع قسم دوم پیشرفته تر شود، باز هم نظام أحسن نخواهد بود! مضاف بر اینکه از کجا می توان پیش بینی کرد که «اگر تکنولوژی اینها پیشرفت تصاعدی بکند، همه اینها را حل میکند»؟ مگر در ادامه نفرموده اید:
نقل قول
اگر وارد مرحله کلان خود بشود معلوم نیست چه لوازمی داشته باشد.
به ذهن قاصرم می رسد که با علم ناقص، نمی توانیم پیش بینی کنیم که پیشرفت های مادی چه لوازم و آثاری خواهد داشت، ولی با نگاه کلامی و اعتقادی می توانیم بگوییم که آن هماهنگی تام بین تمام اجزای عالم (که جزء لوازم قطعی نظام أحسن است) در این نظام خودساخته وجود نخواهد داشت.

مطالب بعدی هم که فرموده اید (که ممکن است بهره وری از منابع به طرزی باورنکردنی افزایش یابد و...) همگی احتمالاتی است که علاوه بر استبعاداتی که دارد (و بعضاً اشکالاتی که دارد، مثل اینکه فرموده اید «آیا ماشین برقی محال است جایگزین ماشین سوخت فسیلی شود» که به نظرم دردی دوا نمی کند، زیرا همان ماشین برقی هم انرژی اش را باید از نیروگاهی تأمین کند که آن نیروگاه، یا با سوخت فسیلی کار می کند، یا با سوخت هسته ای و...) ناظر به بحث بنده پیرامون «نظام أحسن» نبود، بلکه همگی نهایتاً امکان بهبود اوضاع کنونی و بغرنج نشدن مشکلات در آینده را مطرح می کرد، که بنده امکانش را رد نمی کنم، ولی ادعا می کنم هرچقدر هم پیشرفت کند داریم از نظام أحسن دور می شویم. البته شخصاً باور دارم که آنچه می فرمایید، صحیح نیست؛ یعنی این بهره وری های اندک و آن بازیافت های سریع، راه به جایی نخواهد برد، چون باید طبیعت به کمک انسان بیاید، و دلیلی نداریم که طبیعت با نظامی غیر از نظام أحسن هماهنگ باشد، بلکه دلیل داریم که هماهنگ نباشد. این هم یکی از محل های مورد بحث و گفتگوست.


نقل قول
ولی اشکال شما (خلاصه آنکه نگاه أصالی به دنیا، نخ تسبیح تمام تکنولوژی های کنونی است.) بود، نه ناهماهنگی با نظام احسن
این دو مطلب ملازم هم هستند؛ زیرا نظام احسن یعنی نظامی که با هدف خلقت (= قرب الی الله) هماهنگی تام داشته باشد، و قطعا در این نظام، دنیا طریقیت دارد نه أصالت. لذا نگاه أصالی به دنیا، مصداقی از ناهماهنگی با نظام أحسن است.

اما در مورد اشکالاتتان پیرامون پیشرفت های نظامی، ان شاء الله در آینده سیاهه ای می نویسم، اگر توفیق الهی همراه باشد.

خاضعانه تقاضا دارم سایر بزرگواران هم در بحث شرکت کنند.

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #7 : فوریه 01, 2016, 11:50:37 pm »
نقل قول
ولی صنائعی که در قسم دوم جای دارند، امکان ندارد که با نگاه طریقی به دنیا از آنها استفاده کنیم، و اصلاً کسی به سراغ این صنائع (و طبعاً تکنولوژی ساخت این صنائع) نمی رود مگر با نگاه أصالی به دنیا.
آیا امکان ندارد از حیث کاربری یا از حیث مهندسی و طراحی یا از حیث هر دو؟

نقل قول
ولی ادعا می کنم هرچقدر هم پیشرفت کند داریم از نظام أحسن دور می شویم.
در این بحث، زوایای مختلفی هست که هنوز وارد آنها نشده‌ایم، یکی از آنها مسأله نظام احسن است، این اصطلاح، یک تعبیر کل‌نگر است، و یک مفهوم فلسفی است، و قرار نیست کسی بتواند این نظام را تغییر دهد، کوچکترین تغییری که رخ میدهد، خود جزئی از نظام احسن در بعد چهارم آن است، در روایت فرمودند: ان الصدقة من القدر، در عین حالی که فرمودند: الصدقة تردّ القضاء ولو ابرم ابراما، هیچ کافری با نگاه اصالی سراغ دنیا نمیرود مگر اینکه خود جزئی از این نظام است، در روایت کافی از امام کاظم علیه السلام: بنوره عاداه الجاهلون، بنابر این با مفهوم فلسفی نظام احسن نمیتوان لوازم غیر لازم بر آن بار کرد، و از اینجا بحث دوم مطرح میشود، که از کجا وقتی نظام احسن شد و برای هدف قرب طراحی شد باید سه خصوصیت مذکور در فرمایش شما را داشته باشد؟ یعنی سه خصیصه دوام منابع و سهولت دستیابی و خودبازیافتی، از کجا لازمه احسن بودن و به غایت خلقت رساندن است؟ آیا  حفت الجنة بالمکاره یعنی چه؟ البلاء للولاء؟ مگر در حین سخت‌کوشی لا تلهیهم تجارة و لا بیع ممکن نیست؟ لقد خلقنا الانسان فی کبد به چه معنا است؟ آیا در دنیا هم باید و جنی الجنتین دان باشد؟! در روایت دارد به محض اراده کردن، خود میوه خم میشود و به لب‌های مؤمن نزدیک میشود تا بدون تکان دادن سر، آن را بخورد!
.
« آخرين ويرايش: فوریه 01, 2016, 11:53:38 pm توسط حسين »

آفلاین علی م

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 30
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #8 : فوریه 04, 2016, 05:14:19 pm »
نقل قول
آیا امکان ندارد از حیث کاربری یا از حیث مهندسی و طراحی یا از حیث هر دو؟

هر دو. مثالش آن است که وقتی فیزیکدانان با پارادایم فیزیک نیوتنی همه مسائلشان حل می شد، اصلاً کسی به این فکر نمی افتاد که طرحی نو دراندازد و بیش از پیش، کاوش ها را جلو ببرد. اما وقتی با مسائلی مواجه می شویم که توان حل آنها را با مدل نیوتنی نداریم، مجبوریم در پیش فرض هایمان تجدید نظر کنیم و نتیجه اش انقلاب علمی است...
شبیه همین مسأله در مورد تکنولوژی هم مطرح است. وقتی نگاهمان «آخرت محور» شد (= نگاه طریقی به دنیا) و با میزان دانش و فناوری موجود، توانستیم نیازهای طبیعی و واقعی را برآورده کنیم، طبعاً به این فکر نمی افتیم که دانش و تکنولوژی را افزایش دهیم (چون نگاهمان به دنیا طریقی بود نه أصالی) و قهراً به سمت رشد معنوی و أخروی جهتگیری می کنیم. ولی وقتی نیازهای کاذب ایجاد شد (در اثر نگاه اصالی به دنیا)، برآوردن آن نیازها دانشمندان را به پیش برد علوم مادی سوق می دهد. البته شنیده ام که هستند افرادی در کشورهایی مثل فرانسه، که عاشقانه و بدون نگاه مادی برای پیشبرد علوم پایه تلاش می کنند، و هیچ حمایتی هم دریافت نمی کنند! ولی نوع پروژه های به ظاهر علمی، اگر امیدی به ثمردهی در پروژه های عملی از آنها نرود، بودجه شان روز به روز کمتر می شود. مسأله هدایت پروژه های پژوهشی بر اساس نگاه اقتصادی آنقدر در غرب مهم است که به عنوان مثال، بر سر اینکه اوباما 3 میلیارد دلار بودجه برای پروژه ی به دست آوردن «نقشه فعالیت مغز» (brain activity map) به کنگره پیشنهاد داد، اختلافات و نزاع هایی رخ داد که آیا به بازگشت سرمایه اش می ارزد دارد یا نه؟!

نقل قول
مسأله نظام احسن ... این اصطلاح، یک تعبیر کل‌نگر است، و یک مفهوم فلسفی است، و قرار نیست کسی بتواند این نظام را تغییر دهد، کوچکترین تغییری که رخ میدهد، خود جزئی از نظام احسن در بعد چهارم آن است

معنای حضرتعالی، معنای صحیحی است اما مراد بنده این معنا نبود. البته تقصیر از بنده است که خروج از اصطلاح کرده ام. قطعاً می دانیم که تقدیر الهی این است که اختیار انسان یکی از مؤلفه های مؤثر در اتفاقات جهان باشد، و در هر حال خداوند نظام جهان را با حکمتش به گونه ای طراحی کرده که با وجود تأثیرگذاری تمام مؤلفه ها، مجموعاً بهترین نظام ممکن باشد، حتی اگر سید الشهداء سلام الله علیه هم به شهادت برسد. محل بحث در اینجا نیست.

آنچه بنده مد نظر داشتم این بود که در نظام خلقت، هرموجودی جایگاهی دارد (العدل وضع کل شیء موضعه)، ظرفیتی دارد، فعالیت هایش در محدوده خاصی تعریف شده است و... انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. خداوند سایر موجودات را تکویناً در مسیری که باید باشند هدایت می کند (و أوحی ربک إلی النحل...)، ولی انسان چون قرار است با پای اختیار حرکت کند، برنامه «انسان زیستن» را به صورت شریعت و توسط رسولان (صلوات الله علیهم أجمعین) به او ابلاغ کرده است. آن جایگاهی که خداوند در این نظام هستی برای انسان در نظر گرفته، در کمال تلائم و هماهنگی با مجموعه خلقت است (کما اینکه سایر موجودات با هم کمال هماهنگی را دارند و اگر فسادی در زمین هست، به خاطر سوء اختیار انسان است: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس) و تا هزاران سال قابلیت دوام دارد و منجر به فسادی در زمین نمی شود (و لو أن أهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض، تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الأرض و لا فساداً). منظور بنده از «نظام أحسن» همان جایگاهی است که خداوند برای انسان تقدیر فرموده، و تشریعاً از او خواسته که در آن جایگاه باشد و از آن تعدی نکند. قهراً اگر انسان برای رسیدن به مطلوبش (= هدف خلقت انسان) نیازی داشته باشد، شریعت باید راهی برای برطرف کردن آن نیاز تعیین کرده باشد (الشریعة صلاح البریة. غررالحکم ص43). این سه خصیصه ای که بنده ذکر کردم (دوام منابع، سهولت دستیابی و خودبازیافتی) با تأمل در همین نظام أحسن است که نهایت تلائم را با طبیعت دارد و هزاران سال می تواند دوام داشته باشد. فعالیت های انسان محتاج ورودی هایی است (مثل غذا خوردن که محتاج مواد غذایی است) و مستلزم خروجی ها و زباله هایی است. کمال تلائم طبیعت با انسان وقتی رخ می دهد که اولاً تمام ورودی ها را طبیعت تأمین کند، و ثانیاً این فرآیند تولید ورودی ها دوام داشته باشد. در مورد خروجی ها هم طبیعت باید به کمک انسان بیاید و زباله ها را از بین ببرد تا پس از مدتی، فسادی در زمین ازین بابت روی ندهد. بحث سهولت دستیابی هم از این جهت است که مهما أمکن باید منابعی که انسان برای رفع حوائجش به آنها نیاز دارد، در دسترس او باشد، و الا کمال تلائم منتفی خواهد بود.

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : پیرامون تکنولوژی
« پاسخ #9 : فوریه 05, 2016, 09:54:04 am »
خوب، به نظر شما راهکار برون‌رفت از وضع موجود چیست؟
.

کلیدواژه ها: