نویسنده موضوع: موضوع بحث در سال 1395: ابهام و پارادوکس خرمن. فایلهای صوتی  (دفعات بازدید: 1574 بار)

آفلاین سوزنچی

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 252
بسم الله الرحمن الرحیم

ببحث سالهای قبل در موضوع تعارض احوال بود که اگرچه شاید در بحثهای اصولی خود ما بحثهای کم‌فایده‌ای باشد؛ اما در فضاهای جدید خیلی به کار می‌آید. ما بحث را در همین جا (ص428 مباحث الاصول) متوقف می‌کنیم و پرانتزی باز خواهیم کرد و وارد برخی بحثهای جدید در حوزه منطق شویم.
مباحث سال قبل در سایت تبیان به لینک زیر بارگذاری شده است
http://hozeh.tebyan.net/newindex.aspx?pid=30618&LessonID=132&pageSize=50&OrderBy=SessionNumber&Order=DESC
فعلا فایلهای صوتی را در اینجا بارگذاری می کنم و در صورتی که در سایت مذکور بارگزاری فایلها آغاز شود به همان بسنده خواهد شد

ضمنا موضوع بحث در گام اول مقاله «ابهام و پارادوکس خرمن» است که از ذیل همینجا قابل دانلود کردن است

جلسه1 چهارشنبه 1395/6/24
توضیح اینکه چرا  از بحث تعارض احوال منتقل شدیم به یکی از بحثهای جدیدی که در منطق مطرح شده است و از جلسه آینده، موضوع بحث، مقاله «ابهام و پارادوکس خرمن» خواهد بود.

جلسه 2    شنبه 1395/6/27
پس از اشاره‌ای به حاشیه‌ای که بر شرح منظومه نوشته بودند و ذکر نکاتی از اسفار، وارد مقاله «ابهام و پارادوکس خرمن» شدیم. تا ص2 پاراگراف1

جلسه 3   یکشنبه 1395/6/28
برای ساختن زبان صوری محض، ثوابت منطقی هم باید عاری از محتوا شوند؛ نمونه‌ای پیشنهادی برای امر صوری محض، ادامه مقاله «ابهام و پارادوکس خرمن» تا ص3 سطر2
« آخرين ويرايش: دسامبر 28, 2016, 03:48:22 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 145
   شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۱
 
  •   نکاتی در مورد ترکیب طبایع بسیطه
  •   طبایعی چون ترتیب، ترتیب وضعی ارتباطی یا طبیعی ارتباط در ترکیب طبایع بسیطه نقش ایفا می‌کنند.
  •   عقل در نفس الامر روی یک طبیعت متمرکز می‌شود و به آن وحدت می‌دهد
  •   وقتی ذهن طبایع واحدی که در واقع مرکبند در نظر می‌گیرد، فقط از بدنه طبایعی که جزء مرکبند بهره نمی‌گیرد بلکه از طبایع دیگری هم کمک می‌گیرد (مثل ترتیب و امثال آن).

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 145
   یکشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۲
 
  •   نکاتی درباره سلسله مراتب طبایع مرکب و بسائط اولیه
  •   ص16: نظریه‌های موجود درباره ابهام
  •   محوری‌ترین بحث در ابهام، منشأ ابهام است. اگر این بحث را ناجح بیرون آمدیم، می‌توانیم وارد بحث سمنتیک هم بشویم و در این صورت حرف برای گفتن داریم.
  •   در ارائه یک نظریه درباره ابهام، باید منشأ را روشن کنیم اما پس از توضیح آن، مسأله پارادوکس خرمن یک بحث دیگری است که مربوط به استقرائی است که صورت می‌گیرد و به نظر می‌رسد ارتباط مستقیم با آن ندارد.
  •   وقتی می‌گویید ابهام نوعی عدم تعین است و تعین را هنوز تبیین و تعیین نکرده‌اید، کار پیش نمی‌رود.
  •   طبیعت منطق فازی بی‌نهایت ارزشی است.
  •   منطق استدلال یعنی قواعد روشنی که در منطق کلاسیک (منطق ریاضی اوایل قرن بیستم) وجود دارد.
  •   چه قواعد در بخش صوری محض منطق و چه قضایا در بخش سمنتیک منطق، دارای قواعدند که در مواردی دست از آن برداشته می‌شود که از آن حیث غیرکلاسیک می‌شود.
  •   منطق کلاسیک دو حیث دوارزشی بودن و یکی هم قواعد استنتاج، داشت.
  •   در ادامه در پایان‌نامه خود در مورد نظریه ویلیامسون مفصل بررسی کرده‌اند اما در این مقاله گویا غیر از اشاره مختصری در ادامه چیز دیگری نیاورده‌اند.
دوشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۳
 
  •   ص17: دوم: سمنتیک دوارزشی و منطق شهودی
  •   دوباره کلمه معین نشده را به کار برده‌اند که مبهم است.
  •   یک نامعین به این معنی است که نه صادق است و نه کاذب که به معنی ارزش سوم می‌شود.
  •   یک معین نشده‌هایی داریم بدین معنی که اصلاً معنی ندارد تعیین ارزش صدق برای آن‌ها، مثل الف ب است یا هر الفی ب است. اینها گزاره‌نما هستند. اگر نامعین منظور این باشد که مقصود ما نیست و قضیه‌های مورد بحث ما گزاره‌اند نه گزاره‌نما.
  •   اینکه سمنتیک دوارزشی و منطق شهودی باشد معنایش روشن نشد.
  •   سوم: سمنتیک سه ارزشی و منطق کلاسیک
  •   قاعده مال سیستم صوری و قضیه مال سمنتیک سیستم صوری است.
  •   خود تابع ارزش بودن گاهی جزو قواعد سیستم ارزش صوری است. چگونه می‌توان قواعد سیستم ارزش صوری را پذیرفت اما تابع ارزش بودن را نفی کرد؟
  •   چهارم: سمنتیک سه ارزشی و منطق کلاسیک.
  •   در اینجا طرد شق ثالث یک قاعده است و نه قضیه.
« آخرين ويرايش: ژانویه 05, 2017, 12:21:31 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 145
   سه‌شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۴
  •   ص18: پنجم: سیستم‌های استاندارد منطق فازی
  •   وقتی یک قضیه‌ای را با ارزش صدق فازی با واو منطقی کنار قضیه دیگری با صدق فازی می‌گذاریم، تابع ارزش است یعنی مجموع آنها خروجیش درصد می‌شود.
  •   طرد شق ثالث در مدخول درصد است که کنار گذاشته می‌شود و نه در خود درصد.
  •   تار و پود منطق فازی، منطق دوارزشی است.
  •   ص19: ششم سیستم‌های غیراستاندارد فازی:
  •   در سیستم استاندارد فازی، بازه بسته بین صفر و یک معیار بود ولی در سیستم‌های غیراستاندارد چنین التزامی نداریم.
  •   در مجموعه‌های مرتب، مرتب خوش‌ترتیب و غیرخوش‌ترتیب داریم.
  •   ص19: دسته‌بندی بر اساس ریشه‌ی ابهام در زبان
  •   این مطلب اساسی است که ابهام را ریشه‌یابی کنیم
==============================================

 چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۵
 
  •   ص19: دسته‌بندی بر اساس ریشه‌ی ابهام در زبان
  •   نظریه‌های ابهام در جهان واقع: ابهام در واقع وجود دارد
  •   ص20: نظریه‌های معرفتی: ابهام به جهل ما برمی‌گردد
  •   نظریه‌های زبانی: هر چه هست زیر سر نشانگر، علامت و زبان است و ابهامی که وصف دال است نمی‌شود به مدلول نسبت داد (و خلط مقولی نباید صورت گیرد).
  •   در حقیقت خود ضعف زبانی است که به اینها اجازه می‌دهد که چنین نظریه‌پردازی کنند.
  •   زبان ما کلمه مبهم را برای فضای معرفتی قرار داده است
  •   اگر در نام‌گذاری دقیق عمل کنیم و به جای ابهام بگوییم منطق تشکیک. به جای اینکه بگوییم قدبلندی مبهم است بگوییم قدبلندی مقوله‌ای تشکیکی است. اینگونه مطلب را بردیم در فضای واقعیت خارجی و البته اگر تعبیر دارای مراتب بودن را به کار ببریم سلیم‌تر به نظر می‌رسد.
« آخرين ويرايش: ژانویه 05, 2017, 12:27:01 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 145
   شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۸
 
  •   ص20:
  •   در نظریه جهان واقع سؤال می‌شود که اشیاء واقعی کجا مبهم است؟
  •   در مورد نظریه‌های معرفتی می‌توان گفت که اگر بشر یک چیزی را به صورت مبهم برگزار کند همه جا چنین نیست که بگوییم خدا می‌داند. مثلاً هر الفی ب است را چگونه بگوییم که مثلاً خدا می‌داند صادق است یا کاذب. اگر چیزی را فرض گرفتیم که سمنتیک سه ارزشی دارد، چطور بگوییم خدا می‌داند که یا صادق است یا کاذب؟
  •   در مورد نظریه زبانی می‌گوییم اگر نمایش داده شده مبهم نیست، چرا از نمایش‌دهنده مبهم استفاده می‌کنیم؟ از آنجا که نمی‌توانیم از نمایش‌دهنده غیرمبهم استفاده کنیم، معلوم می‌شود که ابهام زیر سر چیزی غیر از نمایش‌دهنده است.
  •   دال با یک معنای لطیفی جوش خورده است. از بس معنا لطیف است فانی می‌شود در لفظ.
  •   به ذهن می‌آید که هیچ‌کدام از این سه دسته نظریه ذهن را قانع نمی‌کند.
  •   در اینکه دالی داریم و مدلول مستقیمشان (معنا: معنای لطیف بسیار ظریفی که در ذهن ما با آن جوش خورده است) و به عبارتی واصفی داریم و موصوفی که معنا واسطه می‌شود برای انتقال از لفظ به مدلول.
  •   مفهوم و معنای زید که با لفظ زید جوش خورده است، واسطه می‌شود برای انتقال از لفظ زید به زید خارجی. وقتی مثلاً پدر و مادری اسم فرزندی که هنوز ندارند، علی قرار می‌دهند، با وجودی که وجود خارجی ندارد اما لفظ و معنا (که تصور شخصی است که علی نام دارد) هستند.
  •   ابهام ناشی از این است که ما یک معانی داریم که الفاظ دال بر آن است، چون معانی دال حقیقی هستند و اشاره به واقعیت خارجی می‌کنند، این معانی نمایش‌گر خارج هستند، نمایش‌دهنده‌ها در نمایشگری خود مراحلی دارند که سبب ابهام می‌شود. ابهام نه زیر سر نمایش‌دهنده و نه نمایش داده شده است، بلکه در تطابق بین این دو است. در رابطه تطابقی بین نمایش‌دهنده با نمایش داده شده نفس الامری، ابهام پیش می‌آید.
  •   مثلاً اورست را می‌توان معانی جورواجور برای نشان دادنش به کار گرفت: کوه اورست، قله اورست، منطقه اورست
  •   این معنا هرگز اقیانوس اطلس را نمی رساند. اما وقتی معطوف به بین الحدین آن می‌شویم ابهام پیش می‌آید.
  •   حتی در فضای اتمیسم ذیمقراطیس اگر نگاه کنیم و بدترین نوع ماتریالیسم را فرض بگیریم که ذرات اولیه کروی مبنای همه چیز باشد که با هم هیچ تفاوتی ندارند: در همین فضا هم باز به مفاهیمی نیاز داریم که حرف بزند. دو ذره از هم فاصله دارند، حرکت کرده و به هم نزدیک می‌شوند تا با هم ترکیب شوند: نزدیک‌شدن، فاصله، مکان، حرکت و امثال اینها مفاهیمی هستند که بر اساس ذرات بنیادی قابل تبیین نیستند.
  •   مفهوم فاصله یکی از مبادی ابهام می‌شود و شبهه زنون پیش می‌آید.
« آخرين ويرايش: ژانویه 07, 2017, 08:10:54 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 145
شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۵

کلیدواژه ها: