نویسنده موضوع: یک خداپرست در دنیا چه انتظاری میتواند از خدا داشته باش  (دفعات بازدید: 6648 بار)

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
با سلام خدمت همه دوستان به ویژه آقای حسین دوست داشتنی وعزیز
سئوال ظاهرا ساده اما به نظرم مشکلی به نظرم رسیده که خدمت شما عرض میکنم .
همانگونه که میدانیم چه فرد خدا پرست باشد و چه کافر باشد برای تامین نیازهای مادی خود مجبور به فعالیت  مشابه است و در زمینه های مادی نمیتوان کوچکترین تفاوتی بین آنها به شیوه ملموس و تکرار شدنی قائل شد . هر دو برای زراعت باید زمین را شخم بزنند و آبیاری کنند و نهایتا اگر محصولی بدست آمد آنرا درو کنند !
نمیشود گفت اگر فلان دعا یا عمل عبادی را انجام دادی حتما منتظر محصول خوب خواهی بود بلکه چه کافر و چه مومن براساس شیوه زراعت و تغییرات جوی میتواند محصول خوب یا بدی را داشته باشد و حتی اگر کسی فکر کند با انجام امور زراعی و دعا حتما محصول بهتری نصیبش خواهد شد نمیتواند با تکرار چند ساله و مقایسه با یک فرد کافر بهتر بون محصول خود را نشان دهد و یا حداقل تاکنون در تاریخ مدون چنین چیزی ثابت نشده است .

خب با حذف معاد که در واقع حلوای نسیه است ما چه انتظاری میتوانیم از خدا در این دنیا داشته باشیم ؟!
بازهم تکرار میکنم آقای حسین مختارند پستهای مرا حذف یا ویرایش بفرمایند .

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
نقل قول
با سلام خدمت همه دوستان به ویژه آقای حسین دوست داشتنی وعزیز
سئوال ظاهرا ساده اما به نظرم مشکلی به نظرم رسیده که خدمت شما عرض میکنم .
سلام علیکم، با امیدواری اینکه خدا و اولیاء او، همین دید را نسبت به شما و بنده داشته باشند، إن شاء الله تعالی

و این سؤال، همه کس فهم و همه جا گیر است!

نقل قول
همانگونه که میدانیم چه فرد خدا پرست باشد و چه کافر باشد برای تامین نیازهای مادی خود مجبور به فعالیت  مشابه است و در زمینه های مادی نمیتوان کوچکترین تفاوتی بین آنها به شیوه ملموس و تکرار شدنی قائل شد . هر دو برای زراعت باید زمین را شخم بزنند و آبیاری کنند و نهایتا اگر محصولی بدست آمد آنرا درو کنند !
چرا تفاوت نیست؟! کار مؤمن خیلی بدتر است! او مجبور است خیلی کارها را به عنوان حرام، ترک کند! که اگر انجام دهد راحت‌تر میتواند محصول به دست آورد! باید بعض کارها را به عنوان واجب انجام دهد که بخشی از محصول را باید هزینه کند، و تازه قرآن میفرماید: لولا أن یکون الناس أمة واحدة لجعلنا لمن یکفر بالرحمن لبیوتهم سقفا من فضة! اگر بعض ملاحظات نبود، برای کفار، بهترین امکانات را در این دنیا فراهم میکردیم!


نقل قول
نمیشود گفت اگر فلان دعا یا عمل عبادی را انجام دادی حتما منتظر محصول خوب خواهی بود بلکه چه کافر و چه مومن براساس شیوه زراعت و تغییرات جوی میتواند محصول خوب یا بدی را داشته باشد و حتی اگر کسی فکر کند با انجام امور زراعی و دعا حتما محصول بهتری نصیبش خواهد شد نمیتواند با تکرار چند ساله و مقایسه با یک فرد کافر بهتر بون محصول خود را نشان دهد و یا حداقل تاکنون در تاریخ مدون چنین چیزی ثابت نشده است .
البته فی الجمله به عنوان تجربه‌های غیر روتین، تاثیر دعا و نیز تاثیر ملاحظه حرام و حلال در کسب، غیر قابل انکار است برای کسانی که به معنویات و مسائل متافیزیکی باور دارند.


نقل قول
خب با حذف معاد که در واقع حلوای نسیه است ما چه انتظاری میتوانیم از خدا در این دنیا داشته باشیم ؟!
سؤال زیبایی است! حتی اگر فرض بگیریم که معاد نباشد، آیا شخص مؤمن، زیان کرده است یا خیر؟

باید دید نحوه دید مؤمن به ایمان چیست؟ این خیلی تاثیر دارد در جواب این سؤال، روایتی بسیار عالی است در باب کرامات و معجزات امام هادی (ع) که ابوهاشم میگوید(آنطور که در خاطرم مانده): با حالت فقر شدید و تنگدستی مقعد، با خود گفتم خدمت امام (ع) شرفیاب شوم و عرض حال کنم که خیلی در شدت و عسر هستم، میگوید: همینکه وارد شدم و هنوز حرفی نزده بودم امام (ع) فرمودند: اباهاشم! آیا میدانی بالاترین نعمتهای خدا کدام است؟ ملاحظه کنید امام (ع) از کسی که شدت نیاز مادی دارد سؤال از بالاترین نعمت میکنند، میگوید: عرض کردم شما بفرمایید، حضرت فرمودند: ای اباهاشم! بالاترین نعمتهای خدا، ایمان به خودش است! البته میگوید بعد حاجت من را برآوردند، ولی قبل از آن تذکر دادند که بالاترین نعمت خدا چیست.

واقعا باید دید یک شخص مؤمن از اینکه برای عالم، یک صاحب قائل است که لحظه به لحظه همه امور زیر نظر اوست، چقدر توان و نیروی مثبت بر قلب او وارد میشود؟ به خصوص که وقتی کمی جلو میرود، قضیه از یک طرفه بودن، به دو طرفه تبدیل میشود، از دعا به نجوی میرسد، بدون اینکه دچار توهمات شده باشد، بده بستان محسوس را میبیند، مناجات طرفینی است، باب مفاعله است، معروف است کسی کوری زمین‌گیری را دید که لب‌هایش تکان میخورد، بر او ترحم کرد و جلو رفت تا از او دلجویی کند، وقتی متوجه شد مقصود شخص، دلجویی و ترحم بر اوست، گفت: عزیزم چرا من را از لذت مناجات با محبوبم بازداشتی و ذکر من را به هم زدی؟! این حرفها برای مثل بنده افسانه است اما چه کنیم که برای همه اینطور نیست.

در روایت است که مؤمن سه جور است قریب به این مضمون: مؤمن ترسناک، مؤمن تاجر، مؤمن دوستدار، و هر کدام از این سه نوع، در نحوه جواب از این سؤال شما، تفاوت میکنند، اگر قلب با خدا آشنا شود، او را با هیچ چیز عوض نمیکند حتی اگر فرض بگیر معاد نباشد. و الله الموفق الهادی
.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
سلام آقای حسین و تشکر از پاسخ من مدتها منتظر پاسختان بودم و هروز چند با سایت را میدیدم و کمی هم نگران غیبت حضرتعالی بودم که با دیدن اندک فعالیت شما در ایران کلابز دلخوش شدم که دچار کسالت جدی نشده اید . خداوند عمر با عزت به شما عطا بفرماید .
من خودم پاسخی برای سئوالم داشتم که جهت کسب نظر خدمتتان میگویم و آن این است که :
اگر کسی خدا را صرفا از لحاظ عقلی بعنوان خالق بشناسد و از دلایل عفلی در این راه استفاده کند احتمالا نمیتواند هیچ انتظاری از خداوند داشته باشد چرا که اثبات صفاتی مانند مهربانی یا حکمت هم زمان بر هست و هم دیر فهم .لذا در اینصورت هیچ انتظاری از خدا نمیتوان داشت .
اما اگر بعداز اثبات عقلی خدا به خدای یکی از ادیان باورمند شود آنگاه انتظاراتش هم در محدوده همان دین قرار خواهد گرفت بعبارتی همان دین میگوید چقدر میتوانی از خدا انتظار داشته باشی و در مورد دین اسلام تا جاییکه من فهمیدم یک مسلمان فقط میتواند به رحمت و حکمت خداوند تکیه کند و خود را به مقام رضا برساند و هیچ انتظاری نداشته باشد و هر چه میرسد را خیر بداند .داستان معروف ابراهیم ادهم و برده اش به خوبی این میرساند که ما هیچ انتظاری از خداوند نمیتوانیم داشته باشیم در حالیکه به رحمت او کاملا امیدوار و به حکمت او کاملا راضی هستیم
ابراهیم ادهم گفت : وقتی غلامی خریدم
گفتم : چه نامی ؟ گفت : تو چه خوانی !
گفتم : چه خوری ؟ گفت : تا چه دهی !
گفتم : چه پوشی ؟ گفت : تا چه پوشانی !
گفتم : چه کنی ؟ گفت : تا چه فرمایی !
گفتم : چه خواهی ؟ گفت : بنده را با خواستن چه کار ؟
پس با خود گفتم : ای مسکین ! تو در همه عمر خدای را همچنین بنده یی بوده یی ؟ بندگی باری بیاموز !
-----------------------------------------------------------------------------------
این پاسخ خودم به خودم بود اما آیا الان به جوان نسبتا مرفه دانشگاه رفته میتوان چنین گفت ؟! در خبر ها خواندم یکی از روحانیان برای تبلیغ به فنلاند رفته است . خیلی دوست داشتم بدانم او چه نکات مثبتی را از خداباوری و خصوصا اسلام به مردم کشوری با رفاه بالا و فساد اقتصادی اجتماعی پایین میگوید ؟! نمیدانم ؟!
« آخرين ويرايش: ژوئن 01, 2016, 12:33:15 am توسط قاسم »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
سلام علیکم
خداوند متعال بنده ناقابل را لائق این لطف شما قرار دهد و بر توفیقات شما بیفزاید، اشتغال به تمهیدات کار علمی دارم و إن شاء الله ادامه میدهم.

آنچه شما فرمودید مغز حکمت است:

.... من از درمان و درد و وصل و هجران --- پسندم آنچه را جانان پسندد

و شیخ بهائی قده در قصیده سگ گبر پیر، میرساند تا آنجا که میگوید:

ای سگ نفس بهائی یاد گیر --- این قناعت از سگ آن گبر پیر

و رفاه و صلاح اقتصادی نمیتواند معمای اصل حیات را برای هیچ کس حل کند، و لذا شنیدم در همانجا آمار خودکشی هست که از پوچی زندگی نالیدند.
.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
حسین آقا در شب اول ماه مبارک مرا هم انشالله از دعای خیر خود محروم نفرمایید .
در مورد آمار خودکشی امروزه با وجود اینترنت به راحتی میتوان دید که شیوع زیادی در کشورهای اسکاندیناوی نسبت به سایر دنیا  ندارد .
اما این مغز حکمت که فرمودید و متاسفانه شخصا فقط خوانده ام اما درک نکردم و از آن مغز که بگذریم واقعا به نظر شما چه مطلبی در خداباوری و خصوصا اسلام شیعی هست که به چنان جوامعی قابل عرضه باشد؟
نگفته نماند جوانانی با امکانات رفاهی تحصیلی بالا در کشور خودمان هم کم نیستند و در واقع شخصا مبتلا به چنین افرادی هستم   ???

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
بنده هم محضر شما ملتمس دعا هستم در این ماه مبارک.

اینکه گفتم خودکشی میکنند را از یک شخصی در قطار شنیدم که دنیا دیده بود و به ادعای خودش در دانشگاه آمریکای مرکزی تدریس میکرد، ولی ایرانی بود، کارت معرفی خودش را به افراد حاضر نشان داد، چند تخصص داشت، ظاهرا هم آدم مطلعی نشان میداد، تا پاسی از شب که دیگران خواب بودند بحث ما به صورت محترمانه ادامه داشت، محترمانه همه چیز را خراب میکرد! بالأخره در جواب یک سؤال من که گفت: نسل امروز با گذشته فرق کردند و همه چیز را ریشه‌یابی از ناحیه اسباب و علل میکنند، و پرسیدم: آیا به این سؤال که چرا زندگی میکنم چه پاسخی میدهند؟ جواب داد: همین سؤال است که سالانه گروهی از جوانان غربی را به خودکشی میکشاند، و بنده گفتم: یعنی چون جواب را پیدا میکنند خودکشی میکنند یا...؟!

واقعا در باطن وجود هر فرد، یک خلأ موجود است، ولی مشغول میشود و غفلت میکند، اما آن هست، و در اولین فرصت تنهایی و واماندگی، جلوه میکند، که قضایایی در این باره شنیده‌ام.

استادی از اساتید معقول، این مثال را مکرر میگفتند که مادر طبیعت، فرزندانش را تخدیر میکند! خوب آنها را به بازی میگیرد، و به محض فروکش کردن بازی، صدای گریه طفل بلند میشود! مثال میزدند که گوش طفل درد میکند و مرتب گریه میکند، مادر برای اینکه گریه نکند یک اسباب بازی که صدای خاصی میکند مرتب برایش به صدا در میآورد، وصل به هم دالانگ و دولونگ و تاق و تاق و...، میگفتند تا دست مادر تکان میخورد و صدا از اسباب بازی در ميآید توجه طفل جلب صدا میشود و از درد گوش غافل میشود، اما به محض اینکه دست مادر آرام گرفت و صدا نیامد، فورا به یاد درد گوش میافتد و دوباره گریه‌اش به هوا میرود!

البته این مثالی است که ممکن است هم مناقشه در آن باشد و هم سؤالاتی پیرامون آن مطرح شود، ولی کلی مقصود استاد، روشن است، همه انسانها یک گم کرده ناخودآگاه دارند، فقط باید ترفندی به کار زد تا اکتیو و فعال شود، و اگر طرفش حکیم باشد صلاح نمیداند که این حالت فعال شود، بلکه باید به وقت مناسب سپرده شود، و خالق متعال خودش میداند که بهترین وقت کی است؟ و الله العالم

.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
با عرض سلام و ارادت مجدد خدمت حسین آقای گرامی
در مورد آمار خودکشی که به راحتی میتوان از اینترنت استفاده نمود . آمارها متفاوت هست اما اینکه کشورهای دارای رفاه عمومی (نه فقط ثروتمند) مثل کشورهای اسکاندیناوی برخلاف شهرت آمار بیشتری ندارند https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_suicide_rateیا http://www.suicide.org/international-suicide-
statistics.html


اما در مورد گفته آن استاد معقول که مادر طبیعت فرزندانش را تخدیر میکند را کاملا قبول دارم . این سخن به زبانهای متفاوت وجود دارد مثلا ابراهام مازلو همین نیازها را اینگونه بیان کرده است .https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B1%D9%85_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%A8_%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%B2%D9%84%D9%88

اما سئوال مطرح شده در این پایان پست دوم من این بود که ما چگونه میخواهیم برتری معنوی اسلام را به مثلا مسیحیت یا هندو یا بودا یا حتی مکاتب دست اسز امروزی نشان دهیم . این همان سئوالی هست که در پست قبل گفتم :در خبر ها خواندم یکی از روحانیان برای تبلیغ به فنلاند رفته است . خیلی دوست داشتم بدانم او چه نکات مثبتی را از خداباوری و خصوصا اسلام به مردم کشوری با رفاه بالا و فساد اقتصادی اجتماعی پایین میگوید ؟! نمیدانم ؟!
البته پیشاپیش این نکته را بگویم احتمالا آن هندو یا بودا یا مسیحیت یا هر مکتب فکری دیگر که در غرب تبلیغ میشود هماهنگیهایی با فرهنگ آن سرزمین را در خود بوجود میاورد همانگونه که اسلام مسلمانان اروپایی با اسلام ما تفاوتهای زیادی دارد .
برای مثال فرد محققی مثل روژه گارودی که ابتدا مسیحی و بعد کمونیست و بعد مسلمان شد نماز خود را همراه همسر خود میخواند و باوری به جلوتر ایستادن از همسر خود نمیدید و حتی به امام جماعتی همسر خود نماز خوانده بود . حال از این محقق بگذریم مساجدی در اروپا به امامت جماعت زنان وجود دارد و مردان و زنان شانه به شانه هم به نماز ایستاده اقتدا میکنند . همین مرحوم مغفور محمدعلی کلی که تازه فوت کرده و اقعا مردی آزاده و میشود گفت در راه اسلام زحمت کشیده و خطر کرده دختری دارد که او هم بوکسور هست و بعید میدانم هیچ مسلمان معتقد ساکن ایران حاضر باشد با دختر خود با آن پوشش خاص عکس یاد گاری بگیرد .
این مثالها را زدم تا احیانا بین مقایسه معنویت هندو بودا یا هر مکتب دیگری با اسلام نفرمایید که فلانی گاو پرست است چرا که همانگونه که در اسلام اروپایی زن امام جماعت مرد میشود استبعادی وجود ندارد که هندوی اروپایی هم گاو را محترم بداند و نه قابل پرستش !
بطور خلاصه در اینکه بعد از رفع نیازهای ابتدایی مانند خوراک و امنیت و سلامتی نیازهای معنوی جلوه میکند شکی نیست و هرم مازلو هم همین را میگوید اما اینکه چگونه میتوان برتری معنویت و در نتیجه احکام اسلام را نسبت به سایر مکاتب با ادعای معنویت نشان داد مورد پرسش هست .

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
سلام علیکم

سرور گرامی، گمان نمیکنم کسی در این شک کند که هر کس با یک شیعه آشنا شود اول چیزی که در فرهنگ عقائدی او احساس میکند، باور به وجود یک شخص زنده در این کره خاکی است که هزار و اندی سال، عمر دارد، و هر چند شیعه او را رهبر سیاسی میداند اما این رهبری سیاسی، فرع آن چیزی است که خدا به او داده است، یعنی اول حجت خداست و چون حجت خداست پس رهبر و امام اجتماعی هم هست، تماس گرفتن با او فقط یک چشم بر هم گذاشتن، نیاز دارد، ولی این یک امر شخصی است، یعنی باید خود شخص فقط برای خودش، به دنبال این اطمینان و ارتباط باشد، و تا روز موعود، توقع مشاهده عیانی یا ترویج آن نداشته باشد، یعنی ارتباط قلبی شخصی با یک فرد زنده در همین کره خاکی، نزد شیعه، تجربه شخصی هر کسی است که لحظاتی را در عمق قلب خود، یک خلأ معنوی احساس کرده باشد.

و اما شواهد زنده بودن او، پس جوینده یابنده است، مثلا در منابع امروز اینترنت میتواند پیدا کند اشعار شعرای قبل از تولد او به یک قرن، و کمتر و بیشتر، که صحبت از غیبت او کردند، و نقل این اشعار مختص شیعه نیست، بلکه در سایتهای اهل سنت موجود است مثل اشعار کثیّر عزّة و سید حمیری و دعبل خزاعی، سالها قبل از تولد حضرت، بشارت ظهور ایشان را در اشعار خود ثبت کردند، و اینها شوخی نیست، به نظرم برای هر منصف، قانع کننده است، چون هیچ توجیه ندارد مگر ارشاد به یک نظام عقیدتی الهی، که شاهد دیگرش، وجود حرم سامرا و سرداب مقدس است، که خلیفه عباسی از امام دهم شروع کرد و آورد در عسکر و حصر لشکرگاه حکومتی تا نظارت کامل بر تولد دوازدهم داشته باشد! و هیهات! اثر کارش که حرم سامرا باشد، برای نسل امروز بشر، مانده، ولی او و خلفای عباسی پس از او، اثری از این امام دوازدهم نیافتند!

.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
سلام مجدد حسین آقا اولا خوش به حالتان که میتوانید با چشم بر هم گذاشتنی با امام زمان ارتباط برقرار کنید . واقعا التماس دعا .
شخصا جرات فکر کردن به چنین کاری را ندارم .
بگذریم
اما این فرمایش شما که از وجود نازنین آن حضرت بعنوان برتری دین اسلام نسبت به سایر مکاتب فکری استفاده کردید به نظرم مخاطب را در نظر نگرفته اید . مخاطب من شیعه زاده بزرگ شده درخانواده مذهبی نیستم بلکه مخاطب فرضی من که باید برتری اسلام را نسبت به سایر مکاتب به او نشان دهم جوان مرفه تحصیلکرده اروپایی(و البته مشابهات ایرانی آن ) هست . فکر میکنید اگر به چنان فردی چنین شاهدی ارائه دهیم به نظرم خیلی ساده با چند کلیک ما را به معرفی فرقه های بار پرستی میبرد و شخصیتی بنام جان فروم میبرد https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C

و یا گروهی دیگر که الاهیت شاهزاده فیلیپ معتقدند https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%81%DB%8C
%D9%84%DB%8C%D9%BE

خلاصه شخصیتهایی اینچنین چه در گذشته و چه در حال کم نبوده اند و نمیتوان آنرا بعنوان برتری دین اسلام معرفی کرد .
----------------------------------------------------------------------------------------------
زیاد مزاحم وقت گرانبهایتان نشوم من نظر شخصی خودم را اینجا میاورم تا بدانم آیا شما آنرا تایید میفرمایید یا خیر .
به نظر این حقیر فقیر سراپا تقصیر فقط و فقط و فقط یک دلیل و نشانه برای برتری دین اسلام نسبت به سایر مکاتب وجود دارد و به غیر از این دلیل هیچ دلیل دیگری را نمیتوان نشان داد و آن وجود "کتاب قرآن بعنوان معجزه " است .
یعنی فقط در صورتیکه کتاب قرآن را معجزه بدانیم به هر نسبتی که بتوانیم اعجاز آن را نشان دهیم دلیل قویتر برای برتری دین اسلام نسبت به سایر مکاتب نشان داده ایم !
والبته خود شما میدانید- در جایی که حتی برخی از علمای اسلام برای عدم آوردن همانند قرآن به "صرفه " متوسل شدند و یا برخی در زمان فعلی با داشتن دکتری ادبیات عرب و عرب زبان بودن قائل به معجزه بودن قرآن نیستند- اثبات اعجاز قرآن کاری مشکل هست اما اگر راهی درگفتگو  برای نشان دادن برتری اسلام باشد به جز تمسک به اعجاز قرآن نیست . که آنهم واقعا کار علمای ربانی است و به نظرم افرادی مانند من اصلا به تبلیغ دین کاری نداشته باشند و سعی کنند گلیم خود را از آب بکشند بهتر است و اگر هم هوس تبلیغ و ارشاد داشته باشند فقط به حدیث :"کونو دعات الناس به غیر السنتکم "بسنده کنند .
« آخرين ويرايش: ژوئن 13, 2016, 12:15:59 am توسط قاسم »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
.
نقل قول
خوش به حالتان که میتوانید با چشم بر هم گذاشتنی با امام زمان ارتباط برقرار کنید . واقعا التماس دعا .
شخصا جرات فکر کردن به چنین کاری را ندارم .
بگذریم
تعجب است منظور همدیگر را اینگونه متوجه میشویم! آنچه من عرض کردم درست نقطه مقابل التماس دعا بود! در مقصود من، التماس دعا جایی ندارد، شاید از تعبیر تجربه شخصی، تجربه خصوصی و اختصاصی متوجه شدید، تجربه شخصی اما عمومی با تجربه خصوصی که اختصاص به بعض افراد دارد فرق میکند، مثلا وقتی بگویند: رئیس جمهور یا پادشاه مشغول سخنرانی در رادیو است و کافی است دکمه رادیو را روشن کنید، اینجا کسی نمیگوید: بابا! من کجا و پادشاه! من چگونه به خود چنین جرأتی بدهم که سخن مستقیم پادشاه بشنوم! و یا مثلا اگر بگویند امواج الکترومغناطیس همه جا حضور دارند و کافی است سایر تراکنشهای مغز خود را تعطیل کنید تا آن را حس کنید (بر فرض) در اینجا کسی نمیگوید: من کجا و امواج نامرئی! نوع تجربه در اینجا، تجربه اختصاصی نیست که بعضی از آن ممنوع باشند، بلکه تجربه شخصی است که زمینه آن برای بعض اشخاص فراهم میشود. امیدوارم توانسته باشم مقصود خودم را خدمت شما برسانم.


نقل قول
اما این فرمایش شما که از وجود نازنین آن حضرت بعنوان برتری دین اسلام نسبت به سایر مکاتب فکری استفاده کردید به نظرم مخاطب را در نظر نگرفته اید . مخاطب من شیعه زاده بزرگ شده درخانواده مذهبی نیستم بلکه مخاطب فرضی من که باید برتری اسلام را نسبت به سایر مکاتب به او نشان دهم جوان مرفه تحصیلکرده اروپایی(و البته مشابهات ایرانی آن ) هست .
بحث بر سر مخاطب شیعه زاییده نبود، بحث بر سر مخاطبی بود که احساس خلأ در او پدید آمده باشد.


نقل قول
فکر میکنید اگر به چنان فردی چنین شاهدی ارائه دهیم به نظرم خیلی ساده با چند کلیک ما را به معرفی فرقه های بار پرستی میبرد و شخصیتی بنام جان فروم میبرد
چه بهتر، هر چه گزینه‌ها بیشتر شود، کارآئی هر کدام نزد کسی که احساس خلأ میکند ملموس‌تر است، انسان تشنه خیلی زودتر آب را از سراب تشخیص میدهد.


نقل قول
خلاصه شخصیتهایی اینچنین چه در گذشته و چه در حال کم نبوده اند و نمیتوان آنرا بعنوان برتری دین اسلام معرفی کرد .
باز به مقصود همدیگر نرسیدیم! شخصیتهای منفرد، که عده‌ای بگویند، با شخصیت موجود در یک پازل، که نظام فکری و وقایع خارجی و شواهد عینی قابل پی جوئی برای هر کسی داشته باشد، فرق میکند، فرض گرفتیم کسی احساس خلأ کرد و دنبال ملأ گشت، اگر با اسلام آشنا شد، برخورد میکند که مسأله مهدویت را اهل سنت هم به شدت قبول دارند، و به قول البانی سلفی، منکر آن مسلمان نیست، ولی در زنده بودن الآن او، موافقت ندارند، و همچنین اشعاری که شکی در آن نیست، و اهل سنت به نحو تواتر نقل کردند، با سبقت تاریخی صد و ده‌ها سال بر تولد حضرت، و آن هم در بستر عقائد اسلامی مشترک بین شیعه و سنی، چیزی است که تشکیل یک پازل نظام‌مند میدهد.


نقل قول
زیاد مزاحم وقت گرانبهایتان نشوم من نظر شخصی خودم را اینجا میاورم تا بدانم آیا شما آنرا تایید میفرمایید یا خیر .
البته عبارت دوم شما را که به رنگ قرمز کردید دقیق نخواندم و اتکا کردم به عبارت قبلی شما که در ذهنم بود: (واقعا به نظر شما چه مطلبی در خداباوری و خصوصا اسلام شیعی هست که به چنان جوامعی قابل عرضه باشد؟) که کلمه اسلام شیعی داشت، ولی در عبارت دوم الآن نگاه کردم کلمه شیعی نداشت، ولذا سراغ قرآن کریم نرفتم چون گمان کردم یک مطلب اختصاصی شیعه میخواهید بگویید.

و البته بحث راجع به اعجاز قرآن کریم، گسترده است، و نکاتی دارد که به نظرم تنها با نگاه شیعی به عالم و حامل حقیقی قرآن، جذابیت خود را پیدا میکند، ولی مهم همان احساس خلأ است، به کسی که به قول شما مرفه است نشان دهید قرآن اعجاز است، خوب چه میکند؟ تازه میشود مثل من، که یک عمر با ظاهر قرآن آشنا بوده‌ام، اما قرآن برای من نقش آب برای تشنه نداشته است، اگر کسی که تشنه نیست تابلوی نقاشی نشانش دهید بیشتر جذب میشود یا لیوان آب؟ ببخشید که اینها را تکرار میکنم، از خود نالیدن است.
.
« آخرين ويرايش: ژوئن 13, 2016, 11:51:22 am توسط حسين »

کلیدواژه ها: