نویسنده موضوع: یک خداپرست در دنیا چه انتظاری میتواند از خدا داشته باش  (دفعات بازدید: 6605 بار)

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
نقل قول
یعنی اول حجت خداست و چون حجت خداست پس رهبر و امام اجتماعی هم هست، تماس گرفتن با او فقط یک چشم بر هم گذاشتن، نیاز دارد، ولی این یک امر شخصی است، یعنی باید خود شخص فقط برای خودش، به دنبال این اطمینان و ارتباط باشد، و تا روز موعود، توقع مشاهده عیانی یا ترویج آن نداشته باشد، یعنی ارتباط قلبی شخصی با یک فرد زنده در همین کره خاکی، نزد شیعه، تجربه شخصی هر کسی است که لحظاتی را در عمق قلب خود، یک خلأ معنوی احساس کرده باشد.
حسین آقا باور بفرمایید در چند روز گذشته چندین بار این مطالب را در ذهنم مرور کردم و برای اینکه وقت شریف شما را نگیرم دوباره مرور کردم اما متاسفانه متوجه نشدم .
من شیعه هستم سعی میکنم تکالیفم را انجام بدهم و به وجود مقدس آن حضرت هم باور دارم .
اما این که چشمم را ببندم و ارتباط قلبی بگیرم را اصلا نمیتوانم متوجه شوم خصوصا اینکه موارد متعددی بعنوان توهم و خیال پردازی دیده شده و حتی برخی علما آنرا بعنوان هوای نفسانی یاد کرده اند . الان نتوانستم لینک را پیدا کنم اما چند وقت قبل مطلبی خواندم در باره آیت الله قاضی یا بهاالدینی که گفته بود شخصی از ایشان درخواست دیدار با امام زمان کرده بود و ایشان هم وقعی نگذاشتند . نهایتا او خودش آدابی را به جا میاورد و نهایتا بعد از مدتی میاید و به آن آیت الله میگوید که شما کمک نکردید من خودم امام زمان را دیدم و گفتند به فلانی بگو نزد ما بیاید . وقتی رفته بود آن آیت الله (قاضی یا بهالدینی یادم نیست) گفته بود آنکه این شخص دیده نفس خودش بوده نه امام زمان .
خلاصه که اگر میشود توضیحی برای "چشم بستن و ارتباط قلبی گرفتن " بفرمایید خصوصا وجه افتراق آن را از توهم .
اما در مورد مطلب چگونگی اثبات برتری اسلام نسبت به مکاتب دیگر فرمودید :
 
نقل قول
ولی مهم همان احساس خلأ است، به کسی که به قول شما مرفه است نشان دهید قرآن اعجاز است، خوب چه میکند؟
لازم دیدم تاکید کنم که اینجا مقصود من فقط اثبات تئوریک بود و نه شرایطی برای پذیرش فردی .
لذا مجبورم سئوالم را به روش دیگری و کوتاه  تکرار کنم .
به نظر حضرتعالی چگونه میتوان از لحاظ تئوریک نشان داد که اسلام بر ادیان و مکاتب فکری دیگر برتری دارد .؟

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
.
نقل قول
اما این که چشمم را ببندم و ارتباط قلبی بگیرم را اصلا نمیتوانم متوجه شوم خصوصا اینکه موارد متعددی بعنوان توهم و خیال پردازی دیده شده و حتی برخی علما آنرا بعنوان هوای نفسانی یاد کرده اند . الان نتوانستم لینک را پیدا کنم اما چند وقت قبل مطلبی خواندم در باره آیت الله قاضی یا بهاالدینی که گفته بود شخصی از ایشان درخواست دیدار با امام زمان کرده بود و ایشان هم وقعی نگذاشتند . نهایتا او خودش آدابی را به جا میاورد و نهایتا بعد از مدتی میاید و به آن آیت الله میگوید که شما کمک نکردید من خودم امام زمان را دیدم و گفتند به فلانی بگو نزد ما بیاید . وقتی رفته بود آن آیت الله (قاضی یا بهالدینی یادم نیست) گفته بود آنکه این شخص دیده نفس خودش بوده نه امام زمان .
خلاصه که اگر میشود توضیحی برای "چشم بستن و ارتباط قلبی گرفتن " بفرمایید خصوصا وجه افتراق آن را از توهم .
تشکر میکنم که به واضح شدن مقصود کمک میکنید، مقصود من از چشم بر هم نهادن، کاری از قبیل مقدمه‌چینی برای خواب دیدن یا مکاشفه یا تشرف فیزیکی، و یا شبیه تسخیر ملائکه و اجنة نبود، بلکه از قبیل تله‌پاتی یا مانیتیسم شخصی یا تاثیر از فاصله و از این قبیل چیزها هم نیست، چون همه اینها در کسری از ثانیه با چشم بر هم نهادن کارشان تمام نمیشود! مدتی تمرین میخواهد، چهله‌نشینی و ریاضت و ... انجام میدهند و آخر به نتیجه برسند یا خیر، و نتیجه هم توهمی باشد یا بهره اندکی از واقعیت داشته باشد!

مقصود من، خودمشغولی هم نیست، بلکه یک راهکار برای جلوه کردن خلأ معرفتی در کمون هر شخص، و سپس پر شدن این خلأ، با معرفت غیر قابل تشکیک، از طریق اتصال به شبکه سراسری معرفت، که حصول معرفت از باب این آیه شریفه است: بل نفذق بالحقّ علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق، این آیه که رمز آفرینش را بیان میفرماید همه چیز را در چند کلمه خلاصه کرده است.

نکته اصلی در افتراق این مقصود از آنچه مظنه توهم است این است که اساسا در معرفت، هیچ تراکنش مشاعر ما با یک شیء مدرک حسی یا خیالی یا وهمی نیست، بلکه تنها به نحو به فعلیت رسیدن عقل بالقوة است.

نقل قول
لازم دیدم تاکید کنم که اینجا مقصود من فقط اثبات تئوریک بود و نه شرایطی برای پذیرش فردی .
لذا مجبورم سئوالم را به روش دیگری و کوتاه  تکرار کنم .
به نظر حضرتعالی چگونه میتوان از لحاظ تئوریک نشان داد که اسلام بر ادیان و مکاتب فکری دیگر برتری دارد .؟
آنچه به ذهن من میرسد آنچه میتوان به عنوان برتری تئوریک اسلام نشان داد همانا تبیین چند رابطه است که به منزله توضیحی برای عرض قبلی من است، رابطه قرآن با حروف مقطعه، و رابطه قرآن با شئونات وجودی انسان و کاملترین انسان، و سپس رابطه حروف مقطعه با شاکله انسانی است، که سامان یافتن گم‌گشته به معرفت نهایی باز میگردد، و راه‌های برتر در معرفت نهایی به من عرف نفسه فقد عرف ربّه بازمیگردد، و این رابطه‌ها است که فطرت هر انسانی به دنبالش میگردد، و قرآن کریم آشکارا خود را راهنمای نهایی معرفی میکند، و آشکارا حروف مقطعه را به بشر عرضه میکند، تا هر کس مثل بذری که به تدریج شکوفا میشود در وجود خودش به شکوفائی معرفتی برسد إن شاء الله تعالی. و الله العالم
.

آفلاین سمیعی شیرازی

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 3
با عرض سلام خدمت حضرت استاد و بزرگواران حاضر
مدتی این مطلب و نقض و ابرام ها را دنبال میکردم و منتظر بودم که بحث جامعیت و عقلانیت هم از مزایا و برتری های اسلام مطرح شود اما مدار بحث به سمت و سوی دیگری بود
لذا خواهشمندم که در مورد این دو مبحث نیز صحبت بفرمایید.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
با عرض سلام متقابل .بنده میخواستم چند روز دیگر و با تکرار مطالعه مطلب آخر آقای حسین و به امید فهم آن اینجا بیایم که پست حضرتعالی موجب ورود زودتر گردید .خدمتتان عرض شود که موضوعاتی مثل عقلانی و جامعیت نه تنها قابل اثبات نیست یعنی با مواجه با بیگانگان حداقل بدلیل داشتن تعاریف متفاوت قابل اثبات نیست بلکه بدلیل وجود موارد نقض ظاهری به نظرم قابل طرح نیز نیست . زیاد در این مورد ادامه نمیدهم تا به حاشیه نرویم .
اما حالا که وارد شدم خدمت حسین آقای عزیز و گرامی عرض کنم در باره اثبات تئوریک برتری اسلام به سایر مکاتب فی الواقع فرمودید که تنها راه نشان دادن اعجاز و البته مرتبط بودن قرآن با انسان هست و این به نظرم همان گفته خودم بود که هیچ راهی به جز اثبات اعجاز قرآن برای نشان دادن برتری تئوریک نیست .
اما ضمن داشتن التماس دعا در این شب های قدر و دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا و صاحبمان خدمت حسین آقا عرض کنم که متوجه نحوه ارتباط یا حداقل استفاده از آن وجود ذیجود نشدم متاسفانه .
به نظرم این نوع استفاده که مورد نظر شماست را نمیتوان با الفاظ توصیف نمود .بهرحال فکر میکنم شخصا دارای هوش متوسط هستم اما با چندبار خواندن مطلب شما متوجه نحوه ارتباط یا استفاده از آن وجود مبارک نشدم و ایکاش متوجه میشدم که هیچ گنجی بالاتر از آن نبوده نیست و نخواهد بود .جدا از همگی خوانندگان این مطلب  التماس دعا دارم
« آخرين ويرايش: ژوئن 29, 2016, 03:24:25 am توسط قاسم »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
با عرض سلام خدمت حضرت استاد و بزرگواران حاضر
مدتی این مطلب و نقض و ابرام ها را دنبال میکردم و منتظر بودم که بحث جامعیت و عقلانیت هم از مزایا و برتری های اسلام مطرح شود اما مدار بحث به سمت و سوی دیگری بود
لذا خواهشمندم که در مورد این دو مبحث نیز صحبت بفرمایید.

سلام علیکم
سرور گرامی، استاد شما هستید، قبلا عرض کردم اینجا همه استاد هستند، و غرض تبادل فکر است إن شاء الله تعالی.

اما مسأله جامعیت و عقلانیت، به حمل اولی، قابل طرح است، و در فضای بحث حمل اولي، میتوان تعریف ارائه داد، و میتوان بحث کرد که آیا جامعیت و عقلانیت، به رأس مخروط منحصر ختم میشود یا میتواند به دو قطبی یا بیشتر ختم شود، ولی به هر حال، در نهایت، محتاج رفتن به سوی فضای بحث به حمل شایع هستیم، و این طریق، همان رفتن از کبری به سوی صغری است، و طریق دیگر که در اینجا پی گرفتیم، برعکس است، یعنی تجرید کبری از دل صغریات، و رسیدن به حمل اولی جامعیت و عقلانیت، از طریق پی جوئی حمل‌های شایع، که البته لوازم و الزامات خاص خود دارد.


*******************

و این به نظرم همان گفته خودم بود که هیچ راهی به جز اثبات اعجاز قرآن برای نشان دادن برتری تئوریک نیست .
به گمانم این مقصود شما، بدون ملاحظه حامل کامل قرآن کریم، سرانجام نمیرسد، چون قرآن کریم، کاربری بسیار آسانی دارد، اما در پشت این کاربری ساده، تکنیک بسیار پیچیده نهفته است، یک بیسواد که امروزه یک موبایل ساده میخرد، سعی شده است تا حد ممکن برای او کاربری آن آسان شده باشد، اما هر چه ساده‌تر میشود، تکنیک نهفته در پشت آن، پیچیده‌تر میشود، و نشان دادن قدرت این دستگاه و استفاده از تمام امکاناتی که فراهم میکند، با مراجعه به سازنده آن سامان مییابد، مکرر عرض کردم: و لو أنّ قرآنا سیّرت به الجبال، چگونه محک زده میشود؟



به نظرم این نوع استفاده که مورد نظر شماست را نمیتوان با الفاظ توصیف نمود .
در بعض چیزها، توصیف مقدمه عمل است، توصیف صورت میگیرد تا به دنبال آن عمل بیاید، اما در بستر تکوینیات، مطلب برعکس است، ابتدا عمل صورت میگیرد و سپس توصیف میشود، در یک رفتار ساده، بچه و بزرگ میتوانند آن را انجام دهند، مثلا لیوان آب را بخورند، بدون اینکه محتاج باشند مثلا ابتدا توصیف کنند که تراکنش اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک چگونه است، بلکه شاید یک متخصص اعصاب، اگر با ملاحظه توصیف تراکنش این دو سیستم عصبی، بخواهد یک لیوان آب بخورد، برایش گوارا نمیشود! و در این وادی سخن بسیار است، و اهل البیت علیهم السلام، این چشم بر هم نهادن را که به دست هر احساس کننده خلأ دادند، به یک نحوی اسم اعظم به او دادند، بدون اینکه شخص بفهمد پشت آن چه عظمتی نهفته است، آیا ما در یک آب خوردن ساده، میدانیم پشت آن چه تراکنش بزرگی بین چند سیستم عصبی است؟ خیر، اما انجام میدهیم، چرا؟ چون در بستر تکوین، گام برمیداریم، و محتاج نیستیم قبلا توصیف کنیم تا انجام دهیم، اما یک مهندس بخواهد یک ساختمان بسازد، ابتدا نقشه میکشد و سپس میسازد، ابتدا توصیف و سپس عمل، ولی همین مهندس آب میخورد بدون نقشه کشیدن و توصیف عمل کردن، در یک فایل صوتی از آیة الله بهجت قده موجود است که فرمودند: هر انسان متعارف که سخن میگوید، سخن خودش را میشنود، اما وقتی دقت کنیم میبینیم که فاصله زمانی بسیار کوتاهی طول میکشد تا صدایش به گوش خودش برسد، و سپس اضافه میکنند که قبل از اینکه ما صدای خودمان را بشنویم حضرت صدای ما را میشنوند! چرا؟ اصلا چرا چنین چیزی را ایشان در سن حدود نود سالگی بگویند؟ آیا از سنخ حرف‌های ایام جوانی است، یا مثلا میخواهند دیگری را سر کار بگذارند؟! یا یک تعبد محض است؟ یا معرفت حاصل یک عمر تجربه و مجاهدت و عبادت است؟ مثل استاد عصب شناسی که برای دیگران یک رفتار ساده را توصیف میکند؟
.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
با عرض سلام خدمت دوستان به ویژه حسین آقا
من طبق معمول چند روزی روی سخنانتان تامل کردم .
شما میفرمایید بدون حامل کامل قرآن که همان حضرت ولیعصر هستند میتوان اعجاز قرآن را اثبات کرد یا نه ؟ البته اعجاز نه در حد "ولو آن القرآن سیرت به الجبال " بلکه در حدی که بنا بر شواهد و دلایل در دسترس این کتاب یک معجزه است و تحدی هم میکند .همین .
مجددا سوال را خلاصه میکنم :"بدون استفاده از وجود حضرت اعجاز قرآن قابل اثبات هست یا خیر ؟"
-------------------------------------
اما در مورد نحوه استفاده از وجود حضرت متاسفانه علیرغم تلاش حضرتعالی چیزی متوجه نشدم که احیانا ناشی از کند ذهنی من هست.
اما اگر واقعا میشد از وجود آن حضرت استفاده ملموسی نمود فکر میکنم به سعادت واقعی میرسیدم.

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
سلام علیکم

۱- بلی، قطعا قابل اثبات است، و یک مقاله به نام مصاحف قران کریم هولوگرامی تحریف ناپذیر، این هدف را دنبال میکند، اما نه به این سادگی! همانطور که عرض کردم (قرآن کریم، کاربری بسیار آسانی دارد، اما در پشت این کاربری ساده، تکنیک بسیار پیچیده نهفته است) و لذا به فرجام رسیدن کتل‌های بعدی این اثبات، مرهون آن پشتوانه بسیار پیچیده است.

مثالی عرض کنم: بچه دبستانی میاموزد که برای به دست آوردن محیط دایره، قطر را در ۳/۱۴ ضرب کند، این مفاد بسیار ساده و روشنی دارد، اما هرگز این طفل دبستانی نمیداند که در پشت این عدد پی، صدها سال فکر و تلاش نوابغ بشر نهفته است، از معلم میشنود مثلا این عدد پی یک عدد گنگ است، تازه وقتی معنای گنگ را فهمید، وسوسه میشود که برود و معادل گویای آن را پیدا کند، و مشت ریاضیدانان را باز کند! خوب! اگر فرض بگیریم که برهان ریاضی که اثبات میکند عدد پی گنگ است در دستمان نباشد، و نیز ابرکامپیوترهای قدرتمند هم که میتواند به طور ملموس، اعداد پشت ممیز عدد پی را تا میل به بینهایت، جلو ببرد نداشته باشیم، این دانش‌آموز از کجا مطمئن شود که واقعا عدد پی گنگ است و تا بینهایت هم اگر پشت ممیز اضافه شود هرگز به توقف نمیرسد؟ به فرجام رسیدن گنگ بودن عدد پی، برای یک کنجکاو در تحقیق مطلب، نیاز به پشتوانه‌هایی مثل محاسبه میدانی توسط کامپیوتر یا اثبات برهانی توسط دقیق‌ترین براهین ریاضی دارد، هر چند عرضه کردن عدد پی با همین عنوان در کتاب دبستان هم صورت میگیرد، اما با این پشتوانه است که محقق هر چه جلو میرود، عظمت نهفته در پشت این عدد را به وضوح در مییابد، و همچنین است اعجاز قران کریم، مرحله‌ای است، و هر فاز آن، احکام خاص خود دارد، ولی مهم این است که محقق در ادامه تحقیق، به تدریج، این پشتوانه عظیم را کشف کند، و این مراحل تدریجی است که عرض کردم بدون حامل کامل قرآن، امکان پذیر نیست. و الله العالم

۲- از کندذهنی نیست، بل الامور مرهونة باوقاتها.
.
« آخرين ويرايش: ژوئیه 06, 2016, 01:24:10 am توسط حسين »

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
با تشکر فراوان از حسین آقای گرامی برای صرف وقت و پاسخگویی .انشالله از باقیات الصالحات محاسبه گردد.
بنده اینجا یک جمع بندی از این گفتار خدمتتان عرض میکنم تا با نتیجه گیری موضوع بسته شود .البته این جمع بندی چیزهایی هست که من برداشت کرده ام و اگر ناصواب بود به لطف اشتباهاتم را بفرمایید .
1- انسان فقط میتواند به خدا و  به لطف و مرحمت او اعتماد کند و تنها انتظار از خدا فقط طلب خیر است و این خیر را هم برای هر فرد خود خدا تعیین میکند و چه بسا مرگ و یا ناتوانی و بیماری برای ظالم عین خیر برای او باشد .پس ما بدلایل عقلی یا احساسی  میتوانیم به خدا ایمان بیاوریم و با آوردن ایمان فقط اعتماد است و دیگر هیچ .
البته این برخلاف باور رایج هست که مردم به فرزندانشان ایمان را تجویز و تبلیغ میکنند تا خدا در زندگی روزمره کمکشان بکند .
هرچند کمک خداوند در هر ذره ذره زندگی جاری است اما در بیشتر موارد این کمک در قاموس قوانین جاری طبیعی جریان دارد که اثر آن برای مومن و کافر در زندگی روزمره یکسان است .فکر مبکنم در ادبیات دینی از این موضوع با نام هدایت عام گفته شده . بعبارت ساده مومن و کافر هر دو در صورت افتادن از طبقه سوم ساختمان به زمین برخورد میکنند .
2- در زمینه تئوریک تنها و تنها برتری دین اسلام به سایر مکاتب فقط وجود قرآن بعنوان معجزه است بعبارت دیگر اگر اعجاز قرآن را درک یا اثبات نکنیم نمیتوان دلیل قطعی برای برتری اسلام بر سایر مکاتب ارائه کرد .
3-هرچند نفهمیدم اما متوجه شدم که آقای حسین معتقدند استفاده از وجود ذیجودحضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه برای همه میسر است .
« آخرين ويرايش: ژوئیه 07, 2016, 09:04:07 pm توسط قاسم »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
إن شاء الله خدای متعال تلاش فکری همه ما را باقیات الصالحات برایمان قرار دهد.

اما در هر سه بندی که ذکر کردید، ذهن من به سهم خودم خیلی موافق تام و تمام نیست، بخصوص اول، که در روایت دارد: الایمان ثابت فی القلب و الیقین خطرات الی آخر حدیث، و کذا روایت معروف: لو زاد یقینه لمشی علی الهواء، خطور یقین بر قلب و در نتیجه ترتب این آثار، متفرع بر وجود ایمان در قلب است، و لذا قضیه پیرمرد حمال تبریزی در بازار تبریز، زبانزد خاص و عام میشود.
.

آفلاین قاسم

  • Jr. Member
  • **
  • ارسال: 52
 الامام الباقر علیه السلام:الایمان ثابت فی القلب. و الیقین خطرات، فیمر الیقین بالقلب فیصیر کانه زبر الحدید، و یخرج منه فیصیر کانه خرقة بالیة.
امام باقر علیه السلام: ایمان در دل ثابت است، اما یقین گاه به گاه در دل می گذرد. پس هرگاه یقین بر دل گذرد، چنان شود که گویی پاره ای از آهن است، و چون از دل بیرون آید چنان شود که گویی لته ای کهنه است.
---------------------------------------------------------
حسین آقا ممنون که برای حقیر هم وقت میگذارید . کاش بیشتر توضیح میفرمودید تا خدای ناکرده برداشت اشتباه و حاشیه روی نشود .
من حدیث نقل شده توسط شما را یافتم اما مربوط به موضوع مورد بحث من نبود . موضوع بحث آن است که در دنیا و زندگی روزمره چه کمکی از سوی خداوند میتواند مورد انتظار یک خدا پرست باشد در حالیکه حدیث مورد اشاره شما مربوط به یقین و اثرات آن است !
در مورد پیر مرد تبریزی و نظایر آن هم حتما میدانید حداقل در مذاهب شناخته شده فعلی بسیار نمونه ذکر میشود . حتی بهاییان هم از معجزات بقول خودشان حضرت بهاالله نمونه دارند مضاف براینکه حتی ثبت معجزات در دنیای مسیحی یکی از کارهای واتیکان است . و اگر خواستید لینک آنرا میاورم .
یک مثال زنده واتیکانی همین حالا وجود جسد برنادت سوبیرو و عدم اضمحلال وی پس از بیش از یک قرن هست .
اما آنچه تمام این معجزات و نمونه ها از هر آیینی نمیتوانند ثابت کنند تاثیر مشخص ایمان در بهتر شدن زندگی مادی روزمره هست . مطالعاتی وجود دارد که نشان میدهد ایمان به خدا موجب اضطراب کمتر راستگویی بیشتر و یا درستکاری بیشتر میشود اما حداقل من نه مطالعه و نه حتی ادعایی ندیدم که بگوید وضع مادی مومنین بهتر از کافرین خواهد شد و حتی آیه ای هست که میفرماید :
وَ لَوْ لاَ أَنْ‌ يَکُونَ‌ النَّاسُ‌ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ‌ يَکْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ‌ لِبُيُوتِهِمْ‌ سُقُفاً مِنْ‌ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ‌ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ‌
اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند،
این آیه شریفه به صراحت داشتن زندگی مرفه دنیوی را از آثار ایمان نمیداند .
اما در سوی دیگر در دنیای مادی راههایی نشان داه میشود که احتمال داشتن وضع مرفه اقتصادی را نشان میدهد و بسیاری از آنها هم با تعالیم دینی مشترک است .
آیه شریفه میفرماید "لیس للانسان الی ما سعی " و همین مطلب در علم روانشناسی با عنوان قانون ده هزار ساعت آمده است .
یعنی با مطالعه بر روی افراد موفق در هر رشته دیده شده اگر کسی در کاری ده هزار ساعت صرف کند از سرآمدان آن رشته خواهد شد . حال کسی که مثلا میخواهد حتی روضه خوان و مداح موفقی شود از شرایطش تمرین و بازهم تمرین و آموختن و بازهم آموختن است و این برای کافر یا مومن تفاوتی نمیکند .
به نظرم اگر این مسئله واقعا روشن شود که آیا اساسا خداوند وعده ای برای بهتر بودن زندگی مادی مومنان در این دنیا داده است و اگر داده آیا آن چیزی جز رعایت قوانین طبیعی هست بسیار مفید خواهد بود .
من فعلا به همین بند اول پرداختم تا مبحث پراکنده نشود .
اللهم غفر لنا
« آخرين ويرايش: ژوئیه 23, 2016, 12:42:51 am توسط قاسم »

کلیدواژه ها: