نویسنده موضوع: خلقت اسمانها و زمین در شش روز و سوالاتی در این رابطه  (دفعات بازدید: 8150 بار)

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440

نقل قول
۱- آیا این عبارت شما (سه مفهوم a,b,c ‌فهمیده شود) اضافه مفهوم به متغیر a ، اضافه بیانیه است مثل انگشتر طلا، یا اضافه لامیه است مثل زنگ مدرسه؟
۲- و بنابر دوم، آیا مقداری که در متغیر مینشیند از سنخ فرد است یا طبیعت؟ یا به عبارت دیگر وقتی میگوییم مفهوم انسان، یعنی مفهومی که از زید برخاسته است یا مفهومی که زیدی برای او فرض گرفته شده است؟ (برای مثل مفهوم مثلثی که چهار ضلع دارد چه باید گفت؟)
۳- و بنابر اول آیا مقصود از مفهوم a مصداق متغیر است که آن متغیر ار مقدار دهی میکند مثل انسان، یا منظور منظور ظرف آن مصداق؟ یعنی خود متغیر به ما هو متغیر که میتواند انسان را مظروف خود قرار دهد؟
اولا تصور و فهم سوالات شما کمی برایم دشوار است و انشالله که جوابم رجم بالغیب نباشد
مراد حقیر این بود که مفهوم a  مفهومی است که از نفس طبیعت و به عبارتی از نفس الامر a برخواسته نه فرد
مثلا ما از دو حیث می توانیم مفهوم انسان را درک کنیم
یا این گونه است که ما مفهوم کلی و تجرید شده درک میکنیم اما این  مفهوم ی  از افراد گوناگون انسان اخذ شده
و یا این گونه است که  مفهوم درک شده از انسان نه از جهت فرد است بلکه به واسطه دستیابی به حقیقت و نفس الامر انسان باشد.
مراد من مورد دوم بود.
این مورد دوم همان فرض دوم فرض دوم بود! ولی در این فضا چیزی که اهمیت پیدا میکند اینکه رابطه عرش با ماء اگر رابطه دو شیء به عنوان فرد دو طبیعت باشد با اینکه رابطه بین خود دو طبیعت باشد خیلی فرق میکند، نحوه رابطه بین طبایع با رابطه بین افراد متفاوت است.


نقل قول
۴- در رابطه عرش و ماء، حامل بودن ماء هم نقش مهمی دارد، آیا حمل یعنی بردن؟ یا حمل یعنی تحمل کردن؟ اگر عرش علم باشد حمل آن یعنی بردن آن یا واجد بودن آن؟

برای معنی حمل چه معنی محصلی می توان از عبارات زیر برداشت کرد :
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ جَمِيعاً عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ: إِنَّ الَّذِي تَعَلَّمَ الْعِلْمَ مِنْكُمْ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الَّذِي يُعَلِّمُهُ وَ لَهُ الْفَضْلُ عَلَيْهِ تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ مِنْ حَمَلَةِ الْعِلْمِ وَ عَلِّمُوهُ إِخْوَانَكُمْ كَمَا عَلَّمَكُمُ الْعُلَمَاءُ.

َ حَمَلَةِ كِتَابِ اللَّهِ
حمل در موارد متعددی به مناسبت به کار میرود، گاهی منظور بردن است، و تحمل اثقالکم الی بلد، و گاهی قوت برداشتن است، لا تحمل علینا اصرا، عرضنا الامانة علی السموات و الارض فابین ان یحملنها و حملها الانسان، و در حاملین علم، گویا هر دو مناسب است، هم قوت درک و فهم و عمل بر طبق علم، و هم سیار بودن عالم و امکان نقل و انتقال علم او به دیگران.


نقل قول
چگونه است که حاملین عرش اکنون چهار هستند و روز قیامت هشت تا؟ الذین یحملون العرش و من حوله در یک آیه است، و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیة

در روایت زیر ایا می توان براداشت کرد  تعداد حاملین  اکنون هم هشت نفرند ؟ یا اینکه منظور از هشت نفر و من حوله است؟
ُ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ‏ يَعْنِي مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.
بلی ظاهر روایت همین است، اربعة من الاولین و اربعة من الآخرین


نقل قول
و اگر عرش مجموع ما سوی الله است
وَ قَالَ الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ‏ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع الْعَرْشُ لَيْسَ هُوَ اللَّهَ وَ الْعَرْشُ اسْمُ عِلْمٍ وَ قُدْرَةٍ وَ عَرْشٍ فِيهِ كُلُّ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ أَضَافَ الْحَمْلَ إِلَى غَيْرِهِ خَلْقٍ مِنْ خَلْقِهِ لِأَنَّهُ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِحَمْلِ عَرْشِهِ وَ هُمْ حَمَلَةُ عِلْمِهِ وَ خَلْقاً يُسَبِّحُونَ حَوْلَ عَرْشِهِ وَ هُمْ يَعْمَلُونَ بِعِلْمِهِ وَ مَلَائِكَةً يَكْتُبُونَ أَعْمَالَ عِبَادِه‏
منظور شما روایت فوق است یا روایت دیگری است ضمن اینکه مفهوم قسمت قرمز شده  را نمی فهمم اگر اسباب مزاحمت نیست لطفا توضیح بدهید.
این روایت خوب است برای مقصود، اما منظور من روایت معانی الاخبار بود:

معاني الأخبار ص29
1- حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال حدثنا عبد الرحمن بن محمد الحسيني قال أخبرنا أبو جعفر أحمد بن عيسى بن أبي مريم العجلي قال حدثنا محمد بن أحمد بن عبد الله بن زياد العرزمي قال حدثنا علي بن حاتم المنقري عن المفضل بن عمر قال: سألت أبا عبد الله ع عن العرش و الكرسي ما هما فقال العرش في وجه هو جملة الخلق و الكرسي وعاؤه و في وجه آخر العرش هو العلم الذي أطلع الله عليه أنبياءه و رسله و حججه و الكرسي هو العلم الذي لم يطلع الله عليه أحدا من أنبيائه و رسوله و حججه ع.
.



« آخرين ويرايش: اكتبر 25, 2015, 08:43:47 pm توسط حسين »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440

نقل قول
ه

در موطن علم، مؤلفه‌های نفس الامری، به اندازه کافی چگال هستند، و لذا هر چند خدای متعال، ربّ الارباب است اما در عین حال نسبت به پایین‌ترین مربوب هم ربوبیت بلاواسطه دارد! یعنی این نکته مهم معارفی که وسائط برای خلق، از طرف مخلوق است نه خالق، خالق واسطه نمیخواهد

.
اعظمنا الله اجورنا بمصابی الحسین علیه السلام
در صورت امکان عبارت فوق را توضیح بیشتری بدهید
ایاکم و ایانا
این را از باب تنظیر عرض کردم، و گرنه در خود ریاضیات که میگویند اعداد گویا چگال هستند ولی به اندازه کافی چگال نیستند اما اعداد حقیقی به اندازه کافی چگال هستند همانجا نسبت به محور اعداد در یک خط میگویند و گرنه مجموعه اعداد حقیقی شامل اعداد مختلط نیست! پس چگونه چگال است؟! یعنی در یک کم متصل ناگسسته به اندازه کافی چگال است نه اینکه در غیر این خط هم حرفی برای گفتن دارد! خیر، شامل مجموعه اعداد موهومی و مختلط نیست.

لذا در بستر نفس الامر، حقائق به اندازه کافی چگال هستند من جمیع الحیثیات و الفروض، ابرچگال هستند در آن موطن! ممکن نیست عدم شمولی در آنجا فرض شود!

و مقصود از عبارت این بود که لازم نیست اگر یومی عند ربّ است پس حتما طولانی‌ترین روز باشد که پنجاه هزار سال است، چرا که یوم عند ربّ در نفس الامر حقائق، طبیعت ساریة در ظروف مختلف است، و در هر موطنی ظهوری مناست آنجا دارد، نظیر اینکه خالق برای خلق عظیمترین مخلوق، مؤنه زیادتری برای خلق ضعیفترین مخلوق نمیخواهد! مثلا کن ایجادی یک کهکشان با کن ایجادی یک سنگریزه برای خالق تفاوتی ندارد، و یکی بیشتر از دیگری نسبت به خالق زور نمیبرد!
.

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 613

نقل قول
ه

در موطن علم، مؤلفه‌های نفس الامری، به اندازه کافی چگال هستند، و لذا هر چند خدای متعال، ربّ الارباب است اما در عین حال نسبت به پایین‌ترین مربوب هم ربوبیت بلاواسطه دارد! یعنی این نکته مهم معارفی که وسائط برای خلق، از طرف مخلوق است نه خالق، خالق واسطه نمیخواهد

.
اعظمنا الله اجورنا بمصابی الحسین علیه السلام
در صورت امکان عبارت فوق را توضیح بیشتری بدهید
ایاکم و ایانا
این را از باب تنظیر عرض کردم، و گرنه در خود ریاضیات که میگویند اعداد گویا چگال هستند ولی به اندازه کافی چگال نیستند اما اعداد حقیقی به اندازه کافی چگال هستند همانجا نسبت به محور اعداد در یک خط میگویند و گرنه مجموعه اعداد حقیقی شامل اعداد مختلط نیست! پس چگونه چگال است؟! یعنی در یک کم متصل ناگسسته به اندازه کافی چگال است نه اینکه در غیر این خط هم حرفی برای گفتن دارد! خیر، شامل مجموعه اعداد موهومی و مختلط نیست.

لذا در بستر نفس الامر، حقائق به اندازه کافی چگال هستند من جمیع الحیثیات و الفروض، ابرچگال هستند در آن موطن! ممکن نیست عدم شمولی در آنجا فرض شود!

و مقصود از عبارت این بود که لازم نیست اگر یومی عند ربّ است پس حتما طولانی‌ترین روز باشد که پنجاه هزار سال است، چرا که یوم عند ربّ در نفس الامر حقائق، طبیعت ساریة در ظروف مختلف است، و در هر موطنی ظهوری مناست آنجا دارد، نظیر اینکه خالق برای خلق عظیمترین مخلوق، مؤنه زیادتری برای خلق ضعیفترین مخلوق نمیخواهد! مثلا کن ایجادی یک کهکشان با کن ایجادی یک سنگریزه برای خالق تفاوتی ندارد، و یکی بیشتر از دیگری نسبت به خالق زور نمیبرد!
.
ببخشید اقاجون ببینید درست گرفتم فرمایش شما رو "
مخلوق چون فقیراست وفقر است محتاج وسائط هست در خلق شدنش وخالق غنی وبی نیاز از وسائط برای خلق کردن
مثل اون روایت شریف باب حدوث اسماء که الله وتبارک تعالی ظاهر شد برای حاجت خلق که فرمودید "نیاز مخلوقات نه نیاز خلق کردن

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
بلی همینطور است، و حتی در خلق به معنای اعم که شامل فیض اقدس هم میشود همین است، مثلا اینکه عرض کردم در عالم طبایع و نفس الامر هیچ وجهی فروگذار نشده و ابرچگال است باز میبینیم وساطت هست اما از طرف مفیض نیست، مثلا طبیعت عدد شش رتبة متاخر از طبیعت پنج است و هر دو متاخر از طبیعت یک هستند اما نسبتی که مفیض در فیض اقدس با طبیعت شش دارد دقیقا عین همان نسبت را با طبیعت پنج دارد، به تعبیر مسامحی، همان اندازه که مفیض طبیعت پنج است مفیض طبیعت شش هم هست! اما طبیعت شش هر چند طبیعتش مسبوق به مفیض به فیض اقدس هست اما در موطن طبایع، تاخر رتبی از طبیعت پنج هم دارد، و این تاخر برای اوست نه برای مفیض، یعنی مفیض، دورتر نیست از شش نسبت به پنج.
.

آفلاین حسینی

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 68
بحث های مربوط به آیه و هو اهون علیه به آدرس زیر منتقل شد :
http://www.hoseinm.ir/forum/index.php?topic=351.0

کلیدواژه ها: یوم حقیقت روز شش روز