نویسنده موضوع: ************از سقیفه تا کربلا ***********  (دفعات بازدید: 5436 بار)

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
************از سقیفه تا کربلا ***********
« : مارس 27, 2014, 12:39:37 pm »
از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم
در این نوشتار نگاهی اجمالی داریم به پیدایش سقیفه و توابع آن تا کربلا و....
اختلافات بعد از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
قال الله تبارک وتعالی ولوشاء ربک لجعل الناس امه واحده و لایزالون مختلفین 118 الا من رحم ربک و لذلک خلقهم و تمت کلمه ربک لأملان جهنم من الجنه والناس اجمعین سوره مبارکه هود آیه 119
فصل 1
بدان بدرستی که سبب اختلاف در مذاهب و ادیان فقط حسدی است که افراد بشر برای صاحبان فضایل و نعمت دارند در حالی که مطابعت می کنند ابلیس ملعون را هنگامی که حسد برد بر ادم علیه السلام و تبعیت می کنند قابیل ملعون را در هنگامی که حسادت ورزید به هابیل علیه السلام
پس هیچ نبی ای و هیچ ولی ای نبود الا اینکه در زمان خودش جماعتی از مردم حسادت می ورزیدند به او و اذیت می کردند اورا و مانع تراشی می کردند برای او و آنچه که اراده داشت از هدایت و ارشاد و همینطور جاری شد سنت الهی:
أم یحسدون الناس علی ما اتئهم الله من فضله فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب والحکمه و الملک عظیما فمنهم من آمن به و منهم عن سد عنه و کفا بجهنم سعیرا سوره مبارکه نساء آیات شریفه 54 و55
وقال الله تبارک و تعالی
فان کذبوک فقد کذب رسل من قبلک سوره مبارکه آل عمران آیه شریفه 184
ثم أرسلنا رسلنا تتری کل ما جاء هم رسول کذبوا
و آیاتی دیگری که به همین معناست
و به تحقیق بودند اطراف پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم جماعتی از منافقین که مردوا علی النفاق واین که اظهار اسلام می کردند برای پیامبر گروهی از انها بخاطر ترس از شمشیر و گروهی بخاطر طمع در ریاست و سلطنت بعد از او
و هرانچه نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم زیاد می کرد در تشریف امیرالمومنین علیه السلام و اکرام او و اظهار فضیلت او و استحقاق او برای منصب خلافت و امامت بعد از خود ( بواسطه وحی الهی و امر الهی ) زیاد می کردند برای پیامبر و امیرالمومنین بغضشان را و برای خدای تعالی عداوتشان را و زیاد میشد در قلوبشان مرض ونفاق سپس انکار کردند آنچه را می دانستند و تبدیل کردند آنچه شنیده بودند و انکار کردند آنچه ثابت شده بود بر گردنشان از حق امیرالمومنین علیه السلام و ادعا کردند به ناحق ریاست بر مردم را بدون هدایت و آگاهی و بدون علم وفضلی بلکه به واسطه حیله ها و خدعه ها و ...........قالوا آمنا بافواههم و لم تومن قلو بهم .
دلیل این مطلب برپا کردن بیعت در سقیفه و ماادرئک ماالسقیفه
اعراض کردند از غسل دادن رسول الله و تکفین و دفن آن حضرت ومشغول شدن به مقدمات ریاست و تهییج کسانی که حقد و کینه داشتند با امیرالمومنین علیه السلام و علت اسلام آوردنشان ترس از شمشیر آن حضرت بود بعد از آنکه کشته بود امیرالمومنین ابناء و.آباء ایشان را در جنگ های مختلف و امور منکره شنیعه فاضحه ای که ذکر ان می آید .
و در مورد اینها خداوند تبارک وتعالی فرمود و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الاخر و ماهم بمومنین 8 یخادعون الله والذین آمنوا و مایخدعون الا أنفسهم و مایشعرون9 فی قلوبهم مرضا ً ولهم عذاب بما کانوا یکذبون ..... و ادامه آیات
سوره مبارکه بقره
در تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند این آیات در مورد اولی و دومی و اتباعشان هست هنگامی که سلام کردند به علی علیه السلام به امیرالمومنینی در غدیر خم
التفسیر صفحه 55 ذیل آیه شریفه
و قال الله عزوجل أم حسب الذین فی قلوبهم مرض أن لن یخرج الله أضغانهم و لو شاء لارینا کم فلعرفتهم بسیماهم ولتعرفنهم فی لحن القول والله یعلم أعمالکم
سوره مبارکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم آیات شریفه 29 و30
وقال الله عزوجل و جعلنا أئمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون آیه 41 سوره مبارکه قصص
وأتبعناهم فی هذه الدنیا لعنة و یوم القیامة هم من المقبوحین سوره مبارکه قصص آیه شریفه 42
ومن أظلم ممن افتری علی الله کذبا اولئک یعرضون علی ربهم و یقول الأشهاد هولاء الذین کذبوا علی ربهم الا لعنه الله علی الظالمین 18 الذین یصدون عن سبیل الله و یبفونه عوجا وهم بالاخرة هم کافرون 19 سوره مبارکه هود
ابن عباس گفت سبیل الله در این موضع علی ابن ابیطالب علیه السلام است و هنگامی که نازل شد آیه شریفه واتقوفتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة وعلم إن الله شدید العقاب آیه شریفه 25 سوره مبارکه انفال
نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم من ظلم علی مقعدی هذه بعد وفاتی و فکانما جهد نبوتی و نبوت انبیاء قبلی مجمع البیان جلد 4 صفحه 534
و در کتاب احتجاج طبرسی از اصبغ بن نباته گوید ایستاده بودم خدمت امیرالمومنین علیه السلام در روز جنگ جمل پس شخصی آمد خدمت امیرالمومنین علیه السلام و گفت یا امیرالمومنین قوم مقابل تکبیر می گویند و ما هم تکبیر و تهلیل و لااله الا الله و ما هم می گوییم و نماز می خوانیم و ما هم نماز می خوانیم پس برای چه با آنها جنگ می کنیم .
امیرالمومنین علیه السلام فرمود بر آنچه که لازم کرده از خداوند عز ذکره در کتابش عرض کرده یا امیرالمومنین تمام آنچه در قران نازل شده من نمی دانم به من یاد بدهید مولا علیه السلام خدا در سوره بقره عرض کرد یا امیرالمومنین تمام آنچه در سوره بقره نازل شده است نمی دانم پس حضرت فرمود این آیه
تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتینهم عیسی بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس و لو شاء الله ما اقتتل الذین من بعدهم من بعد ما جاء تهم البینات و لکن اختلفوا فمنهم من آمنه و منهم من کفر و لو شاء الله ما اقتتلوا و لکن الله یفعل مایرید سوره مبارکه بقره آیه شریفه 253
فرمود فنحن الذین امنا و هم الذین کفروا
پس آن مرد گفت کفرالقوم و رب الکعبه ثم حمل فقاتل حتی قتل
پس حمله نمود تا شهید شد
احتجاج جلد یک 249
و روایت کرد حمیدی از اهل تسنن در کتاب الجمع بین صحیحین در حدیث اول از افراد مسلم از مسند حذیفه یمانی تا اینکه گفت
و لکن خذیفه خبر داد مرا از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که حضرت فرمود در اصحاب من دوازده منافق هستند هشت نفر از آنها داخل نمی شوند تا اینکه داخل بشود شتر در سوراخ سوزن خیاطی و أربعه لا احفظ ما قال شعبه فیهم
مسلم کتاب صفة المنافقین جلد 17 صفحه 124
باز حمیدی نقل کرد به سندش که پیامبر فرمود وارد می شوند بر من در کنار حوض کسانی از امتم پس مانع می شوند انها را از من پس می گویند:
یا رب اصحابی انک لا علم لک بما احدثوا بعدک انهم ارتدوا علی ادبارهم قهقرا
بخاری کتاب الرقاق جلد 8 صفحه 150 و روایت در این باب درکتب عامه بسیار است و به تحقیق خبر داد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به وقوع فته و اختلاف آراء بعد از او و وصیت کرد عمار وابن عباس و غیر اینها را به سلوک وادی علی و اگر چه انفرد به و سلک الناس جمیعا غیره به تحقیق روایت شده که در این روایت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که متفرق شد امت موسی بر هفتاد یک فرقه همه آنها در جهنمند الا یک گروه و آنکه تبعیت کرد وصی موسی یوشع را و گروه گروه شد امت عیسی بر هفتا دو دو فرقه تمامی در جهنمند الا گروه واحدی که تبیعت کردند وصیش شمعون را و به تحقیق گروه گروه می شوند امت من بر هفتاد سه فرقه الا یک گروه که تبعیت کند وصیم علی علیه السلام را بحار جلد بیست وهشت صفحه بیست چهار و در صحیح ترمزی هم شبیه آن امده این روایت از تسنن هم امده ترمزی کتاب ایمان باب 18 جلد 5 صفحه 26 و آنچه به ذهن میرسد مراد از سبعین کثرت است یعنی امت های افترقوا فرقا کثیره هالک فواحده الناجیه و ....
     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #1 : مارس 27, 2014, 12:40:30 pm »
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم اضمروا لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضروبا من الشر والغدر فاعجزوا عنها فحلت بینهم و بینها فکانت الوجبت بی والدائرة علی اللهم احفظ حسنا و حسینا و لا تمکن فجره قریش منهما مادمت حیا فاذا توفیتنی فانت الرقیب علیهم و انت علی کل شی شهید .
یا امیرالمومنین ارایت لو کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم وانس منه الرشد کانت العرب تسلم الیه امرها؟
قال : لا بل کانت تقتله ان لم یفعل ما فعلته ان العرب کرهت امر محمد صلی الله علیه وآله وسلمو حسد ته علی ما اتاه الله من فضله واستطالت ایامه حتی قذفت زوجته و نفرت ناقته . مع عظیم احسانه کان الیها و جسیم منه عندها و اجتمعت مذکان حیا علی صرف الامر عنافل بیته بعد موته .
ولولا ان قریشا جعلت اسمه ذریعه الی الریاسه و سلما الی العز والثره لما عبدت الله تعلی بعد موته یوما واحدا و لارتدت فی حافرتها و عاد قارحها جذعا و بازلها بکرا .
ثم فتح الله علیها الفتوح فاثرت بعد الفاقه و تمولت بعد الجحد و مالمخمصه و حسن فی عیونها من الاسلام ما کان سمحا و ثبت فی قلوب کثیر منها من الدین ما کان مضطربا و قات : لولا انه حق لما کان کذا
ثم نسب تلک الفتوح الی آراء وللاتها و حسن تدبیر الامراء القائمین بها فتاکدعند الناس نبا هه قوم و خمول آخرین , فکنا نحن ممن خمل ذکرا و خبت نارا و انقطع صوته وصیته حتی اکل الدهر علینا و شرب و مصضت السنون و الاحقاب بما فیها و مات کثیر ممن یعرف و نشا کثیر ممن لایعرف .
وما عسی ان یکون ولد لو لا کان ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لم یقربتی ما یعلمونه من القرب للنسب و اللحمة بل للجهاد والنصیحة افتراه لو کان له ولد هل کان یفعل ما فعلت و کذاک یقرب ما قربت ثم لم یکن ذک عند قریش والعرب سببا للخطوه و المنزله بل للحرمان والجفوه.
اللهم انک تعلم انی لم ارد المره و لا علو الملک و الریاسة وانما اردت القیام بحدودک والداء بشرعک و وضع الامور فی موضعها و توفیر الحقوق علی اهلها والمضی علی منهاج نبیک و ارشاد اضال الی انوار هدایتک .
قال لی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلمان اجتمعوا علیک فاصنع ما امرتک , و الا فالصق کلکلک بالارض فلما تفرقوا جررت علی المکروه ذیلی و اغضیت علی القذی جنبی و الصقت بالارض کلکلی اما ولذی فلق الحبة و برا النسمه انه لعهد النبی المی و الی : ان الامة ستغدربک من بعدی
قیل لا مته فاطمه علیهاالسلام علی قعوده واطالت تعنیفه وهو ساکتن حتی اذن الوذن فلما بلغ الی قوله اشهد ان محمدا رسول الله
قال اتحبین ان تزول هذه الدعوه من الدنیا
قالت :لا قال فهو ما أقول ص628علم الیقین
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #2 : مارس 27, 2014, 12:46:29 pm »
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم اضمروا لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضروبا من الشر والغدر فاعجزوا عنها فحلت بینهم و بینها فکانت الوجبت بی والدائرة علی اللهم احفظ حسنا و حسینا و لا تمکن فجره قریش منهما مادمت حیا فاذا توفیتنی فانت الرقیب علیهم و انت علی کل شی شهید .
شرح ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 298 کلمه 413
امیرالمومنین علیه السلام فرمود خدایا طلب می کنم از تو بر علیه قریش بدرستی که اینها پنهان کردند برای رسولت انواع شر و غدر پس عاجز شدند از انها وتو فاصله شدی بین آنها و حضرتش بعد تمامی آن مطالب بر من وارد شد و .........
یا امیرالمومنین ارایت لو کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم وانس منه الرشد کانت العرب تسلم الیه امرها؟
قال : لا بل کانت تقتله ان لم یفعل ما فعلته ان العرب کرهت امر محمد صلی الله علیه وآله وسلمو حسد ته علی ما اتاه الله من فضله واستطالت ایامه حتی قذفت زوجته و نفرت ناقته . مع عظیم احسانه کان الیها و جسیم منه عندها و اجتمعت مذکان حیا علی صرف الامر عنافل بیته بعد موته .
ولولا ان قریشا جعلت اسمه ذریعه الی الریاسه و سلما الی العز والثره لما عبدت الله تعلی بعد موته یوما واحدا و لارتدت فی حافرتها و عاد قارحها جذعا و بازلها بکرا .
ثم فتح الله علیها الفتوح فاثرت بعد الفاقه و تمولت بعد الجحد و مالمخمصه و حسن فی عیونها من الاسلام ما کان سمحا و ثبت فی قلوب کثیر منها من الدین ما کان مضطربا و قات : لولا انه حق لما کان کذا
ثم نسب تلک الفتوح الی آراء وللاتها و حسن تدبیر الامراء القائمین بها فتاکدعند الناس نبا هه قوم و خمول آخرین , فکنا نحن ممن خمل ذکرا و خبت نارا و انقطع صوته وصیته حتی اکل الدهر علینا و شرب و مصضت السنون و الاحقاب بما فیها و مات کثیر ممن یعرف و نشا کثیر ممن لایعرف .
وما عسی ان یکون ولد لو لا کان ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لم یقربتی ما یعلمونه من القرب للنسب و اللحمة بل للجهاد والنصیحة افتراه لو کان له ولد هل کان یفعل ما فعلت و کذاک یقرب ما قربت ثم لم یکن ذک عند قریش والعرب سببا للخطوه و المنزله بل للحرمان والجفوه.
اللهم انک تعلم انی لم ارد المره و لا علو الملک و الریاسة وانما اردت القیام بحدودک والداء بشرعک و وضع الامور فی موضعها و توفیر الحقوق علی اهلها والمضی علی منهاج نبیک و ارشاد اضال الی انوار هدایتک .
جلد 20 صفحه 298و299 کلمه 414
شخصی به امیرالمومنین عرض کرد یا علی ایا نمی بینی که اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرزند پسری داشت و به رشد می رسید آیا عرب تسلیم امر او می شد ؟
حضرت فرمود نه بلکه می کشتند او را اگر نمی کرد آنچه را من انجام دادم بدرستی که عر ب کراهت داشت نبوت حضرتش را و حساد ت می ورزید بر او و قذف کرد به زوجه او (ماریه قبطیه ) و ناقه او را رم دادند و در زمان حیاتش جمع شدند بر اینکه خلافت را از اهل بیت او بعد از موت او برگردانند و اگر نبود این که اسم او را نردبان و وسیله قرار دادند برای ریاست و حکومت یک روز هم بعد از او اظهار توحید نمی کردند .....
قال لی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ان اجتمعوا علیک فاصنع ما امرتک , و الا فالصق کلکلک بالارض فلما تفرقوا جررت علی المکروه ذیلی و اغضیت علی القذی جنبی و الصقت بالارض کلکلی
ابن ابی الحدید جلد 20 صفجه 326 کلمه 736
اگر جمع شدند بر تو قیام کن و حق خود را بگیر و الا صبر کن
اما ولذی فلق الحبة و برا النسمه انه لعهد النبی الامی و الی : ان الامة ستغدربک من بعدی
ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 326 کلمه 734
امام قسم به ان کسی که فلق الحبه شکافت دانه را و براالنسمه . بدرستی که عهد پیامبر با من این است که امت بعد از من امت با تو غدر میکنند و پیمان شکنی میکنند .
قیل لا مته فاطمه علیهاالسلام علی قعوده واطالت تعنیفه وهو ساکتن حتی اذن الوذن فلما بلغ الی قوله اشهد ان محمدا رسول الله


قال اتحبین ان تزول هذه الدعوه من الدنیا
قالت :لا قال فهو ما أقول ص628علم الیقین
ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 298 کلمه 735 و جلد 11 صفحه 113
هنگامی که موذن اذان می گفت و شهادت به رسالت خاتم داد حضرت فرمود به فاطمه سلام الله علیها آیا دوست داری که این ندا از بین برود فاطمه سلام الله علیها فرمود ند نه
علت صبرمان و خانه نشینی من همین است

ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 326 کلمه 733
کنت فی ایام رسول الله صلی الله علیه واله وسلم کجزء رسول الله صلی الله علیه واله وسلم ینظر الی الناس کما ینظر الی الکواکب فی افق السماء ثم غصی الدهر منی فقرن بی فلان و فلان
ثم قرنت بخمسة امثلهم عثمان فقلت و اذفراه
ثم لم یرض الدهر لی بذلک حتی ارذلنی فجعلنی نظیرا لابن هند و ابن النابغه لقد استنت الخصال حتی القری

در ایام پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم مثل جزئی از رسول الله صلی الله علیه واله وسلم بودم ومردم به من نگاه می کردنند مثل اینکه کوکبی را در اسمان نگاه می کردنند سپس روزگار ............تا با مثل عثمان .......
تا اینکه با ابن هند ونابغه ............. جلد 20 ص 326
امیر المومنین علیه السلام فرمودند
حتی اذا قبض الله رسوله رجع قوم علی اعقاب
هنگامی که پیامبر به شهاد ت رسید رجوع کردند قومی بر همان جاهلیت
قسمتی از خطبه 150 نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 9 صفحه 132 الی 137 توجیهات نامناسبی دارد

اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم قطع رحمی و صغر عظیم منزلتی
نهج البلاغه خطبه 179 و 217
و قد قال قائل انک علی هذا الامر یابن ابی طالب بحریص فقلت له بل انتم والله لاحرص و أبعد و أنا أخص بأقرب
خطبه 173
ابن ابی الحدید گوید :
وأعلم أنه قد تواترت الخبار عنه علیه السلام بنحو من هذا القول نحو قوله (مازلت مظلوما منذ قبض اله رسوله حتی یوم الناس هذا )
اللهم أخز قریشا بانها منعتنی حقی و غصبتنی امری
وقوله : فجزی قریشا عنی الحوازی فانهم ظلمونی حقی , واغتصبونی سلطان ابن امی

وقوله: وقد سمع صارخا یانادی : قلم فلنصرخ معا فانی مزلت مظلوما

وقوله : و انه لیعلم أن محلی منها محل القطب من الرحی

وقوله :أری تراثی نهبا

وقوله :أصغیا بانائنا و حملا الناس علی رقابنا

وقوله: إن لنا حقاإن نعطه ناأ0ذه , و إن نمنعه نرکب أعجاز البل ؛ و إن طال السری

وقوله :مازلت مستاثرا علی مدفوع عما استحقه و استوجیه
ابن ابی الحدید جلد 9 صفحه 306 و307 ذیل خطبه 173
ابن ابی الحدید در جلد 4 صفحه 106 گوید هنگامی که وجود مقدس علی علیه السلام خطبه می خواند عربی فریاد زد وا مظلمتا و دادخواهی کرد امیرالمومنین علیه السلام او را پیش خود خواند و فرمود به تو ظلم واحدی شده اما به من به عدد ریگ های بیابان و کرکها و موهای بدن حیوانات به من ظلم شده است . درجلد 10 صفحه 288 کلماتی نقل می کند از شکوه های امیرالمومنین علیه السلام
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #3 : مارس 27, 2014, 12:48:04 pm »
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

هنگامی که خداوند اختیار کرد امیرالمومنین علیه السلام را برای خلافت و امامت و بیعت گرفت برای او در روز غدیر همانطور که متواتر است در اخبار اهل قبله اما غلبه کرد بر اراذل عرب حب ریاست و هوا و مشتعل شد در قلوبشان مائره حسد و بغض پس برگشتند به جاهلیت اولی و مردم چند صنف گردیدند .
صنفی اهل تبلیس و تلبیس و اینها کسانی هستند که محکم کردند ارکان این گمراهی را و صنفی جاهل و مقلد که مشتبه شد برای آنها پس داخل شدند در کاری که اطلاع نداشتند و صنفی طبعیت کردند خوفا و تقیتا پس مرتد شدند اکثر مردم به سبب ارتداد مدلسین و خارج شدند از زمره مسلمین مثل سنت خدا بر امم سایر انبیاء گذشته که امت یهود و نصاری مرتد شدند بعد از پیامبرشان .
و هنگامی که تمام شد امر برای ابی بکر به منبر رفت و خطبه خواند پس جماعتی از مهاجرین و انصار انکار کردند بر او با شدت بسیار و تذکر دادند به او حدیث روز غدیر را پس ابوبکر گفت عقیلونی فلست بخیلکم و علی فیکم پس عمر ایستاد و گفت والله ما اقلناک ولایلی هذا الامر غیرک و از جمله کسانی که انکار کردند دراو مالک بن نویره هنگامی که داخل مدینه شد و دید ابوبکر را روی منبر تعجب کرده از اینکه اینها حدیث غدیر را زیر پا گذاشته و منکر شدند پس ابی بکر و اطرافیان او با شدت با او برخورد نموده و چون صاحب قبیله و از شجاعان عرب بود ابی بکر خالد بن ولید را همراه لشکری به بهانه اخذ زکا ت به نزد او فرستاد و به او گفت که به هرقیمتی هست باید مالک کشته شود پس هنگامی که لشکر خالد رسید با آنها غدر نموده که ما با شما جنگی نداریم و بعد از خلع سلاح انها شبانه مالک و اصحابش را خالد و لشگریانش به نامردی کشتند و همان شب خالد با همسر مالک بن نویره همبستر شده و ..................
تفسیر کلام از کتب عامه در کتاب شریف الغدیر جلد 7 صفحه 158 به بعد
علم الیقین صفحه 629

روایت کردند عامه در صحاحشان اینکه رسول الله فرمود اعتونی بدوات و بیاض اکتب لکم متابا لن تظلوا بعدی عمر گفت رها کنید اورا فانه لیهجر و حسبنا کتاب الله پس حضرت از ایشان اعراض فرموده قوموا أنی لاینبقی ان نبی تنازع
رجوع بفرمایید به اسناد این حدیث و کلامی در اطرافش به کتاب شریف المراجعات مراجعه 86 و ما بعد آن
سئوالی که مطرح است این است که چرا بعد از این مخالفت حضرت امر به نوشتن نفرمود جواب واضح است اگر چیزی هم نوشته می شد با نوشته آن حضرت می شد انچه که با کلام قول اوشد.
بخاری روایت را درکتاب علم باب (کتابة العلم )و در کتاب مرض باب (قول المریض قوموا عنّي) ومسلم در کتاب وصیة باب (ترک الوصیة) اورده واحمد حنبل در مسندج1ص324و336 وابن سعد در طبقات2/37وباز بخاری در جهاد وسیر باب (هل یستشفع الی اهل الذمة)وباز ابن سعد در طبقات 2/36ومسند احمد 3/346وهیثمی در مجمع 9/33مطلب را آورده با ضافه (فکرهنا ذلک اشد الکراهة)ما از نوشتن حضرت ناراحت شدیم آن هم نهایت ناراحتی وکراهت وابن ابی الحدید در ج12ص21آورده از ابن عباس که عمر گفت ...ولقد اراد أن یصرح باسمه فمنعت من ذ لک
اشفاقاً وحیطة علی الاسلام........وأبی الله الا امضاء ما حتم .
خواست در مرض موتش تصریح به اسم علي علیه السلام بکند ومن بخاطر حفظ اسلام نگذاشتم و.....واین روایت را طبرانی در کتاب اوسط ومتقی هندی در کنز العمال 3/138
اورده و دهها سند دیگر.     
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #4 : مارس 27, 2014, 12:48:44 pm »
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

و این مطالب بعد از این بود که قصد کردند جماعتی و اینها بود بعد از اینکه جماعتی قصد کردند حضرت را بکشند اماموفق نشدند کما اینکه شاهد این قصه عقبه هرشی و پرتاب کردن دواب از بلندی کما اینکه مشهور است و در کتب عامه مسطور که اشاره خواهد شد پس جمع شدند و نوشتند کتابی که خلافت را از اهل بیت او دور کنند که باز اشاره به آن خواهد آمد . کما اینکه اشاره شذه به او در آیات تبلیغ وصایت و ولایت به قوله والله یعصمک من الناس سوره مبارکه مائده آیه 67
فصل پنجم :
قال الغزالی الملقب به حجة الاسلام فی کتابی المسمی بالسر العالمین درمقاله چهارمی که نوشته است برای تحقیق اهل خلافت بعد از ابحاث و ذکر اختلافات عبارتی دارد این عین عبارت اوست لکن اسفرت الحجه وجهها واجمع الجماهیر علی متن الحدیث من خطبته یوم غدیر خم و هو یقول
من کنت مولاه فعلی مولاه
فقال عمر: بخ بخ لک یا ابالحسن لقد اصبحت مولای و مولی کل مومن و مومنة
فهذا تسلیم و رضاء و تحکیم ثم بعد هذا غلب الهوی و حب الریاسه و حمل عمود الخلافه و عقود النبوذ فی خفقان الهواء فی قعقعه الرایات و اشتباک ازدحام الخیول و فتح الامصار و الامر والنهی .
فعادوا الی الخلاف الاول فنبذوه وراء ظهورهم و اشتروا به ثمنا قلیلا فبئس مایشترون .
می گوید : حجت برای قوم در روز غدیر تمام شد که فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه و غاصبین خلافت تبریک به حضرت گفتند و تسلیم شدند اما بعد غلبه کرد هوا و حب ریاست و کردند انچه کردند و برگشتند به جاهلیت اولی فبئس مایشترون .

و در هنگام شهادت حضرت ایشان فرمودند بیاورید برای من دوات و کاغذی تا گمراه نشوید عمر گفت فانه لیهجر.....................
سپس گوید غزالی اجتهاد در مقابل نص کردید و مخالفت با نص کردید و ادعای اجماع کردید در حالی که کثیری از اصحاب مخالفت کردند مثل عباس و اولادش و امیرالمومنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها ...........
محمد بن ابی بکر داخل شد بر پدرش برمرض موتش و گفت ای پسر به عمت عمر بگو بیاید تا وصیت کنم محمد گفت یا ابت کنت علی حق او باطل ؟ فقال علی حق فقال وص بها لاولادک ان کان حقا
یعنی اگر راست می گویی برای اولادت وصیت کن و ابی بکر ساکت شد ..........و برمنبر گفت اقیلونی اقیلونی فلست بخیرکم و علی فیکم
سرالعالمین صفحه 20 الی 22
البته در جای خود خواهیم گفت که قاتل ابی بکر عمر است و او این کار را کرد تا زودتر به خلافت برسد چون قرارشان بر این بود که دوسال ابی بکر خلیفه بوده و بعد عمر خلیفه گردد . بعد از اینکه دو سال گذشت رابطه تیره شد و بالاخره عمر ابوبکر را به قتل رساند و در همان روز طبیب مخصوص ابی بکر هم کشته شد و در همان روز فرماندار مکه هم کشته شد و جنازه ابی بکر شبانه دفن شد تا اثرات سم در بدن او را کسی نبیند و هنگامی که دخترش خواست در مراسم عزای او گریه کند عمر او را تازیانه زد و .............
انشاء الله باذکر اسناد آن در جای خود می اید
فصل ششم
هنگامی که خداوند تبارک وتعالی اراده کرد تا کامل کند دینش را نازل شد روح الامین (جبرائیل ) بر رسول خدا در سال 10 هجری فقال السلام علیک یارسول الله العلی الاعلی یقرئک اسلام و یا مرک ان تحج و تحج بالناس و تلاعلیه هذه الایه : و اذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا وعلی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق
سوره مبارکه حج آیه شریفه 27
وخداوند می فرماید : تو ابلاغ کردی جمیع شرایع و فرائض را و من نمی گیرم هرگز نبی ای را از انبیا را مگر بعد از اکمال دینم و تاکید حجتم و به تحقیق باقیمانده است بر تو فریضه ابلاغ ولایت و اینکه تبلیغ کنی قومت را بدرستی که من خالی نمی گذارم زمینم را از حجت تا اینکه دینم را به پا کند و تبلیغ کند بندگانم را بعد از ارتحال رسولم .
پس امر کرد رسول الله موذنین را پس آنها اعلام کردند در تمام بلاد تا به حج بیایند لذا مسلمین از بلاد مختلف در حجه الوداع با رسول الله حج کردند بعد از ایام حج حضرت اماده خروج از مدینه شد برای انجام حج در 5 ذی القعده و از مدینه و شهرهای اطراف هفتاد هزار نفر و بیشتر با حضرت بودند تا اینکه حضرت بیعت گرفت به خلافت امیر المومنین علیه السلام بر آنها .

و در آن حج بود که مخالفت کردند با عمره با حضرتش در حالی که آیه شریفه
فمن تمتع بالعمره الی الحج فما استیسرمن الهدی
سوره بقره آیه مبارکه 196
حضرت فرمود داخل شد عمره در حج این چنین و انگشتان دستش را در هم انداخت پس بعض از مردم همانجا گوش دادند و عده ای مخالفت کردند و از جمله مخالفت کنندگان عمر بود لذا حضرت فرمود انک لن تومن حتی تموت
پس بخاطر همین در موقع غصب خلافت گفت ایها الناس متعتان کانت علی عهد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم حلالا و انا محرمها و معاقب علیهما متعه الحج و متعه النساء .

عین الیقین صفحه 336 جلد دوم

گفت :متعتان کانتا علی عهد رسول الله و أنا أنهی عنهما
دو متعه در زمان رسول الله بود که حلال بود من حرام می کنم ؛متعه حج و متعه نساء. (المغنی ابن قدامة ج 7 ص 527. و المحلی ابنحزم ج7 ص 107 تفسیر قرطبی ج2 ص 167 و تفسیر رازی ج 3 ص 201 وکنزالعمال ج 8 ص 293 و البیان و التبیین جاحظ ج 2 ص 223و...).
دومتعه در زمان پيامبر بود ومن از ان نهي مي كنم .متعه حج ومتعه نساء .
وعلتش واضح است حرام كرد ايندو را تا حاجي زنش بهش حرام شود و متعه نساء تا زنا زياد شود ودشمن امير المومنين عليه السلام زياد بشود .لذا فخر رازي نقل كرد از مولا عليه السلام لولا نهي عمر عن المتعه ما زني الا شقي .اگر عمر متعه را حرام نكرده بود زنا نمي كرد مگر شقي .
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #5 : مارس 27, 2014, 12:49:19 pm »
: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

پس هنگامی که کامل کرد پیامبر حجش را و مناسکش تمام شد و انچه که از حج لازم بود به مردم اموخت و مقام ابراهیم را به حالت اولیه برگرداند و داخل مکه شده که در این هنگام جبرائیل خدمت حضرتش رسید و آیات اولیه سوره عنکبوت فقال یا محمد اقرا الم 1 احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا وهم لا یفتنون 2 ولقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین3
سوره مبارکه عنکبوت از آیه 1 الی 3
فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم
یا اخی جبرئیل ما هذه الفتنه ؟
فقال یا محمد العلی الاعلی یقرئک السلام و یقول لک : ما بعثت نبیا قبلک الا امرته عند انقضا ء اجله ان یستخلف علی امته من یقوم فیهم مقامه فالمطیعون لما امرهم به هم الصادقون والمخالفون عما امرهم به هم الکافرون.
و قد آن لک یا محمد ان تصیر الی ربک , و هو یقول لک انصب لا متک من بعدک علی بن ابیطالب علیه السلام اماما فهو الوصی الموتمن علی امتک القائم فیهم بامرک و ان اطاعو و الا فهی الفتنه التی ذکرت لک وان الله تعالی یامرک ان تعلمه جمیع ما علمک من العلوم و تستودعه جمیع ما استودعک من اسرار النبوه و شرایسع الدین و ان تسلم الیه جمیع ما معک من آثار الانبیاء و السلاح و الالویه والرایات فانه الامین علی ذلک .
و یقول لک انی نظرت الی عبادی فاخترتک رسولا و حبیبا و اخترت لک علی بن ابیطالب اخا و وصیا و خلیفه من بعدک . فقال یا جبرئیل ان قومی حدیث عهد بالجاهلیه و اخاف ان تتهمونی فی استخلافی لابن عمی و تتفرقوا عنی لما اعلم من بغضهم له فاذا قدمت المدینه اقمته اماما .
خلاصه ترجمه این است که جبرائیل عرض نمود خداوند می فرماید علی را به عنوان وصی خود نصب کن
پس رسول الله علی را خواست پس در ان روز وشب با علی خلوت کرد و تمامی علم و حکمت و شرایع انبیا گذشته و .... را به علی اموخت پس هنگامی که حضرت علی علیه السلام از پیش رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم رفت عایشه داخل شده و عرض نمود امروز طولانی شد برمن خلوت تو و علی پس حضرت از او اعراض نمود پس عایشه گفت ای رسول خدا چرا از من اعراض می کنی امید است امری باشد که برای من در او صلاح وخیری حضرت فرمود برای تو در این امر صلاح وخیری نیست
پس عایشه گفت خبر بده به من یا رسول الله پس حضرت فرمود هنگامی که خبر دادند به تو پس به احدی این خبر را نده و لئن اخبرت احدا لتکفرن
عایشه گفت خبر نمی دهم و سر را فاش نمی نمایم
پس حضرت فرمود جبرائیل امر کرد من را از جانب پروردگارم اینکه نصب کنم علی را امام برای خلقش و خلیفه من بر امت من است بعد از من و همه چیز را به او یاد دادم پس بپرهیز از این که خبر کنی احدی را فتحبط عملک فتکون من الخاسرین
پس هنگامی که خارج شد از پیش حضرت نتوانست خبر را نگه دارد تا اینکه خبرداد به حفصه و او به پدرش خبر داد پس عمر به پیش ابی بکر آمد و ابی بکر را خبر کرد .
پس عمر و ابی بکر جماعتی از قریش را خبر دادند پس به آنها گفتند ببینید چه کار باید کرد اگر خلافت و وراثت لوای بنی هاشم باشد تا آخرین دهر این چنین خواهد شد و اگر امر به سوی علی بن ابی طالب علیه السلام برود خیری برای زندگانی نیست و بدان که محمد صلی الله علیه وآله وسلم برخورد می کرد باشما طبق ظاهر اما علی بن ابی طالب علیه السلام برخورد خواهد کرد باشما بر انچه می بیند درشما پس فکر کنید نشست آنها طول کشید و هرکس کلامی گفت تا اینکه تصمیم گرفته شد بر اینکه رم دهند شتر پیامبر را در عقبه هرشی و تصمیم گرفتند به قتل پیامبر و ترور و سم دادن ان حضرت پس کسانی که موافقت کردند با این کار 14 نفر بودند
9نفر از قریش که عبارتند از
ابوبکر, عمر, عثمان, طلحه, ابوعبیده جراح, عبدالرحمن بن عوف ,سعد بن وقاص, معاویه, عمروعاص و پنچ نفر از بقیه مردم که عبارت بودند از ابوموسی اشعری ,مغیره بن شعبه , اوس بن حدثان بصری ,ابوحریره ,ابوطلحه انصاری پس قسم خوردند بر این کار .
جبرائیل خدمت حضرت رسید فقال یا محمد صلی الله علیه وآله وسلم
و اذاسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به و اظهره الله علیه عرف بعضه و ارض عن بعض فلما نباها به قالت من انبأک هذا قال نبإنی العلیم الخبیر 3 ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه و جبریل وصالح المومنین والملائکه بعد ذالک ظهیر 4
سوره مبارکه تحریم آیه 3 و4
پس رسول الله عایشه را خواست فرمود ایا افشا کردی سر مرا پس خداوند جزای عملت را به تو بدهد عایشه گفت انجام ندادم پس رسول الله آیات شریفه ذکر شده را تلاوت فرمودند و عایشه ساکت شد .
وحضرت تصمیم گرفت هنگامی که وارد مدینه شد نصب کند علی را سپس از مکه حرکت کردند تا رسید به کراع الغمیم جبرائیل خدمت حضرت رسید و این آیات را تلاوت کرد
فلعلک تارک بعض ما یوحی الیک وضائق به صدرک
سوره مبارکه هود آیه 12
و بعد عرض کرد یا ایها الرسول بلغ انزل ما قبلک
سوره مبارکه مائده ابتدای آیه 67
از نصب علی علیه السلام اماما للناس
حضرت فرمودند ای جبرئیل بدرستی که قوم من جدید الاسلام هستند و حدیث الاحد به جاهلیتند و من می ترسم که مرا تکذیب کرده در ابن عمم کنند .
پس حضرت حرکت نمود در مسیر در حالی که تصمیم شد داخل مدینه شده و اعلام امامت کند پس هنگامی که رسید به غدیر خم جبرائیل خدمت حضرت رسید و این چنین عرض کرد یا محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)ان ربک یقراک السلام و یقول لک اقرا یا ایها الرسول بلغ انزل ما قبلک و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین حضرت بعد از این تصمیم گرفت تا اعلام کند ولایت را پس حضرت امر فرمود تا ندا داده شود در مردم به صلوة جامعه و امر فرمود کسانی که رفتند از حجاج برگردانده شوند و دیگران معطل ایستادند تاآنها بیایند تا اینکه اعلام کنند ولایت امیرالمومنین را و تاکید کند حجت را بر اینها .
لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حیا عن بینه
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     
     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #6 : مارس 27, 2014, 12:49:58 pm »
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

قال : فاجتمع الناس من رحالهم الیه وان اکثرهم لیلف رداوه علی قدمیه من شده الرمضاء و کان فی ذلک المنزل سلمات فامر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ان تقم ما تحتهن , و أن ینصب له الذحال والأقتاب کهیئت المنبر لیشرف علی الناس .
ثم ارتقی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ودعا علیا علیه السلام فارتقی معه ثم خطب خطبه بلیغة لم یسمع الناس بمثلها وقال فی آخرها :
اقر له علی نفسی بالعبودیه واشهد له بالربوبیة و اودی ما اوحی الی خذوا ان لاافعل فتحل بی منه قارعة لا ید فعها عنی احد و ان عظمت حیلته ,لا اله الا هو لانه اعلمنی : ان لم ابلغ ما انزل علی فی علی ما بلغت رسالته و قد ضمن لی تبار وتعالی العصمه من الناس و هوالله الکافی الکریم
اوحی الی یا ایها الرسول بلغ ما انزلف الیک من ربک فی علی و ان لم تفعل فما فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس
معاشر الناس ما قصرت فی تبلیغ ما انزل الله وانا مبین لکم سبب هذه الایه ان جبرئیل علیه السلام هبط علی مرارا ثلاثا یامرنی عن ربی جل جلاله ان اقوم فی هذا المشهد فاعلم کل ابیض و اسود ان علی بن ابیطالب علیه السلام اخی و وصیی و خلیفتی علی امتی و الامام من بعدی الذی محله منی محل هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی و هو ولیکم بعد الله ورسوله و قد انزل الله تبارک وتعالی علی آیه من کتابه الزیز انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون اصلوه و یوتون الزکوة و هم راکعون و علی بن ابیطالب اقام الصلوة و اتی الزکوة و هم راکعون 55.
و علی بن ابیطالب اقام الصلوة و آتی الزکوة وهو راکع یرید وجه الله عزوجل فی کل حال .
و سالت جبرئیل علیه السلام ان یستعفی لی عن تبلیغ ذلک الیکم ایها الناس لعلمی بقله المتقین و کثرة المنافقین و ختل المستهزئین .
بالاسلام الذین و صفهم الله فی کتابه العزیز انهم یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم
و یحسبونه هینا و هو عند الله عظیم و کثره اذاهم لی فی غیر مره سمونی : اذنا و زعموا انی کذلک لکثره ملازمته ایای و اقبالی علیه حتی انزل الله فی ذلک القرآن فقال عز من قائل
و منهم الذین یوذون النبی و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم
ولو شئت ان اسمی باسمهم لسمیت و ان اومی الیهم باعیانهم لا ومات و الکنی و الله فی امورهم قد تکرمت وکل ذلک لا یرضی الله عنی الا ان ابلغ ما انزل الله علی فی علی فقال جل اسمه
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک( فی علی ) و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس .

فاعلموا معاشر الناس ان الله قد نصبه لکم ولیا و اماما مفترضا طاعته علی جمیع المهاجرین والانصار والتابعین باحسان و علی البادی و الحاضر و علی الاعجمی و العربی و علی الحر و العبد و اصغیر و الکبیر والابیض والاسود و علی کل موحد ماض حکمه نافذ امره ملعون من خالفه مرحوم من تبعه و من صدقه و من اطاعه فقد غفر الله له
معاشر الناس انه آخر مقام اقومه فی هذا المشهد فاسمعوا واطیعوا و انقادوا لامر ربکم فان الله هو مولیکم و الهکم ثم من بعده رسوله محمد ولیکم القائم المخاطب لکم ثم من بعدی علی ولیکم و امامکم بامر من ربکم ثم الامامه فی ذریته من بعده الی یوم القیمه لا حلال الا ما حلله الله و لا حرام الا ما حرمه الله عرفنی الحلال و الحرام وانا اقضیت بما علمنی ربی فی کتابه حلاله و حرامه الیه.
معاشر الناس ما من علم الا وقد احصاه الله فی و کل علم علمته علیا و المتقین من ولده و هو الامام المبین الذی ذکره الله فی سوره یس
معاشر الناس لا تضلوا عنه و لاتضلوا عنه ولاتنفروا منه و لا تستنکفوا عن ولایته فهو الذی یهدی الی الحق ویعمل به و بزهق الباطل وینهی عنه لا تاخذه فی الله لومه لائم , ثم انه اول من آمن بالله و برسوله و الذی فدی رسول الله بنفسه والذی کان مع رسول الله و لا احد یعبد الله مع رسول الله من الرجال غیره .
معاشر الناس فضلوه وقد فضله الله و اقبلوه فقد نصبه الله و انه امام من الله و لن یتقرب الله علی احدانکر ولایته و لن یغفر الله له حتما علی الله ان یفعله بمن خالف امره فیه و یعذبه عذابا نکرا ابدالابد و دهر الدهور
فاحذروا ان تخالفوه فتضلوا فتصلوا نار جهنم التی وقودها الناس والحجارة .
معاشر الناس بی والله بشر الاولون من النبیین و المرسلین , و انا خاتم الانبیاء و المرسلین و الحجة علی جمیع المخلقوقین من اهل السموات و اهل الرضین فمن شک فی ذلک فهو کافر کفر الجاهلیة الاولی , ومن شک فی قولی هذا فقد شک فی الکل منه فی ذلک , وله النار .
الی ان قال :
معاشر الناس ان علیا و الطیبین من ولده هم اثقل الاصغر و القرآن هو الثقل الاکبر , وکل واحد مبنی علی صاحبه , لم یفترقا حتی یردا علی الحوض امناء الله علی خلقه و حکامه فی أرضه
ألا و قد أیت ألا وقد بلغت ,ألا وقد أسمعت , ألا وقد اوضحت
ألا و إن الله تعالی ال و أنا قلت عن الله عزوجل
ألا إنه لیس أمیرالمومنین غیر إخی هذا ,و لا تحل إمره المومنین بعدی لأحد غیره .

فقال : ثم ضرب بیده علی عضد علی فرفعه , و کان أول ما صعد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رفع علیا و عضده حتی صارت رجلیه مع رکبتی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلمو هو قائم ثم قال :
أیها الناس هذا علی أخی و وسیی و واعی علمی وخلیفتی علی امتی و علی تفسی تاب الله بعدی وااداعی الیه و المحارب لاعدائه و الموالیث لاولیائه , والمواظب علی طاعته والناهی عن معصیة خلیفة رسول الله وامیرالمومنین , الامام و الهادی وقاتل الناکثین والقاسطین و المارقین بامرالله أقول : ما یبدل القول لدی بأمر ربی أقول : اللهم وال من والاه , و عاد من عاداه والعن من أنکره و جحد حقه .
اللهم إنک أنزلت الأمامة لعلی ولیک ببیانی هذا و نصبی إیاه و بما أکملت لعبادک من دینهم و أتممت علیهم نعمتک ورضیت لهم الأسلام دینا , وقلت : إن الدین عندالله الاسلام
وقلت : و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الخرة من الخاسرین .
معاشر الناس انه ما اکمل الله دینکم الا بامامته , فمن لم یاتم به یومن بمن یقوم مقامه من صلبه الی یوم القیمة فاولئک الذین حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون فلا یخفف عنهم العذاب و لاهم ینصرون .

ولم یزل کان صلی الله علیه و آله وسلم یقول : معاشر الناس و یبین فضائل امیر المومنین علیه السلام و یعد اولیائه و متابعیه بالخیرات , و یوعد أعدائه و مخالفیه بالعذاب و یوول آیات الرجفة و العذاب علیهما و یبشر بالقائم المهدی صلوات الله علیه و انه ینتقم من الظالمین و یوکد الحجة و یوصی بتبلیغ الحاضر الغایب و الوالد الولد الی یوم القیمة , و یخبر بانهم یجعلونها ملکا و اغتصابا ویلعن الظالمین و کان فی کلامه :
معاشر الناس سیکون بعدی ائمه یدعون الی النار ویوم القیمه لاینصرون ان الله وانا منهم بریئان وانهم و انصارهم واتباعهم لفی الدرک الاسفل من النار .
الی ان قال :
معاشر الناس اقیمواالصلوه و اتوالزکوة کما امرکم الله عزوجل فان طال علیکم الامد فقصرتم او نسیتم فعلی ولیکم الذی نصبه الله عزوجل بعدی امین خلقه انه منی و انا منه یخبرکم بما تسئلون عنه و یبین لکم مالا تعلمون .
ان الحلال و الحرام اکثر من ان اخسیها فامر بالحلال و انهی عن الحرام فی مقام واحد . فامرت ان آخذ علیکم البیعة بقبول ما جئت به عن الله عزوجل فی علی امیرالمومنین و الائمه من بعده الذین هم منی , و منه أئمة قائمة منهم المهدی الی یوم القیمة یقضی الحق .
معاشر الناس کل حلال دللتکم علیه و کل حرام نهیتکم عنه , الا فاذکروا ذلک واحفظوه , وتواصوا به ولا تبدلوه ولا تغیروه .
الا وانی اجدد القول , الا فاقیموا الصلوة و آتوالزکوة و أمروا بالمعروف و انهوا عن المنکر .
الا فابلغوا قولی هذا من لم یحضره بقبول و انهوه عن مخالفته فانه امر من الله عزوجل و لا امر بالمعروف و لا نهی عن منکر الا مع امام معصوم

معاشر الناس القرآن یفرعکم ان الأئمة من ولد علی و ولدی و عرفتکم انهم منی و منه , لانه منی و انا منه , حیث یقول الله عزوجل و جعلها کلمة باقیة فی عقبه وقلت : و لن تضلوا ما ان تمسکتم بهم .
معاشر الناس الزموا التقوی احذروا الساعة , کما قال الله عزوجل ان زلزلة الساعة شیء عظیم
اذکروا الممات و الحساب بین یدی الله عزوجل واثواب و العقاب فمن اصیب فله فی الجنان نصیب و من جاء بالسیئة فلیس له فی الجنان نصیب .
معاشر الناس أکثروا من ان تصافقونی بکف واحد فامرنی الله ان اخذ من السنتکم القرار بالعلی من امرة المومنین , و لمن بعده من الائمة الذین منه لان ذریته من صلبه فقولوا بأجمعکم انا سامعون مطیعون راضون بما بلغت عن ربنا و عن ربک فی امر علی و امر ولده من الائمة ع نبایعک علی ذلک بقلوبنا و السنتنا و ایدینا حتی نحیی و نموت و نبعث ولا نتغیر ولا نتبدل و لانشک و لا ننقص العهد و المیثاق , ونطیع الله ونطیعک و نطیع امیرالمومنین علی بن الی طالب و ولده الذین ذکرتهم من ذریتک من صلبه من بعد الحسن و الحسین الذی عرفتکم مکانهما منی و منزلتهما من ربی جل جلاله و انهما سیدی شباب اهل الجنة و انهما الامامان من بعد ابیهما .
فقولوا اطعنا الله بذلک و ایاک و امیرالمومنین و الحسن و الحسین و الائمه الذین ذکرت عهدا و میثاقا ماخوذ لامیرالمومنین من قلوبنا والسنتنا و مصافقه ایدینا من ادرکهما بیده و اقربهما بلسانه لا نبغی بذلک بدلا ولا عنه حولا ابدا اشهد نا الله بذلک و کفی به شهیدا .
معاشر الناس
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #7 : مارس 27, 2014, 12:50:37 pm »
: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

معاشر الناس اتقوالالله و بایعوا علیا امیرالمومنین و الحسن و الحسین و الائمة کلمة باقیة , لیهلک الله من غدر و یرحم من وفی فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من أوفی بما عاهد علیه الله 48/10
معاشرالناس فما تولون إن الله یعلم کل صوت و خافیة کل نفس فمن اهتدی فلنفسه و من ضل فإنما یضل علیها و من بایع فإنما یبایع الله یدالله فوق أیدیهم
معاشر الناس فولوا الذی قلت و سلموا علی علی بإمرة المومنین و قولوا سمعنا و اطعنا و قولوا :الحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهیتدی لولا ان هدانا الله .
معاشر الناس ان فضایل علی عندالله عزرجل الذی قد أنزلها فی القرآن أکثر من أن احسیها فی مکان واحد فمن أنب
أکم بها فصدقوه .
معاشر الناس من یطع الله ورسوله و علیا امیرالمومنین و الائمة من ولده فقد فاز فوزا عظیما .
معاشر الناس السابقون علی مبایعته و التسلیم علیه بامره المومنین اولئک هم الفائزون فی جنات النعیم .
معاشرالناس قولوا ما یرضی الله عنکم من القول فان تکفروا انتم و من فی الرض جمیعا فلن یضرو الله شیئا .

اللهم اغفر للمؤمنین و المومنات و اغضب علی الکافرین و الکافرات و الحمدلله رب العالمین .
فناداه القوم : سمعنا و اطعنا امر الله و امر رسوله بقلوبنا و السنتنا و ایدینا
قال ثم ان رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم صاح باعلی صوته و یده فی ید علی و قال :
یا ایها الناس الست اولی بکم من انفسکم ؟
قالوا باجمعهم :بلی یا رسول الله
قال : فرفع بضبع علی حتی رای الناس بیاض ابطیهما و قال علی النسق :
من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله والعن من خالفه و ادر الحق معه حیثما دار .
الا فیبلغ ذلک منکم الشاهد الغایب . والوالد والولد .
ثم نزل
قال : ثم انهم تداکوا علی رسول الله صلی الله علیه و اله وسلمو علی امیرالمومنین علیه السلام بالبیعة الاول و الثانی والثالث والرابع و الخامس وباقی المهاجرین و الانصر و باقی الناس علی طبقاتهم الی ان صلیت العشاء و العتمة فی وقت واحد , ووصلوا البیعة والمصافقة ثلالثا و رسول الله یقول کلما بایع قوم :
الحمدلله الذی فضلنا علی کثیر من عباده المومنین .
و صارت المصافقة سنة و رسما یستعملها من لیس له فیها حق .

قال : ثم امر رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم ان ینصب لعلی خیمه یجلس فیها و ان یسلم الناس علی ه بامرة المومنین تاکیدا للحجة علیهم .
فاول من امره رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم ابوبکر وعمر , فقال لهما : قوما مسلما علی علی بامرة المومنین .
فقالا له : امر من الله و رسوله ؟ فقال لهما النبی : نعم .
فقاما فلما دخلا الیه قال ابوبکر : السلام لعیک یا امیرالمومنین وقال عمر :
بخ بخ لک یا بن ابی طالب اصبحت مولای و مولی کل مومن و مومنة السلام علیک یا امیرالمومنین و رحمة الله و برکاته , ثم هنوه بالخلافة .
ثم امر عثمان و عبدالرحمن وان یقوما ویسلما علی علی بامرة المومنین .
فقالا له امر من الله ورسوله ؟ فقال لهما : نعم . فقاما وسلما ثم امر طلحة والزبیر و سعید بن مالک ان یسلموا علیه بامرة المومنین
فقالوا امر من الله و رسوله ؟ فقال لهم نعم . فقاموا و سلموا علیه.
ثم امر سلمان و اباذر ان یسلما علیه , فقاماو سلما ولم یسئلانه کما سئلوه اولئک , لانهما لم یشکا فی قول رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم لانه لا ینطق عن الهوی
ثم امر عمار و مقداد ان یسلما علیه فقاما وسلما و لم یقولا شیئا لانهما ایضا مصدقین لامره .
ثم امر خزیمظ بن ثابت و ابالهیثم بن مالک بن تیهان ان یسلما فقاما و سلما و لم یقولا شیئا .
ثم امر بریدة بن الحصین الاسلمی و اخاه عمر ان یسلما علیه بامرة المومنین .
ثم امر جمیع من حضر من المهاجرین و الانصار ان یسلموا علیه بامرة المومنین , فبعضهم یسئله :
امر من الله ورسوله ؟ فیقول لهم نعم و بعضهم یقوم ویسلم علیه من غیرأن یسئله الی ان لم یبق من المهاجرین و الانصار احد .
ثم امر باقی الناس والبوادی من المسلمین یدخلون الیه فوجا فوجا فیهنونه بالولایة و یسلمون علیه امرة المومنین .
ثم امر أزواجه ونساء المومنین أن یدخلن ویسلمن علیه بإمرة المومنین ففعلن وسلمن
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #8 : مارس 27, 2014, 12:52:10 pm »
********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

روایت شده از امام صادق علیه السلام هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از خطبه غدیر فارغ شد دیده شد در مردم شخصی زیبا و با ابهتی که می گوید به خدا قسم هیچ روزی مثل امروز نیست و چقدر تاکید کرد برای ابن عمش و پیمانی بست که آن پیمان را نمی گسلد مگر کافر به خدای عظیم و رسول کریم ویل طولانی برای کسانی که این پیمان را بشکنند . در این هنگام عمر کلام راشنید و تعجب کرده خدمت حضرت رسید و آنچه شنید ه بود گفت پیامبر فرمود آیا می دانی چه کسی است این مرد عرض کردند نه حضرت فرمودند این روح الامین جبرائیل است پس بپرهیز از اینکه تو پیمان شکنی کنی که اگر این کار را بکنی خدا و رسول او و مومنین از تو برائت می جویند .
و ابن عباس و حذیفه و ابی ذر رضوان الله تعالی علیه اجمعین گفتند به خدا قسم بعد از خطبه غدیرو بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام ما از جایمان حرکت نکرده بودیم تا اینکه جبرئیل خدمت حضرت رسید و این کلمه شریفه نازل شد
الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیتم لکم الاسلام دینا .
سوره مبارکه مائده آیه شریفه 3
پس پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود الله اکبر در اکمال دین و اتمام نعمت و رضای خدا به رسالتم به سوی شما و به ولایت برای علی بن ابیطالب علیه السلام بعداز من .
پس در این هنگام حسان بن ثابت و دیگر شعرا به پا خواستند و در باب غدیر و مدح امیرالمومنین اشعاری گفتند . حذیفه گوید حدیث کرد مرا بریده اسلمی که گفت هنگامی که خواستیم حرکت کنیم شنیدم عمر به رفیقش می گفت دیدی چه کرد با پسر عمش اگر قادر بود او را نبی می کرد بعد از خود و رفیقش به او گفت ساکت اگر محمد (صلی الله علیه و اله وسلم) از دنیا برود چیزی از غدیرنمی گذاریم باقی بماند .
حذیفه گوید بریده به شام برای تجارت رفته بود و هنگامی که رجوع کرد بعد از شهادت نبی اکرم صلی الله علیه و اله وسلم داخل مسجد شد پس دید ابوبکر بر منبر است و عمر برپله ای پایین تر است پس گفت ای عمر ای ابابکر گفتند چه می شود تو را ای بریده آیا جن زده شده ای دیوانه شده ای گفت نه به خدا قسم جن زده نشده ام و لکن کجارفت سلام دادن شما دو تن بر علی به امیرالمومنینی در روز غدیر گفتند ای بریده مسائلی اتفاق افتاد و تو غائب بودی و ما شاهد و تو ندیدی انچه که واقع شد پس بریده برای آنها گفت انجام دادید انچه را که خدا و رسولش نفرموده بود و مخالفت کردید با خدا و رسولش پس بدانید که مدینه حرام است بر من ماندن در او تا هنگامی که بمیرم پس بریده با خانواده اش به سوی شام رفت و رجوع نکرد به مدینه تا مرد .
__________________
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

حذیفه فرمود بعد از اینکه با رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم نماز را خواندیم و امر فرمود به حرکت در ان روز و شب تااینکه مشرف شدیم بر عقبه هرشی که را باریکی بود که باید از آن را ه تک تک افراد عبود کنند پس غاصبین خلافت و اهل سقیفه از قبل زودتر خود را به عقبه رساندند و ظروفی را از سنگ پر کرده بودند پس پیامبر مرا خواست و عمار بن یاسر را و من در جلوی ناقه افسار ناقه در دستم بود و عمار پشت سر ناقه تا اینکه به راس عقبه رسیدیم و اینها ان دبابها را پرتاب کردند تا اینکه شتر پیامبر رم کند پس هنگامی که دیدند بعد از اینکه پیامبر به شتر اسکتی یا مبارکه فلیس علیک بأس حذیفه گوید به خدا قسم ناقه به لسان عربی مبین گفت والله یا رسول الله قدم از قدم بر نمی دارم در حالی که تو بر پشت من هستی و در این وقت وقتی اینها دیدند ناقه رم نمی کند پایین امدند و خواستند تا با دستانشان شتر حضرت را پرت کنند من وعمار شروع کردیم به زدن اینها پس اینها عقب رفتند و مایوس شدند .
حذیفه گوید عرض کردم یا رسول الله آیا عده ای از اصحابت را نمی فرستی تا اینها را بکشند حضرت فرمود دوست ندارم بگویند دعوت کرد قومی را به دینش پس اجابت کردند او را و جنگ کردند با او و پس از انیکه بر دشمنانشان پیروز شدند عده ای را کشت و لکن رها کنید ایشان پس بدرستی که خداوند برای اینها بالمرصاد است و مهلت کمی به اینها خواهد داد سپس اینها را خواهد راند به سوی عذاب غلیظ گفتند یا رسول الله اینها چه کسانی هستند حضرت اسم تک تک اینها را برد پس رسول الله فرمود ای حذیفه آیا دوست داری که اینها را که اسم بردم به شخصه هم ببینی عرض کردم بله یارسول الله حضرت فرمود ارفع رأسک علی القوم پس نگاه کردم به بالا حضرت از خدا خواست برقی جهید و دور ما روشن شد پس نگاه کردم پس همانطور که رسول الله اینها را اسم برده بود همه اینها را به شخصه دیدم
9نفر از قریش که عبارتند از
ابوبکر, عمر, عثمان, طلحه, ابوعبیده جراح, عبدالرحمن بن عوف ,سعد بن وقاص, معاویه, عمروعاص و پنچ نفر از بقیه مردم که عبارت بودند از ابوموسی اشعری ,مغیره بن شعبه , اوس بن حدثان بصری ,ابوحریره ,ابوطلحه انصاری
حذیفه گوید : از عقبه پایین امدیم حضرت وضو گرفت و منتظر اصحاب شد تا امدند و جمع شدند برای نماز صبح و اینها داخل نماز شدند پس هنگامی که پیامبر از نماز خارج شد ابابکر راخواست و گفت چرا بر عقبه ایستاده بودید آیا امر نکردم شمارا که احدی بر من مقدم نشود آیا می خواستید ناقه من را رم دهید .
ابابکر گفت ای رسول خدا من نمی دانم برای چه ایستاده بودند و شما بین من و عمر برادری ایجاد کردی و امر کردید که من با او باشم پس اینها از من خواستند که بخاطر تنگی مکان زودتر برویم پس رسول الله به عمر فرمود چرا از ابابکر خواستی که مقدم شود عمر گفت والله من نخواستم او از من خواست حضرت فرمود بروید
سپس عثمان راخواست فرمود چرا این کار را کردید عثمان همان جواب ابابکر را داد پس برادری ایجاد کردید بین من و عبدالرحمن و او از من خواست که زودتر بیایم . حضرت از عبدالرحمن سئوال کرد او گفت عثمان از من خواست . پس حضرت فرمود اما تو ای عثمان پس جیفه و مرداری که منافقین قدم هایشان را بر روی تو می گذارند و اما تو ای عبدالرحمن در قلبت اسلام نیامده و اسلام بری از توست.
پس خواست طلحه را و سئوال کرد که چرا این کار را کردی عرض کرد یا رسول الله مسیر و موضع ذیق بود پس ما خواستیم زودتر برویم حضرت فرمود پس توای طلحه خسر الدنیا و الآخرة.
سپس عمر وعاص را خواست و فرمود چرا این کار را کردید و گفت معاویه از من خواست پس پیامبر فرمود
بار پروردگارا تو می دانی نفاق اینها و ظلم اینها و کفر اینها سپس مغیرة بن شعبه را خواست اما انت فراس المنافقین و اما اسلامک کان هضما فبش مسکنة جهنم
سپس حرکت کردند ابابکر عمر ابوعبیده با هم در گوشی حرف می زدند حضرت نهی کردند از نجوا و اجتماع اینها باز با سالم سخنانی می گفتند که سالم گفت من هم با شما مخالفت در این کار نمی کنم به خدا قسم اهل بیتی مبغوض تر برای من از بنی هاشم نیست و در بنی هاشم احدی مبغوض تر از علی بن ابی طالب علیه السلام پس هرگاه بکنید من هم اماده ام حذیفه گوید اینها پیش پیامبر امدند .
حضرت فرمودند چرا در گوشی حرف می زنید گفتند یا رسول الله ما غیر از این وقت در کنار هم نبوده ایم حضرت نگاه ملایمی کرد و فرمود و مالله بغافل عما تعملون

سپس امر کرد پیامبر و داخل مدینه شدند پس اینها جمع شدند و صحیفه ای نوشتند که ما بیعت غدیر خم را می شکنیم و اینکه خلافت بعد از پیامبر از برای ابی بکر است و بعد از او برای عمر و بعد از او هر کدام از این دوشخص که زنده باشند ابوعبیده یا سالم (لذا هنگامی که عمر ضربت خورد و در بستر افتاده بود گفت لو کان سالم او ابوعبیده حیا لستخلفتته وماجعلته شورا استیعاب واسد الغابه ترجمه سالم جلد 2 صفجه 246 و طبقات ابن سعد جلد 3 صفحه 343 و تاریخ ابن کثیر جلد 2 صفحه 459 در ذکر شورا )
و شاهد بودند و امضا ء کرد ند این صحیفه ملعونه را 34 نفر 14 نفر از اصحاب عقبه که ذکرشان گذشت
وعبارتند از : ابوبکر, عمر, عثمان, طلحه, ابوعبیده جراح, عبدالرحمن بن عوف ,سعد بن وقاص, معاویه, عمروعاص و پنچ نفر از بقیه مردم که عبارت بودند از ابوموسی اشعری ,مغیره بن شعبه , اوس بن حدثان بصری ,ابوحریره ,ابوطلحه انصاری و 20 دیگر که اسامی انها این است :
سعد بن العاص الاموی , واسامة بن یزید , والولید بن ابی ربیعة , وسعید بن زید بن نفیل , و معاذبن جبل , و بشر بن سعد الانصاری , و سهیل بن عمر , و حکیم بن حزام الاسدی , وصهیب بن سنان الرومی , والعباس بن مرداس السلمی و ابو مطیع بن اسد العبدی و قنفذ بن عمر و سالم مولی ابی حذیفه و سعید بن مالک , و خلد بن عرفط و مروان بن الحکم و الاشعث بن قیس .
و اینها جزء منافقین بودند و در کتب متعدد غیر شیعه روایت شده که حذیفه کسی بود که منافقین را میشناخت و نماز بر منافقین نمی خواند . و حذیفه اصحاب عقبه را می شناخت وذکر عقبه و.....
(سیره حلبی جلد 3 صفحه 143 – کتاب دلائل النبوه از بیهقی جلد5 صفحه 260/265 – و مسلم در صفحه 50 کتاب عوان بن عثمان ) اینها قصه عقبه را واینکه شتر حضرت را خواستند رم دهند را مطرح کردند منتها اسم آنها را نیاوردند و بعضی از انها اسم ابوسفیان را اورده اند .
برای دیدن مصادر اهل تسنن که قصه عقبه را و اصحاب عقبه را و اینکه حذیفه منافقین را می شناخت علاوه بر مصادر ذکر شده یه مصادر زیر هم رجوع شود
مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر و ابن منظور جلد 6 صفحه 259
کتاب مفاخرات زبیر بن دکار شرح حدیدی جلد 2 صفحه 103
استیعاب جلد 2 صفحه 690
المغازی النبویه جلد 3 صفحه 1042
تفسیر ابن کثیر جلد 2 صفحه 602 و605
کنز العمال متقی هندی جلد 14 صفحه 86
محلی ابن هضم جلد 11 صفحه 225
تاریخ یعقوبی جلد 2 صفحه 68 پ
ابن کثیر در بدایة والنهایه جلد 5 صفحه 19
دلائل النبوه البهقی جلد 5 صفحه 256
اسد الغابة از ابن عسیر ترجمه حذیفه جلد 1 صفحه 468
میزان الاعتدال جلد 4 صفحه 337 رقم 9362
الجرح والتعدیل جلد 9صفحه 8
الاصالة جلد 1 صفحه 454
البدایة والنهایة جلد 4 صفحه 362 جلد 5 صفحه 310 جلد 6 صفحه 225
صحیح مسلم جلد 3 صفحه 1414 حدیث 1787 -98
استیعاب جلد 1 صفحه 278
ابن عثیر جلد 1 صفحه 486
بخاری جلد 7 صفحه 17
مسلم جلد 7 صفحه 428
ابن عساکر جلد 6صفحه 259 و 249
کنزالعمال جلد 14 صفحه 68
مسند احمد جلد 2 صفحه 436
منتخب کنز العمال جلد 5 صفحه 234 و ...........................................
__________________
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

حذیفه می گوید : که اسماء بنت عمیس زوجه ابی بکر که منافقین جمع شدند در خانه ابی بکر و مشورت کردند در غصب خلافت و اسماء می شنید کلام همه اینها را پس امر کردند سعید بن عاص را که بنویسد بر طبق موافقت همه این منافقین صحیفه ملعونه که صحیفه ملعونه این است مطالبش
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا مااتفق علیه الملامن اصحاب رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم من المهاجرین و النصار , الذین مدحهم الله فی کتابه علی لسان نبیه , ابفقوا جمیعا بعد ان اجتهدوا فی آرائهم فکتبوا هذه الصحیفه نظرا منهم للاسلام و اهله , و لیقتدی بهم من جاء بعدهم :
اما بعد: فان الله منه و کرمه بعث محمدا صلی الله علیه و اله و سلم رسولا الی الناس کافة بدینه الذی ارتضاه لعباده , فادی ما امر به , حتی اذا اکمل الدین و بین الفرایض والسنن اختارالله له ما عنده , فقبضه الیه مکرما من غیر ان یستخلف من بعده خلیفة ع و انما جعل الاختیار الی المسلمین فی رسول الله اسوة حسنة فی ترک الاستخلاف فانه صلی الله علیه و اله و سلم لم یستخلف علی الناس احدا لئلا یجری ذلک فی اهل بیت واحد فیکون ارثالهم دون سایر المسلمین , و لئلا یکون دولة بین الاغنیاء منهم الی یوم القیمة ع ولئلا یقول الذی یستخلفه هذا لی و لعقبی الی یوم القیمة .
والذی یجب لعی المسلمین عند مضی کل خلیفظ ان یحتمع اهل العلم و المرأی و الفضل , فیتشاوروا فی أمرهم , فمن رأوه مستحقا للخلافظ بدینه و فضله و لوهم امرهم و جعلوه القیم علیهم لانه لایخفی علی اهل کل زمان من یصلح منهم للخلافة فان ادعی مدع من الناس : ان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم استخلف رجلا بعینه بحیث نصبه للناس باسمه و نسبه فقدا بطل دعویه و اتی بخلاف ما یعرفه اصحاب رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم و خالف الجماعة .
و ان ادعی مدع ان خلافظ رسول الله وراثة لاهل بیته فقدا بطل و احال لان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم قال :
نحن معاشر الانبیاء لانورث ماترکناه صدقه .
و ان ادعی مدع ان الخلافة لا تصلح الا لرجل واحد من جمیع الناس و انها مقصورة فیه و ولده لانها تتلوا النبوه فقد کذب لانه صلی الله علیه و اله و سلم قال :
اصحابی کالنجوم , بایهم اقتدیتم اهتدیتم .
و ان ادعی مدع انه یستحق الخلافة بقرابة من رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم فلیس ذلک له . لان الله تعالی یقول:
ان اکرمکم عندالله اتقیکم
فمن رضی بما اجتمع علیه اصحاب رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم فقد اهتدی و عمل بالصواب و من کره ذلک و خالف امرهم فقد عاند جمیع المسلمین فلیقاتلوه فان فی ذلک صلاح الامة فان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم قال :
اجتماع امتی رحمة و ان یدالمسلمین ید واحدة علی من سواهم .
و کتب سعید بن العاص علی اتفاق ممن ثبت اسمه و نسبه ذیل هذه الصحیفة فی المحرم سنة احدی عشرة من الهجرة . ثم انهم دفعوها الی ابی عبیده الجراح , و امروه أن یدفنها فی الکعبه , فلم تزل مدفونة حتی تولی عمر فاخرجها , وهی التی تمناها امیرالمومنین علیه السلام یوم وفاة عمر , فوقف ببابه ملتشحا بثوبه و قال : ما احب ان القی الله الا بصحیفة هذا المسجی .
قال حذیفه :
فلما فرغوا من ذلک اتوا رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم و هو فی المسجد و جلسوا معه فالتفت رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم الی ابی عبیده و قال :
بخ بخ لک با ابی عبیده من مثلک و قد اصبحت امین قوم فی هذه الامة علی باطلهم ثم قرأ:
فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله لیشترو به ثمنا قلیلا فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون
ولقد اصبح نفر من اصحابی ما هم فی فعلهم بدون مشرکی قریش لما کتبوا صحیفتهم و علقوها فی الکعبة ع ولولا ان الله امرنی بالاعراض عنهم لامرهم ابغیه لقد متهم و ضربت اعناقهم
قال حذیفه :
فو الله لقد رایت هولاء النفر قد استقلتهم الرعدة فلم یملک احد نفسه ع ولم یخف علی کل من حضر مع رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم من المهاجرین و الانصار ان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم ایاهم عنی .علم الیقن مرحوم فیض اعلی الله مقامه اشریف ج2ص659که انشاء الله ترجمه صحیفه ملعونه و وقابع بعد از ان می اید انشاء الله .
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء     

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 645
پاسخ : ************از سقیفه تا کربلا ***********
« پاسخ #9 : مارس 27, 2014, 12:53:29 pm »
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

خلاصه ای از ترجمه صحیفه ملعونه :

پیامبری مبعوث شد و تمامی انچه که لازم بود بیان کرد پس از دینا رفت بدون اینکه احدی را برای خود جانشینی کند و اختیار این کار را به مسلمین واگذاشت تا مسلمین خود انتخاب کنند و این فعل رسول الله الگویی است تا اینکه خلافت در خانواده واحد نگردد و ارث نشود و آنچه که واجب است برمسلمین این است که اهل علم و رای و فضل جمع شوند و مشاوره کنند چون خود مردم تشخیص می دهند و اگر کسی ادعا کند که حضرت شخصی را به عینه تعیین کرده ادعای دروغی کرده و مخالفت اجماع کرده و اگر کسی ادعا کند که خلافت برای اهل بیت او است ...............و بعد جعل حدیث کردند از حضرت که نحن معاشر الانبیاء لامورث ماترکناه صدق (و این حدیث جعلی دقیقا خلاف فرمایش قرآن است که فرمود و ورث سلیمان داوود )
و اگر کسی ادعا کند که خلافت فقط برای شخص واحدی است باز او را تکذیب باید کرد چون حضرت فرمود اصحاب من مثل ستارگان هستند و به هر کدام اقتدا کنید نجات می بابید که این حدیث هم جعلی است
و باز گفتند اگر کسی ادعا کرد که قرابت به رسول الله دلیل خلافت است باز مخالفت کرده و می گوییم ان اکرمکم عندالله اتقیکم و اگر مسلمین با کسی بیعت کنند و کسی مخالفت کند پس باید او را کشت و بدرستی که صلاح امت در این است و تمسک کردند به حدیثی که جعل کردند از پیامبر که اجتماع امتی رحمة .....
این صحیفه ملعونه که خلاصه ای از آن ذکر شد و در ان دروغ هایی نسبت به پیامبر دادند تا حادثه غدیر را به فراموشی بسپارند و نگذارند خلافت طبق فرمان خدا به امیرالمومنین علیه السلام برسد .
این صحیفه ملعونه در محرم سال 11هجری نوشته شد و افرادی که ذکرشان گذشت کسانی هستند که شاهد ان بودند و امضاء کردند صحیفه را سپس صحیفه را به عبیداله جراح دادندو به او گفتند در کعبه دفن کند
پس این صحیفه در کعبه مدفون بود تا زمان خلافت عمر پس صحیفه را از کعبه بیرون آورد و صحیفه ملعونه همان چیزی است که امیرالمومنین علیه السلام در روز مرگ عمر آرزو کرد و فرمود :
چقدر دوست دارم که خدارا ملاقات کنم در حالی که این مرده با ان صحیفه باشد که از غیر شیعه حاکم در مستدرک این مطلب را بیان کرده و صدوق در آخرین صفحه معانی الاخبار بیان می فرماید حدیث شریفش را که وقتی از امام صادق علیه السلام پرسید ند که ان صحیفه ای که دوست داشت امیرالمومنین که عمر با آن صحیفه باشد چه صحیفه ای است حضرت فرمود همان صحیفه ملعونه
حذیفه گوید:
هنگامی که صحیفه را نوشته و وارد مسجد شدند پیامبر به ابوعبیده فرمود الان تو امین اینها شده ای سپس قرائت کرد:
فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله لیشترو به ثمنا قلیلا فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون
و بعد فرمود شماها همان کاری را کردید که مشرکین قریش کردند در نوشتن صحیفه و گذاشتن در کعبه و اگر نبود امر خداوند که مرا امر کرده است که از اینها اعراض کن بخاطر کارهایشان هر آینه گردن همه اینها را می زدم
حذیفه گوید :
همه اینها از ترس مثل بید برخود می لرزیدند و کسانی که از مهاجرین و انصار در خدمت ایشان بودند فهمیدند که مقصود رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم این منافقین و اصحاب عقبه و کسانی که صحیفه را نوشتند است
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

حذیفه گوید :
هنگامی که پیامبر به مدینه رسید وارد منزل ام سلمه شد یک ماه و جایی دیگر نرفت پس عایشه و حفصه پیش پدرانشان شکایت کردند و گفتند که پیامبر پیش ما نمی آید بروید و علتش را سئوال کنید پس عایشه به تنهایی از خانه خارج شده و دید که پیامبر در کنار امیرالمومنین علیه السلام است حضرت فرمود چه چیز تو را به اینجا کشید
عایشه گفت نیامدن شما به منزل در این مدت حضرت فرمود اگر راست می گویی چراآن سری که به تو گفتم و وصیت کردم به کتمان او تو آن سر را اظهار کردی و به تحقیق هلاک شدی و هلاک کردی جماعتی از مردم .
بعد از این امر فرمود خادم ام سلمه را که زن های مرا جمع کن پس هنگامی که زن ها جمع شدند در خدمت حضرتش فرمود به انها گوش کنید آنچه من می گویم پس بدرستی که علی علیه السلام برادر من و وصی من و وارث علم و به پا کنند ه دین من بعد از من است پس اطاعت کنید او را و معصیت او را نکنید که اگر معصیت او را بکنید جایگاه شما جهنم است سپس فرمود یا علی وصیت می کنم تو را که تا زمانی که اطاعت خدا را می کنند اینها را نگه دار و طلاق نده (طلاق زنهای رسول الله به دست علی علیه السلام بود )و اگر اینها معصیت کردند اینها را طلاق بده درحالی که این طلاق برای اینها برائتی است از خدا و رسولش در دنیا و آخرت همه زن ها ساکت بودند و فقط عایشه سخن گفت و گفت یا رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم ما هنوز مخالفت با تو نکرده ایم حضرت فرمود تو مخالفت کردی با من در زندگیم به شدیدترین نوع مخالفت و بعد از من هم تو معصیت مرا خواهی کرد و خارج خواهی شد با مردمان سفیه ونادان و جنگ خواهی کرد با علی علیه السلام در حالی که تو ظالم خواهی بود و درمسیر راهت سگ های حوأب بر تو پارس خواهند کرد سپس فرمود بلند شوید و بروید خانه هایتان
__________________
ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

--------------------------------------------------------------------------------

هنگامی که اجل حضرت نزدیک شد و ترسید که منافقین غصب خلافت کنند پس جمع فرمود همه طلقا و منافقین و کسانی که مولفة القلوب و کسانی که با اینها رفیق بودند که حدود 1000 نفر بودند پس پرچمی برای اسامه بن زید بست و امر کرد اینها را به خروج از مدینه و امر کرد اکثر مهاجرین و انصار را که خارج شوند و در مدینه بعد از شهادت حضرت تا طمع در خلافت داشته باشد تا تمام شود امر خلافت برای امیرالمومنین علیه السلام و کسی در این امر منازعه ای با امیرالمومنین نداشته باشد .
پس امر فرمود اسامه لشگر را در چند فرسخی مدینه و رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم برمی انگیخت مردم را بر خروج به سوی اسامه و رفتن به سوی جنگ پس در این هنگام مریضی حضرت شدت فرمود دست امیرالمومنین علیه السلام را گرفته و به بقیع رفته و برای اهل بقیع استغفار کرد و مطالبی به امیرالمومنین علیه السلام فرمود کنایه از رفتن به عالم اخری به مسجد آمده خطبه ای خواند و فرمود اگر کسی طلبی از من دارد بخواهد و..............

پس نماز خوانده و به منزل امده عده ای از انصار درب منزل آن حضرت امده و گریه می کردند حضرت به هوش آمدند و شنید صدای گریه را و پرسید اینها چه کسانی هستند گفتند انصار فرمود از اهل بیت من چه کسی اینجاست گفتند علی وعباس حضرت اندو را خارج شد از منزل درحالی که تکیه به این دو داده بود در مسجد به منبر رفته و حمد و ثنای الهی کرد و بعد فرمود ای مردم نمی میرد پیامبری هرگز الا اینکه باقی می گذارد ترکه ای را و من در میان شما باقی گذاشتم ثقلین را و عبارت است از کتاب الله و عترتی و اهل بیتی پس چنگ بزنید به اینها و هرکس ضایع کند اینها را خداوند اورا ضایع کند و ...........................
عمر و ابابکر پیش اسامه آمدند و گفتند حرکت را به تاخیر بینداز اسامه خدمت حضرت امد حضرت فرمود حرکت کن و کسی از جیش اسامه تخلف نکند و جمله مشهور لعن الله من تخلف جیش الاسامه را حضرتشان فرمودند .
پس هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم دید مردم سستی می کنند در رفتن به جنگ امر کرد قیس بن
عباده و حباب بن منذل را بر اینکه خارج کنند جماعتی از انصار را و قوم را کوچ بدهند به سوی لشگرگاه پس
قیس و اطرافیانش خارج کردند مردم را تا به لشگر رسیده و گفتند به اسامه که پیامبر اجازه تاخیر نمی دهد حرکت
کن پس اسامه با لشگر حرکت کرد و قیس خدمت رسول الله آمد و عرض کرد که لشگر حرکت نموده حضرت
فرمود اینها نرفته اند پس ابوبکر عمر و ابوعبیده پیش اسامه آمدند و گفتند
کجا می روید ومدینه را خالی می کنید و مابیش از هرکسی احتیاج داریم به بودن در مدینه اسامه گفت چرا گفتند
بخاطر اینکه رسول الله نزدیک مردن است و اگر ما مدینه را خالی کنیم امر خلافت به علی بن ابیطالب می رسد و
نفرست ما رامحمد صلی الله علیه وآله و سلم به این مسیر الا اینکه مدینه خالی شود برای علی بن ابیطالب و تمام
شود امر برای او و رشته کند هر آنچه که ما دوخته بودیم و تصمیم داشتیم .

حذیفه گوید :
لشگر برگشت به منزل اول و شخصی را فرستادند تا خبر گیرد از مدینه و مریضی پیامبر پس ان نماینده پیش
عایشه امد و مخفیانه حال حضرت را سئوال کرد عایشه گفت به او پیش ابوبکر و عمر برو و به این دو بگو حال
حضرت مساعد نیست همان جا که هستید بایستید و حرکت نکنید و من خبر می کنم شما را ساعت به ساعت و وقتا
بعد وقت .
پس هنگامی که شدت پیدا کرد مریضی حضرت عایشه صهیب رومی را خواست پیش عمر وابوبکر برو و آنها را
آگاه کن که رسول الله در حال یاس و به انها بگو که با ابوعبیده شبانه برگردند به مدینه صهیب پیام عایشه را رساند و اینها همراه او وارد بر اسامه شده و پیام عایشه را رسانده و بعد از لشگر جدا شده و وارد مدینه شدند درحالی که حضرت بیهوش بود .
پس هنگامی که حضرت به هوش آمد و فرمود وارد شد به مدینه در این شب شر عظیمی سئوال شد و شر عظیم چیست یا رسول الله حضرت فرمود کسانی را که امر فرموده بودم با لشگر اسامه بروند رجوع کردند عده ای از انها به مدینه در حالی که مخالفت امر مرا کردند پس اگاه باشید بدرستی که من بخدا از اینهابری هستم و فرمود بروید با لشگر اسامه و لعنت خدابر کسی که تخلف از او کند این مطلب را سه مرتبه فرمودند .
__________________

کلیدواژه ها: