نویسنده موضوع: آیه و هو اهون علیه -تفسیر و تاویل قرآن به قرآن  (دفعات بازدید: 2944 بار)

آفلاین حسینی

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 68
نقل قول
خالق برای خلق عظیمترین مخلوق، مؤنه زیادتری برای خلق ضعیفترین مخلوق نمیخواهد! مثلا کن ایجادی یک کهکشان با کن ایجادی یک سنگریزه برای خالق تفاوتی ندارد، و یکی بیشتر از دیگری نسبت به خالق زور نمیبرد!

با توجه به این نکته حق و غیرقابل خدشه  دو عبارت  (و هو اهون علیه) و (اکبر من خلق الناس) از ایات زیر اشاره به کدام مطلب نفس الامری می تواند داشته باشد ؟

وَ هُوَ الَّذِي‌ يَبْدَأُ الْخَلْقَ‌ ثُمَ‌ يُعِيدُهُ‌ وَ هُوَ أَهْوَنُ‌ عَلَيْهِ‌ وَ لَهُ‌ الْمَثَلُ‌ الْأَعْلَى‌ فِي‌ السَّمَاوَاتِ‌ وَ الْأَرْضِ‌ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ‌ الروم ٢٧
لَخَلْقُ‌ السَّمَاوَاتِ‌ وَ الْأَرْضِ‌ أَکْبَرُ مِنْ‌ خَلْقِ‌ النَّاسِ‌ وَ لٰکِنَ‌ أَکْثَرَ النَّاسِ‌ لاَ يَعْلَمُونَ‌ غافر ٥٧

هرچند این سوال بحث جداگانه ای مطلبد ولی این نکته از اول شروع بحث در ذهنم بود
« آخرين ويرايش: نوامبر 01, 2015, 08:32:56 am توسط حسینی »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : آیه و هو اهون علیه
« پاسخ #1 : اكتبر 28, 2015, 02:26:42 pm »
نقل قول
خالق برای خلق عظیمترین مخلوق، مؤنه زیادتری برای خلق ضعیفترین مخلوق نمیخواهد! مثلا کن ایجادی یک کهکشان با کن ایجادی یک سنگریزه برای خالق تفاوتی ندارد، و یکی بیشتر از دیگری نسبت به خالق زور نمیبرد!

با توجه به این نکته حق و غیرقابل خدشه  دو عبارت  (و هو اهون علیه) و (اکبر من خلق الناس) از ایات زیر اشاره به کدام مطلب نفس الامری می تواند داشته باشد ؟

وَ هُوَ الَّذِي‌ يَبْدَأُ الْخَلْقَ‌ ثُمَ‌ يُعِيدُهُ‌ وَ هُوَ أَهْوَنُ‌ عَلَيْهِ‌ وَ لَهُ‌ الْمَثَلُ‌ الْأَعْلَى‌ فِي‌ السَّمَاوَاتِ‌ وَ الْأَرْضِ‌ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ‌ الروم ٢٧
لَخَلْقُ‌ السَّمَاوَاتِ‌ وَ الْأَرْضِ‌ أَکْبَرُ مِنْ‌ خَلْقِ‌ النَّاسِ‌ وَ لٰکِنَ‌ أَکْثَرَ النَّاسِ‌ لاَ يَعْلَمُونَ‌ غافر ٥٧

هرچند این سوال بحث جداگانه ای مطلبد ولی این نکته از اول شروع بحث در ذهنم بود
با عنایت به این نکته که نفس الامر اوسع از لوح وجود است نه مباین آن، یعنی تمام امور وجودی همگی نفس الامر دارند در همین موطن وجود یعنی نفس الامری به رنگ وجود، ولی تمام آنچه نفس الامر است مساوی لوح وجود نیست، اکنون به این دو نکته در ذیل این دو آیه شریفه توجه میکنیم:

۱- لزوم تناسب یک کلام با خصوصیات مخاطب، خود امری نفس الامری است، در آیه سوره مبارکه روم که در اول سوره آمده: بل هم بلقاء ربهم لکافرون، در صدد اقناع مخاطب به گردن نهادن به عود است، یبدء الخلق ثم یعیده، لذا تذکر میدهد از ابتدا یک کار را انجام دادن سخت‌تر است یا آن کار را تکرار کردن؟ در حالی که ممکن است حتی در افراد عادی هم ابتدا با تکرار فرقی نکند و هر دو آسان باشد، و همچنین در آیه سوره مبارکه غافر، قبل آن میفرماید: إن فی صدورهم کبر، در آیه بعد میفرماید: أکبر، یعنی مردم خودشان را بزرگ میبینند، و حال آنکه اگر فکر کنند خلق آسمان و زمین از آنها بزرگتر است! اگر خود را بزرگ ندیدند میشوند انسان که برای او خالق او تبارک الله احسن الخالقین فرموده، و اگر خود را بزرگ ببینند آنچنان باطنا پست میشوند که شر الدواب به تعبیر قرآن کریم میشوند، و معلوم است خلق آسمان و زمین از اینها بزرگتر است، و خلاصه کلام در این نکته اینکه افعل تفضیل را باید با نگرش مخاطب و مراعات حال او معنا کرد، نه اینکه یک مطلب استقلالی نفس الامری گفته شده باشد.


۲- نکته دوم اینکه وقتی از ظهور عرف عام در نکته قبلی، از باب اکثر معنا، به سوی معنای تاویلی رفتیم، هیچ مانعی ندارد که این دو آیه را بدون ملاحظه مخاطب به عنوان یک مطلب نفس الامری معنا کنیم، هر چند در معنای تاویلی باید از مانوسات عرفی فاصله بگیریم، و البته این فاصله گرفتن شدت و ضعف دارد و بعضی خیلی نزدیک فهم عرفی است، مثلا در آیه اول اگر اهون را معنای آسانتر تکنیکی نگیریم، مثل اینکه رئیس یک شرکت میگوید وقتی میخواهم حکم ماموریت به کارمندم بدهم سختم است بر خلاف اینکه میخواهم به او اعلام کنم که ماموریتش تمام شده و به وطن برگردد که خیلی برایم سهل‌تر است! بدء خلق، بنده را به مسافرت دنیا فرستادن است، ولی عود، اجازه بازگشت به وطن را دادن است، که حب الوطن من الایمان، و در نهج شریف: منها قدمتم و الیها تصیرون، و در شاهکار شاعر نسبت به قضیه عاشورا: پرده برکش من به تو عاشق‌ترم، و در حدیث:  هل رأيت حبيبا يكره لقاء حبيبه إن الحبيب يحب لقاء حبيبه، و... و همچنین در آیه دوم اگر بگوییم کبر یعنی متوجه شدن انسان به ناسوت خودش و بدن مادیش، در حالی در باطن او (که أتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر، آسمانهاست در ولایت جان، طلب جام جم از ما میکرد)، خلق اکبر نهفته است، اکبر من خلق الناس، کلمه ناس شاید اشاره به جهت ناسوتی دارد، و لخلق السماوات و الارض اکبر، اشاره به اولم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السماوات و الارض و ما بینها الا بالحق و اجل مسمی و ان کثیرا من الناس بلقاء ربهم لکافرون، و خلاصه هر دو نکته اینکه افعل تفضیل نسبت به خلق و از طرف خلق است نه خالق، و گرنه از حیث غنای ذاتی خالق، ان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعا فان الله غنی عن العالمین.

نکته مهم در معانی تاویلی این است که آنها در گرو صحت فی حد نفسه معنا و سپس تایید از ناحیه ثقلین است، و گرنه فقط در حد یک احتمال برای تفحص در پیدا کردن شواهد به درد میخورد. و الله الهادی

.

آفلاین حسینی

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 68
پاسخ : آیه و هو اهون علیه
« پاسخ #2 : اكتبر 29, 2015, 08:03:31 am »
نقل قول
خلاصه هر دو نکته اینکه افعل تفضیل نسبت به خلق و از طرف خلق است نه خالق،

این معنی کاملا با ایه دوم سازگار است
اما آیه اول چون بیان شده اهون علیه  در اینجا ضمیر علیه به چه کسی برمیگردد؟
اگر به خداوند متعال برگردد و بگویم این تفضیل نسبت به خلق است چنین میتوان اشکال کرد چرا خدواند در مورد فعل خود برای بیان به خلق به فهم قاصر خلق که اشتباه هم هست بیان نموده؟
به عبارتی جا داشت خداوند این فهم اشتباه خلق که  در مورد افعال خدا  اهون و  غیراهون تصور میکنند تخطئه کند

خلاصه اینکه برخی آیات هست که خداوند در آن ایات برخی صفات ممکنات را به خود نسبت می دهد مانند ید الله و علی العرش الاستوی و همچنین ایه و هو اهون علیه که علی القاعده  اینها بر خلاف معنی ظاهری معنی میشوند و باید به گونه ای فهم شوند که با محکمات در تناقض نباشد اما حقیر معتقدم علاوه بر اینها مطمئنا خداوند متعال در این آیات اشاره به مفاهیم بلندی دارد که حاکی از یک حقیقت نفس الامری است مثل استوای بر عرش که حقیقتا یک حکایت از واقعتی نفس الامری است و نمی توان فقط به تاویل های که در صدد رفع شباهت خالق و مخلوق است بسنده کرد بلکه قادر حکیم در این ایات نشانه گر معنی خاصی است و بنظر میرسد و هو اهون علیه هم از همین سنخ باشد

نقل قول
نکته مهم در معانی تاویلی این است که آنها در گرو صحت فی حد نفسه معنا و سپس تایید از ناحیه ثقلین است،
اینکه بیان فرمودید ثقلین و منحصر در اهل بیت علیهم السلام نفرمودید مراد خاصی داشتید؟
یعنی اگر تاویل مطابق آیات قرآن بود هم قابل قبول است

نقل قول
و گرنه فقط در حد یک احتمال برای تفحص در پیدا کردن شواهد به درد میخورد
اگر تاویل فقط از ناحیه راسخون فی العلم مجاز باشد و از دیگران مردود نفس طریقیت این طریق و فحص در پیداکردن شواهد نمی تواند مردود باشد ؟


آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : آیه و هو اهون علیه
« پاسخ #3 : اكتبر 29, 2015, 08:40:55 am »
نقل قول
اما آیه اول چون بیان شده اهون علیه  در اینجا ضمیر علیه به چه کسی برمیگردد؟
آیا ضمیر و هو اهون به چه چیز برمیگردد؟ اگر به اعاده برمیگردد پس ضمیر علیه هم به بادئ برمیگردد، یعنی با ذات او کار ندارد بلکه با حیثیت بادئ و معید کار دارد که در پست قبلی توضیحش عرض کردم.


نقل قول
اگر به خداوند متعال برگردد و بگویم این تفضیل نسبت به خلق است چنین میتوان اشکال کرد چرا خدواند در مورد فعل خود برای بیان به خلق به فهم قاصر خلق که اشتباه هم هست بیان نموده؟
به عبارتی جا داشت خداوند این فهم اشتباه خلق که  در مورد افعال خدا  اهون و  غیراهون تصور میکنند تخطئه کند
فهم خلق نسبت به طبیعت مقایسه بدء و اعاده، اشتباه نیست، یعنی این یک مطلب حق نفس الامری است که اعاده اهون از ابداء است، اما میتواند در موردی هر دو برای کسی (حتی غیر واجب الوجود) مساوی باشد، و عرض کردم: (در حالی که ممکن است حتی در افراد عادی هم ابتدا با تکرار فرقی نکند و هر دو آسان باشد،)


نقل قول
معتقدم علاوه بر اینها مطمئنا خداوند متعال در این آیات اشاره به مفاهیم بلندی دارد که حاکی از یک حقیقت نفس الامری است
این مطلب حقی است و کلید بسیاری از مطالب است.


نقل قول
یعنی اگر تاویل مطابق آیات قرآن بود هم قابل قبول است
باید مطابق ظهور یا استظهار عرفی قرآن کریم باشد، یعنی عرف عام فهم چنین مطلبی را از قرآن تایید کند هر چند اگر خودش نگاه میکرد ابتداء چنین چیزی نمیفهمید، و این همان مسأله حجیت ظهور کتاب است که شواهد عدیده در تایید اهل البیت علیهم السلام از آن دارد.


نقل قول
اگر تاویل فقط از ناحیه راسخون فی العلم مجاز باشد و از دیگران مردود نفس طریقیت این طریق و فحص در پیداکردن شواهد نمی تواند مردود باشد ؟
چرا مردود باشد؟ السؤال مفتاح العلم، چون این روش مبتلا به عموم است اگر مردود بود تصریح میفرمودند نه اینکه ساکت شوند بلکه میتوان شواهد زیادی بر تایید آن پیدا کرد.

.

آفلاین حسینی

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 68
پاسخ : آیه و هو اهون علیه
« پاسخ #4 : اكتبر 31, 2015, 07:42:42 am »
نقل قول
آیا ضمیر و هو اهون به چه چیز برمیگردد؟ اگر به اعاده برمیگردد پس ضمیر علیه هم به بادئ برمیگردد، یعنی با ذات او کار ندارد بلکه با حیثیت بادئ و معید کار دارد که در پست قبلی توضیحش عرض کردم.
ایا مراد شما اینست که قرآن می فرماید نفس اعاده نسبت به بدء  برای  بادئ اهون است و در مورد اینکه این بادئ ذات اقدس حق باشد ساکت است ؟
اگر درست فهمیده باشیم سوال اینجاست نفس اهوینیت اعاده نسبت به بدء در مورد بادئ ممکن صحیح است اما در مورد واجب الوجود صدق نمی کند.

نقل قول
باید مطابق ظهور یا استظهار عرفی قرآن کریم باشد، یعنی عرف عام فهم چنین مطلبی را از قرآن تایید کند هر چند اگر خودش نگاه میکرد ابتداء چنین چیزی نمیفهمید، و این همان مسأله حجیت ظهور کتاب است که شواهد عدیده در تایید اهل البیت علیهم السلام از آن دارد.
حجیت ظهور تنها مربوط به آیات بنفسه است یا اینکه حجیت ظهور کفایت در حجیت تفسیر(و تاویل) قرآن به قرآن میکند؟
ایا میتوان ادعا کرد تفسیر قرآن به قرآن ارتباطی به حجیت ظواهر قرآن ندارد همانگونه که برخی چنین اعتقاد دارند
چنانچه تفسیر(و تاویل) قرآن به قرآن از ظواهر کتاب بحساب بیاد ایا آیات مفسر ظهورشان کفایت میکند یا اینکه باید نص و دلالت تام باشد ؟

نقل قول
چرا مردود باشد؟ السؤال مفتاح العلم، چون این روش مبتلا به عموم است اگر مردود بود تصریح میفرمودند نه اینکه ساکت شوند بلکه میتوان شواهد زیادی بر تایید آن پیدا کرد.

با وجود این ایه باز میتوان گفت کتاب و سنت نسبت به این سیره عمومی ساکت است:
وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ
ضمن اینکه روش مبتلا به عموم تاویل نیست بلکه فهم ظاهر است
در اینکه مردم برای فهم ظاهر ایات مشکله به ایات دیگر مراجعه کنند شکی نیست اما سخن بر تاویل است و لو در حد احتمال
بیان داشتید تاویل  بدون مجوز ثقلین صحیح نیست و فقط در حد احتمال مفید خواهد بود و سوال اینجاست نفس نزدیک شدن به وادی تاویل ولو با دید ظنی و طریقی برا فهم، محتمل نیست مورد نهی قرار گرفته باشد؟
« آخرين ويرايش: اكتبر 31, 2015, 07:49:23 am توسط حسینی »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
پاسخ : آیه و هو اهون علیه
« پاسخ #5 : اكتبر 31, 2015, 11:13:39 am »
نقل قول
ایا مراد شما اینست که قرآن می فرماید نفس اعاده نسبت به بدء  برای  بادئ اهون است و در مورد اینکه این بادئ ذات اقدس حق باشد ساکت است ؟
اگر درست فهمیده باشیم سوال اینجاست نفس اهوینیت اعاده نسبت به بدء در مورد بادئ ممکن صحیح است اما در مورد واجب الوجود صدق نمی کند.
خیر، مقصود من بادئ من حیث بادئ بود نه ذات او، یعنی تکرار یک فعل فی حد نفسه از شروع آن آسانتر است، اما برای غیر واجب الوجود هم میشود که برابر باشد، و مهم رفع استبعاد کسی است که به عود نظر میکند اما بدء را نگاه نمیکند.


نقل قول
حجیت ظهور تنها مربوط به آیات بنفسه است یا اینکه حجیت ظهور کفایت در حجیت تفسیر(و تاویل) قرآن به قرآن میکند؟
ایا میتوان ادعا کرد تفسیر قرآن به قرآن ارتباطی به حجیت ظواهر قرآن ندارد همانگونه که برخی چنین اعتقاد دارند
چنانچه تفسیر(و تاویل) قرآن به قرآن از ظواهر کتاب بحساب بیاد ایا آیات مفسر ظهورشان کفایت میکند یا اینکه باید نص و دلالت تام باشد ؟
اگر ظهور یا استظهار عرفی باشد و تا آخر عرف عام معیت کند و تخطئه نکند فرقی نمیکند، و اصلا نیاز به اظهریت مفسر نداریم، این نکته مهمی است، یعنی در حقیقت، تفاسر است نه تفسیر، و تشابک شواهد در فهم یک کلام، و تصاعد ذهن در دور هرمنوتیک تفسیر متن، دوجانبه است نه یک طرفه، مثل شبکه شدن نخهای باریکی است که وقتی شبکه شد نهنگ را گرفتار میکند! البته این به معنای نفی مطلق اظهر نیست، مثلا در تفسیر صراط مستقیم، آیه و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم، اظهر از خود صراط مستقیم است.


نقل قول
با وجود این ایه باز میتوان گفت کتاب و سنت نسبت به این سیره عمومی ساکت است:
وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ
ضمن اینکه روش مبتلا به عموم تاویل نیست بلکه فهم ظاهر است
در اینکه مردم برای فهم ظاهر ایات مشکله به ایات دیگر مراجعه کنند شکی نیست اما سخن بر تاویل است و لو در حد احتمال
بیان داشتید تاویل  بدون مجوز ثقلین صحیح نیست و فقط در حد احتمال مفید خواهد بود و سوال اینجاست نفس نزدیک شدن به وادی تاویل ولو با دید ظنی و طریقی برا فهم، محتمل نیست مورد نهی قرار گرفته باشد؟
آیه میفرماید و ما یعلم تاویله، نه و ما یحتمل تاویله، یا و حرام احتمال تاویله، آنچه بد است طلب و ابتغاء فتنه از تاویل است، اگر یک دور مقدمه تفسیر برهان که از بحرانی نیست از دیگری است (مرءاة الانوار) (از جد صاحب جواهر) مطالعه کنید میبیند نه تنها منع نفرمودند بلکه اذهان را تحریک کرده سوق دادند، در پرهیز از تفسیر به رأی هم همین مشکل با شدت بیشتر مطرح است، و مرحوم شیخ الطائفه در مقدمه تفسیر التبیان احتمال دادن را مردود ندانستند بلکه شاید تایید کردند علی ما بالبال.

.

آفلاین حسینی

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 68
نقل قول
خیر، مقصود من بادئ من حیث بادئ بود نه ذات او، یعنی تکرار یک فعل فی حد نفسه از شروع آن آسانتر است، اما برای غیر واجب الوجود هم میشود که برابر باشد، و مهم رفع استبعاد کسی است که به عود نظر میکند اما بدء را نگاه نمیکند.

این حیث اعتباری محض که نیست.
می توان ادعی کرد این حیث  به اعتبار صادر متفاوت است، حال نمی توان گفت تکرار یک فعل فی حد نفسه و لو از حیث بادئ نه ذات  در مورد واجب تفاوتی ندارد بخلاف ممکن که غالبا متفاوت است.

نقل قول
عنی در حقیقت، تفاسر است نه تفسیر، و تشابک شواهد در فهم یک کلام، و تصاعد ذهن در دور هرمنوتیک تفسیر متن، دوجانبه است نه یک طرفه، مثل شبکه شدن نخهای باریکی است که وقتی شبکه شد نهنگ را گرفتار میکند!

ممنون! بسیار نکته عمیق و دقیقی بود
ایا این در مورد فهم استقلالی ایات هم صادق است ؟
یادم است بارها بیان داشته اید هر ایه از دوجهت می تواند معنی افاده کند. یک از جهت استقلالی هر ایه و دیگر از جهت انضمام با ایات دیگر
ایا  تفاسر در نوع اول نیز صادق خواهد بود؟

در مورد تفسیر قرآن به قرآن استادی داشتم اینگونه نقد میکرد که تنها عیب این روش تفسیری اینست که کلمات قرآن در ایات  معانی متفاوتی دارند و نمی توان ثابت کرد مراد ایه مفسٍر مطابق با ایه مفسًر است..
   نظر شما در این باره چیست ؟

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
نقل قول
این حیث اعتباری محض که نیست.
می توان ادعی کرد این حیث  به اعتبار صادر متفاوت است، حال نمی توان گفت تکرار یک فعل فی حد نفسه و لو از حیث بادئ نه ذات  در مورد واجب تفاوتی ندارد بخلاف ممکن که غالبا متفاوت است.
همینطور است، دو فرد یک کار فی حد نفسه، دو رقیقه یک حقیقت هستند و از این جهت تفاوتی ندارند، بلکه اساسا لحاظ اسهلیت و اهونیت به حیث صدور برمیگردد، اما وقتی تمرکز ذهن مخاطب بر استبعاد عود است در حالی که بدء را فراموش کرده است به او تذکر میدهند: که تعجب است تو چیزی را که غلبه در اسهلیت آن است بعید میشماری در حالی که غیر بعید را میبینی و چاره‌ای جز قبول آن نداری! اینجا کار با تساوی بدء و عود نسبت به فاعل خاص نداریم، مثلا در آیه شریفه: ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم، تصریح میفرماید: و نسی خلقه، یعنی ذهن او با یک تمرکز و یک نسیان همراه است، لذا برای رفع نسیان او جواب میدهد: قل یحییها الذی انشأها اول مرة، و در ادامه میفرماید کأنه اینها بر خلاف غلبه اسهلیت، حتی مثلیت را هم قبول ندارند: او لیس الذی خلق السموات و الارض بقادر علی ان یخلق مثلهم؟! و برای چنین نگرشی در جای دیگر میفرماید: اینکه اسهل است، یعنی فی حد نفسه نسبت به استبعاد شما، و کار با خصوصیت صدور در این مقام ندارد.



نقل قول
ایا این در مورد فهم استقلالی ایات هم صادق است ؟
یادم است بارها بیان داشته اید هر ایه از دوجهت می تواند معنی افاده کند. یک از جهت استقلالی هر ایه و دیگر از جهت انضمام با ایات دیگر
ایا  تفاسر در نوع اول نیز صادق خواهد بود؟
نمیدانم کدام منظورتان هست؟ چون دو جور انضمام داشتیم، یکی انضمامی که صاحب المیزان فرمودند هذان سران، یعنی مقاطع یک آیه: قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون، یا انضمام دو آیه جدا در دو سوره به عوان مفسر بودن؟



نقل قول
در مورد تفسیر قرآن به قرآن استادی داشتم اینگونه نقد میکرد که تنها عیب این روش تفسیری اینست که کلمات قرآن در ایات  معانی متفاوتی دارند و نمی توان ثابت کرد مراد ایه مفسٍر مطابق با ایه مفسًر است..
   نظر شما در این باره چیست ؟
در اینکه تفسیر قرآن به قرآن از طریق معاجم لفظیه کار غلطی است شکی نیست، ولی در عین حال قرآن است، لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه.

.

آفلاین حسینی

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 68
نقل قول
نمیدانم کدام منظورتان هست؟ چون دو جور انضمام داشتیم، یکی انضمامی که صاحب المیزان فرمودند هذان سران، یعنی مقاطع یک آیه: قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون، یا انضمام دو آیه جدا در دو سوره به عوان مفسر بودن؟

حقیر از بیسوادی این صور زیرا را  برای دلالت در قرآن در سطح لایه اولی (نه بطون) تصور دارم:
  • دلالت استقلالی هر حرف
  • دلالت استقلالی هر حرکت (بر مبنای صدور حقیقی هر قرائت از خداوند)
  • دلالت استقلالی هر کلمه
  • دلالت استقلالی هر جمله
  • دلالت استقلالی هر آیه
  • دلالت انضمامی جملات یک آیه با جملالت دیگر همان آیه
  • دلالت انضمامی یک جمله با جملات دیگر همان سوره
  • دلالت انضمامی یک جمله با سایر جملات قرآنی
  • دلالت انضمامی آیه یک سوره یا آیات قبل و بعد در همان سوره
  • دلالت انضمامی ایه با آیات دیگر قرآن
کدامین صحیح است و کدام اشتباه و چه چیزهایی دیگری می توان تصور نمود که صحیح باشد؟
اما منظور من از سوال قبلی دلالت استقلالی هر ایه بود یعنی دلالت انضمامی ایه با ایات دیگر قرآن
« آخرين ويرايش: نوامبر 02, 2015, 02:46:28 pm توسط حسینی »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440

۱- در سه مورد اول هم انضمامی بودن متصور بلکه شاید محقق است.

۲- با فرض استقلالیت در کلام شما، انضمام دلالی استظهاری، منتفی است، اما انضمام معنوی به عنوان شاهد لبی، مانعی ندارد، بلکه اساسا استشهاد و پی جویی شواهد در علوم دینی، همین است، چون معارف، یک نظام معرفتی دارد.
.

کلیدواژه ها: تأویل ظواهر کتاب