نویسنده موضوع: بحث فقه در سال 1395  (دفعات بازدید: 8480 بار)

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #20 : ژانویه 29, 2017, 07:05:45 pm »
یکشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۰
  • دسته دوم روایات، روایاتی که ناظر به اماره سن است:
  • در کافی ج3 ص409 سن 5 سالگی مطرح شده برای خود اهل بیت(ع):
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏3 ؛ ص409
بَابُ صَلَاةِ الصِّبْيَانِ وَ مَتَى يُؤْخَذُونَ بِهَا
1- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصَّلَاةِ إِذَا كَانُوا بَنِي خَمْسِ سِنِينَ فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلَاةِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعِ سِنِينَ وَ نَحْنُ نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصَّوْمِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعِ سِنِينَ بِمَا أَطَاقُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْمِ إِنْ كَانَ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ أَوْ أَقَلَّ فَإِذَا غَلَبَهُمُ الْعَطَشُ وَ الْغَرَثُ‏ أَفْطَرُوا حَتَّى يَتَعَوَّدُوا الصَّوْمَ وَ يُطِيقُوهُ فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ إِذَا كَانُوا بَنِي تِسْعِ سِنِينَ بِالصَّوْمِ مَا اسْتَطَاعُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْمِ فَإِذَا غَلَبَهُمُ الْعَطَشُ أَفْطَرُوا.
  • صوم صبی فرقی با صوم بالغین ندارد و اگر هم گفته شده وقتی طاقت نداشتند، افطار کنند، از این جهت هم تفاوتی با بالغین ندارند و بالغ هم در صورت عدم طاقت، افطار می‌کند.
  • فقیه ج1 ص167 ح486 و 488:
من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏1 ؛ ص167
486- وَ رَوَى زُرَارَةُ وَ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَلِيٍّ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الصَّبِيِّ مَتَى يُصَلَّى عَلَيْهِ فَقَالَ إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ فَقُلْتُ مَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ‏ قَالَ إِذَا كَانَ ابْنَ سِتِّ سِنِينَ وَ الصِّيَامُ إِذَا أَطَاقَهُ.
وَ مَنْ حَضَرَ مَعَ قَوْمٍ يُصَلُّونَ عَلَى طِفْلٍ فَلْيَقُلِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِأَبَوَيْهِ وَ لَنَا فَرَطاً.
من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏1 ؛ ص168
488- وَ سُئِلَ‏ مَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ قَالَ إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ وَ كَانَ ابْنَ سِتِّ سِنِينَ.
  • کافی ج3 ص206:
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏3 ؛ ص206
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الصَّبِيِّ مَتَى يُصَلَّى عَلَيْهِ قَالَ إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ قُلْتُ مَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ فَقَالَ إِذَا كَانَ ابْنَ سِتِّ سِنِينَ وَ الصِّيَامُ إِذَا أَطَاقَهُ.
  • اگر راوی نمی‌پرسید سؤال بعدی را، همان تعقل صلاة حاکم می‌بود.
« آخرين ويرايش: ژانویه 29, 2017, 07:07:52 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #21 : ژانویه 30, 2017, 06:59:44 pm »
دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۱
  • تهذیب ج2 ص380:
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص381
6- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع‏ فِي الصَّبِيِّ مَتَى يُصَلِّي فَقَالَ إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ قُلْتُ مَتَى يَعْقِلُ الصَّلَاةَ وَ تَجِبُ عَلَيْهِ فَقَالَ لِسِتِّ سِنِينَ.
  • گفته شد که بچه‌ای که در قنداق است، عدم وجوب صلاة بر او سلب و ایجابی بود و رفع برای او معنی نداشت.
  • وقتی از او جلو آمدیم، می‌خواهیم ببینیم آن فعلیت قهریه‌ای که عنوان بر او پیدا می‌کند چه وقتی است؟ در این مورد باید گفت وقتی تعقل خطاب آمد
  • در مرحله بعد که می‌خواهیم ببینیم چه کسی در موردش تخفیف داده شده است و عنوان صبی در مرحله دوم او را در بر گرفته. گاهی شک نداریم به بقای صباوت، گاهی شک داریم در بقای صباوت و گاهی شک نداریم در عدم بقای صباوت.
  • در این روایت موردی داریم که قطع داریم به بقای صباوت و نیازی به استصحاب بقای صباوت هم نداریم چون جا ندارد
  • یک احتمال در فقه الحدیث این روایت آن است که بگوییم در آن سن انطباق قهری آمده است
  • اما احتمال دیگری هم به ذهن می‌آید:
  • در روایتی فرمودند ما اهل بیت در پنج سالگی امر به صلاة می‌کنیم اما شما شش سالگی
  • روایات دیگری سنین دیگری را مطرح کرده بودند از 7 و ...
  • یک سنینی داریم که تعقل صلاة محقق است قطعاً و صباوت هم محقق است قطعاً
  • گفته شد که ما اصول عملی در کنار استصحاب داریم به این معنا که نظم‌دهی می‌کنند کار را
  • بناگذاری چند جور است: گاهی استصحاب هست و دلیل می‌آید حاکم می‌شود بر استصحاب به نحو افضلیت
  • اما یک جایی استصحاب اصلاً جا ندارد اما برای اینکه تا جایی که ممکن است مصالح از دست مخاطب نرود به خاطر ارفاق گام دوم، به او گفته شود که وقتی شش سال (یا در جایی هفت سال) تمام شد، بخوان.
  • در این احتمال نه شروع انطباق قهری است و نه موضوعیت سن و سال است بلکه برای کسب بیشترین مصالح است.
  • در فضای مدیریت امتثال، عقوبت معقول است اما عقوبتی متناسب با فضای خاص خودش پس می‌تواند شارع بفرماید که ای صبی 8ساله، اگر از روی لج کردن نخواندی، من تو را عتاب می‌کنم
  • تهذیب ج9 ص183 ح11:
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏9 ؛ ص183
736- 11- عَنْهُ عَنِ الْعَبْدِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع قَالَ: إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ ثَمَانَ سِنِينَ فَجَائِزٌ أَمْرُهُ فِي مَالِهِ وَ قَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ الْفَرَائِضُ وَ الْحُدُودُ وَ إِذَا تَمَّ لِلْجَارِيَةِ سَبْعُ سِنِينَ فَكَذَلِكَ.
  • در این روایت قد وجب نه اماره و نه استصحاب و نه شروع انطباق قهری است، بلکه یک بناگذاری فضیلتی است و اگر از باب لج ترک کند می‌تواند استحقاق عتاب داشته باشد و مانعی هم ندارد، اگرچه اینکه واقع باشد معلوم نیست.
  • متصور است که در مواردی به خاطر منافع مجتمع و مصالح دیگران، چیزهایی ملاحظه شود و برش‌هایی صورت گیرد.
« آخرين ويرايش: ژانویه 30, 2017, 07:02:11 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #22 : ژانویه 31, 2017, 06:27:11 pm »
سه‌شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
  • در مواضع تخییر فتاوا بر این است که افضل اتمام است ولی احوط قصر است و مانعی ندارد قائل شدن به چنین چیزی.
  • بچه 13ساله که احتمال حسابی می‌دهیم که بلوغ عرفی شده باشد و استصحاب برای او جایز است اما مانعی ندارد برای او بگویند افضل این است به استصحاب عمل نکنید.
  • در مواردی ممکن است برعکس باشد که اماره وجود داشته باشد ولی شارع بفرماید افضل استصحاب حکم سابق است.
  • فضای بحث یا فضای تعارض است و عمل مشهور و طرح بقیه روایات یا فضای اقصر الطرق است و اینکه روایات را ناظر به مرحله سوم بدانیم.
  • در مورد صبیه اگر گفتیم نه سال مال مرحله سوم است. اگر در اینجا هم بگوییم یک بناگذاری عزیمتی است، حتی اگر قسم بخوریم نه ساله صبیه است، این بناگذاری کار را تمام می‌کند. در مواردی بناگذاری‌های عقلائی ممکن است در فضایی باشد که شک دارند و گاهی هم هست که ربطی به شک ندارد مثل بناگذاری بر اینکه در خیابان از سمت راست حرکت کنند. در چنین شرایطی حتی اگر قطع هم داریم که چهار سال مانده تا حائض شود، باز هم باید بگوییم معامله بالغ با او بشود.
« آخرين ويرايش: ژانویه 31, 2017, 06:29:40 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #23 : فوریه 01, 2017, 06:41:18 pm »
چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۳
  • در جواهر ج26 ص28 دارند:
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌26، ص: 28
... إذ المسألة و إن كان قد يتوهم أنها سداسية الأقوال، الخمس عشر دخولا و كمالا، و كذا الأربع عشر، و كمال الثلاث عشر، و العشر، لكن التحقيق أنه ليس فيها إلا قولان، أحدهما المشهور و هو كمال الخمس عشر، و الثاني قول ابن الجنيد و هو كمال الأربع عشر اما القول بالدخول في الخمس عشر فلم نعرف القائل به.
  • بحث‌هایی در مورد احتیاط در فتوا و لوازم آن
« آخرين ويرايش: فوریه 01, 2017, 06:43:36 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #24 : فوریه 05, 2017, 08:43:58 pm »
یکشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۷
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏7 ؛ ص197
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع قُلْتُ لَهُ مَتَى يَجِبُ عَلَى الْغُلَامِ أَنْ يُؤْخَذَ بِالْحُدُودِ التَّامَّةِ وَ تُقَامَ عَلَيْهِ وَ يُؤْخَذَ بِهَا فَقَالَ إِذَا خَرَجَ عَنْهُ الْيُتْمُ وَ أَدْرَكَ قُلْتُ فَلِذَلِكَ حَدٌّ يُعْرَفُ بِهِ فَقَالَ إِذَا احْتَلَمَ أَوْ بَلَغَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً أَوْ أَشْعَرَ أَوْ أَنْبَتَ قَبْلَ ذَلِكَ أُقِيمَتْ عَلَيْهِ الْحُدُودُ التَّامَّةُ وَ أُخِذَ بِهَا وَ أُخِذَتْ لَهُ قُلْتُ فَالْجَارِيَةُ مَتَى تَجِبُ عَلَيْهَا الْحُدُودُ التَّامَّةُ وَ تُؤْخَذُ لَهَا وَ يُؤْخَذُ بِهَا قَالَ إِنَّ الْجَارِيَةَ لَيْسَتْ مِثْلَ الْغُلَامِ إِنَّ الْجَارِيَةَ إِذَا تَزَوَّجَتْ‏ وَ دُخِلَ بِهَا وَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ ذَهَبَ عَنْهَا الْيُتْمُ وَ دُفِعَ إِلَيْهَا مَالُهَا وَ جَازَ أَمْرُهَا فِي الشِّرَاءِ وَ الْبَيْعِ وَ أُقِيمَتْ عَلَيْهَا الْحُدُودُ التَّامَّةُ وَ أُخِذَ لَهَا بِهَا قَالَ وَ الْغُلَامُ لَا يَجُوزُ أَمْرُهُ فِي الشِّرَاءِ وَ الْبَيْعِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الْيُتْمِ حَتَّى يَبْلُغَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً أَوْ يَحْتَلِمَ أَوْ يُشْعِرَ أَوْ يُنْبِتَ قَبْلَ ذَلِكَ.
  • اینکه فرمودند ان الجاریة لیست مثل الغلام آیا به این معنی است که حکمش مثل او نیست یا اینکه در اوصاف تکوینی و موضوعاً مثل غلام نیست؟
  • اذا تزوجت و دخل بها: آیا به معنی این است که خارجاً اتفاق بیفتد؟ مقصود فعلیت خارجیه به عنوان شرط نیست بلکه به عنوان صلاحیت ازدواج و مدخول بها شدن است. (یعنی اذا شرط فعل نیست بلکه اذا شأنیه است).
  • لیست مثل الغلام: یعنی از نظر تکوینی در ادراکش با غلام تفاوت دارد.
  • اگر حکومت می‌بود امام(ع) می‌فرمود اذا بلغ خمس عشرة سنة و لو لم یحتلم. مطلب دیگر اینکه ابتدا فرمودند اذا خرج عنه الیتم و ادرک و آنچه بعد فرمودند به عنوان حد و علامت برای چیزی که نیاز به حد برای شناخت دارد.
  • پشتوانه تمام عمل مشهور همین روایت است و البته مشهور در مورد اذا و امثال آن بحثی نکرده‌اند.
  • در این روایت ادراک صبیه را به عنوان موضوع معرفی نفرموده‌اند.
  • خاصیت تقنین و نظم قانونی اقتضای این دارد که موضوعات در نظر منشیء بعضی تفاوت‌هایشان الغاء می‌شود.
« آخرين ويرايش: فوریه 05, 2017, 08:46:33 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #25 : فوریه 06, 2017, 06:48:02 pm »
دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۸
در جواهر ج26 ص38 تعبیر این است:
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌26، ص: 38
و أما الأنثى فبلوغها كمال تسع على المشهور بين الأصحاب، بل هو الذي استقر عليه المذهب
  • گاهی در السنه عموم مردم بالذات و بالعرض جابه‌جا می‌شوند و گاهی از قیود غض نظر و مورد غفلت واقع می‌شود
  • آیا این محل استقرار مذهب بدون هیچ قیدی بوده است یا اینکه با قیود خاصی همراه بوده است؟
  • از چنین عباراتی که به این نحو فرمودند استقر علیه المذهب نمی‌شود به راحتی گذشت.
  • در عمل مشهور با سه حالت مواجه می‌شویم: 1- مطمئن می‌شویم که اشتباه کرده‌اند که در این صورت حجت نیست. 2- مطمئن می‌شویم که رأیشان کاشف از فرهنگ شیعه است و نه از ضوابط کلاس که حجت است. 3- مواردی که به هیچ یک از دو طرف مطمئن نمی‌شویم. در این مورد سوم نه می‌توان گفت عمل مشهور حجت است و نه می‌توان به آن بی‌اعتنایی کرد و در چنین مواردی معمولاً مفتین به احتیاط ختم می‌کنند.
  • صاحب جواهر کلامی را از سرائر نقل می‌کنند که جای تأمل دارد:
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌26، ص: 39
و على كل حال فيمكن بعد رجوع المخالف دعوى تحصيل الإجماع كما وقع من بعضهم بل في السرائر بعد أن حكى عن صوم المبسوط ما سمعت، و عن نهايته التسع قال: «و هو الصحيح الظاهر من المذهب، لأنه لا خلاف بينهم أن حد بلوغ المرأة تسع سنين، فإذا بلغتها و كانت رشيدة سلم الوصي إليها و هو بلوغها الوقت الذي يصح أن تعقد على نفسها عقدة النكاح، و يحل للبعل الدخول بها بغير خلاف بين الشيعة الاثني عشرية».
  • مرحوم ابن ادریس که می‌فرمایند ظاهر مذهب این است با آن شرایط و خصوصیات است و مذهب مدلول این دلیل است نه اینکه یک امر تعبدی باشد.
« آخرين ويرايش: فوریه 06, 2017, 06:50:30 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #26 : فوریه 08, 2017, 01:32:09 pm »
چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۰
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏7 ؛ ص382
20 وَ أَمَّا مَا رَوَاهُ- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ يَزِيدَ الْكُنَاسِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع مَتَى يَجُوزُ لِلْأَبِ أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَتَهُ وَ لَا يَسْتَأْمِرَهَا قَالَ إِذَا جَازَتْ تِسْعَ سِنِينَ فَإِنْ زَوَّجَهَا قَبْلَ بُلُوغِ التِّسْعِ سِنِينَ كَانَ الْخِيَارُ لَهَا إِذَا بَلَغَتْ تِسْعَ سِنِينَ.
وَ هَذِهِ الزِّيَادَةُ وَجَدْتُهَا فِي كِتَابِ الْمَشِيخَةِ عَنْ يَزِيدَ الْكُنَاسِيِ‏ قُلْتُ فَإِنْ زَوَّجَهَا أَبُوهَا وَ لَمْ تَبْلُغْ تِسْعَ سِنِينَ فَبَلَغَهَا ذَلِكَ فَسَكَتَتْ وَ لَمْ تَأْبَ ذَلِكَ أَ يَجُوزُ عَلَيْهَا قَالَ لَيْسَ يَجُوزُ عَلَيْهَا رِضًا فِي نَفْسِهَا وَ لَا يَجُوزُ لَهَا تَأَبٍّ وَ لَا سَخَطٌ فِي نَفْسِهَا حَتَّى تَسْتَكْمِلَ تِسْعَ سِنِينَ وَ إِذَا بَلَغَتْ تِسْعَ سِنِينَ جَازَ لَهَا الْقَوْلُ فِي نَفْسِهَا بِالرِّضَا وَ التَّأَبِّي وَ جَازَ عَلَيْهَا بَعْدَ ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَدْرَكَتْ مُدْرَكَ النِّسَاءِ قُلْتُ أَ فَيُقَامُ عَلَيْهَا الْحُدُودُ وَ تُؤْخَذُ بِهَا وَ هِيَ فِي تِلْكَ الْحَالِ وَ إِنَّمَا لَهَا تِسْعُ سِنِينَ وَ لَمْ تُدْرِكْ مُدْرَكَ النِّسَاءِ فِي الْحَيْضِ قَالَ نَعَمْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَى زَوْجِهَا وَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ ذَهَبَ عَنْهَا الْيُتْمُ وَ دُفِعَ إِلَيْهَا مَالُهَا وَ أُقِيمَتِ الْحُدُودُ التَّامَّةُ عَلَيْهَا وَ لَهَا قُلْتُ فَالْغُلَامُ يَجْرِي فِي ذَلِكَ مَجْرَى الْجَارِيَةِ فَقَالَ يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ الْغُلَامَ إِذَا زَوَّجَهُ أَبُوهُ وَ لَمْ يُدْرِكْ كَانَ لَهُ الْخِيَارُ إِذَا أَدْرَكَ وَ بَلَغَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً أَوْ يُشْعِرُ فِي وَجْهِهِ أَوْ يُنْبِتُ فِي عَانَتِهِ قَبْلَ ذَلِكَ قُلْتُ فَإِنْ أُدْخِلَتْ عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ قَبْلَ أَنْ يُدْرِكَ فَمَكَثَ مَعَهَا مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ أَدْرَكَ بَعْدُ فَكَرِهَهَا وَ تَأَبَّاهَا قَالَ إِذَا كَانَ أَبُوهُ الَّذِي زَوَّجَهُ وَ دَخَلَ بِهَا وَ لَذَّ مِنْهَا وَ أَقَامَ مَعَهَا سَنَةً فَلَا خِيَارَ لَهُ إِذَا أَدْرَكَ وَ لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَرُدَّ عَلَى أَبِيهِ مَا صَنَعَ وَ لَا يَحِلُّ لَهُ ذَلِكَ قُلْتُ لَهُ فَإِنْ زَوَّجَهُ أَبُوهُ وَ دَخَلَ بِهَا وَ هُوَ غَيْرُ مُدْرِكٍ أَ تُقَامُ عَلَيْهِ الْحُدُودُ وَ هُوَ فِي تِلْكَ الْحَالِ قَالَ أَمَّا الْحُدُودُ الْكَامِلَةُ الَّتِي يُؤْخَذُ بِهَا الرَّجُلُ فَلَا وَ لَكِنْ يُجْلَدُ فِي الْحُدُودِ كُلِّهَا عَلَى‏ قَدْرِ مَبْلَغِ‏ سِنِّهِ‏ فَيُؤْخَذُ بِذَلِكَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَلَا تَبْطُلُ حُدُودُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ لَا تَبْطُلُ حُقُوقُ الْمُسْلِمِينَ بَيْنَهُمْ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَإِنْ طَلَّقَهَا فِي تِلْكَ الْحَالِ وَ لَمْ يَكُنْ أَدْرَكَ أَ يَجُوزُ طَلَاقُهُ قَالَ إِنْ كَانَ مَسَّهَا فِي الْفَرْجِ فَإِنَّ طَلَاقَهَا جَائِزٌ عَلَيْهَا وَ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ يَمَسَّهَا فِي الْفَرْجِ وَ لَمْ تَلَذَّ مِنْهُ فَإِنَّهَا تُعْزَلُ عَنْهُ وَ تَصِيرُ إِلَى أَهْلِهَا فَلَا يَرَاهَا وَ لَا تَقْرَبُهُ حَتَّى يُدْرِكَ فَيُسْأَلَ وَ يُقَالَ لَهُ إِنَّكَ كُنْتُ طَلَّقْتَ امْرَأَتَكَ فُلَانَةَ فَإِنْ هُوَ أَقَرَّ بِذَلِكَ وَ أَجَازَ الطَّلَاقَ كَانَتْ تَطْلِيقَةً بَائِنَةً وَ كَانَ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ.
  • در مورد بحث استیذان که صریح آیه شریفه ایجاب استیذان بر صبی بود در جواهر دارند:
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌26، ص: 22
و أما وجوب الاستئذان فإنه و إن قل من تعرض له في كتب الفروع، و من ثم لم يشتهر الحكم به بين الناس حتى صار كالشريعة المنسوخة، لكن عن التبيان، و مجمع البيان، و روض الجنان، و كنز العرفان، و آيات الأحكام، و المسالك الجوادية و قلائد الدرر، النص عليه.
و يدل عليه مضافا إلى أمر الكتاب- الذي هو أحق الأوامر بالإيجاب، و إطلاق النهي في قوله تعالى «لٰا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ» الى آخره، و ما في التهجم على المساكن المختصة من الأذية و الخروج عن الآداب العقلية و الشرعية-
صحيح ابن قيس عن أبي جعفر (عليه السلام) «لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلٰاثَ مَرّٰاتٍ» الى آخره و من بلغ الحلم منكم فلا يلج على أمه و لا على أخته و ابنته، و لا على من سوى ذلك إلا بإذن»‌
و نحوه خبر جراح المدايني عن الصادق (عليه السلام).
و‌ صحيح أبي أيوب عنه أيضا «و يستأذن الرجل إذا دخل على أبيه، و لا يستأذن على الابن قال: و يستأذن الرجل على ابنته و أخته إذا كانتا متزوجتين»‌
و خبر الحلبي  «قلت لأبي عبد الله (عليه السلام): الرجل يستأذن على أبيه؟ فقال: نعم قد كنت أستاذن على أبي و ليست أمي عنده، و إنما هي امرأة أبي، توفت أمي و أنا غلام، و قد يكون من خلوتهما ما لا أحب أن أفجأهما عليه، و لا يحبان ذلك مني، و السلم أحسن و أصوب»‌
بناء على ما هو الظاهر من كون السؤال عن الوجوب لا الجواز، فإنه لا يسأل عنه، و التعليل لا ينافيه، بل يؤكده.
و‌ خبر جابر «عن أبي جعفر عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: خرج رسول الله (صلى الله عليه و آله) يريد فاطمة عليها السلام و أنه معه، فلما انتهينا إلى الباب وضع يده عليه فرفعه، ثم قال: السلام عليكم، فقالت فاطمة: عليك السلام يا رسول الله قال: أدخل قالت: ادخل يا رسول الله قال: أدخل أنا و من معي، قالت: يا رسول الله ليس علي قناع، قال: يا فاطمة خذي ملحفتك فقنعي بها رأسك ففعلت، ثم قال: السلام عليكم فقالت فاطمة عليها السلام: عليك السلام يا رسول الله قال جابر: فدخل رسول الله (صلى الله عليه و آله) و دخلت فإذا وجه فاطمة أصفر كأنه بطن جرادة، فقال رسول الله (صلى الله عليه و آله): ما لي أرى وجهك أصفر قالت يا رسول الله: الجوع فقال رسول الله: اللهم مشبع الجوعة دافع الصفرة أشبع فاطمة بنت محمد قال جابر: فو الله نظرت إلى الدم ينحدر من قصاصها حتى عاد وجهها أحمر فما جاعت بعد ذلك».
و عن مجمع البيان «روي أن رجلا قال للنبي (صلى الله عليه و آله) أستأذن على أمي فقال: نعم، قال إنها ليس لها خادم غيري أ فأستأذن عليها كلما دخلت، قال: تحب أن تراها عريانة، قال الرجل لا، قال فاستأذن عليها»‌
و عن الكشاف «و كان أهل الجاهلية يقول الرجل منهم إذا دخل بيتا غير بيته حييتم صباحا، و حييتم مساء، ثم يدخل فربما أصاب الرجل مع امرأته في لحاف واحد، فصد الله عن ذلك، و علم الأحسن و الأجمل، و كم من باب من أبواب الدين هو عند الناس كالشريعة المنسوخة، قد تركوا العمل به، و باب الاستيذان من ذلك بينما أنت في بيتك إذ رفع عليك الباب واحد‌ من غير استيذان و لا تحية من تحايا إسلام و لا جاهلية، و هو ممن سمع ما أنزل الله فيه و ما قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)، «و لكن أين الأذن الواعية».
و عنه أيضا في تفسير قوله «وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ» ما حاصله أن حكم الأطفال ذلك، فإن خرجوا عن حد الطفولية بالاحتلام أو بلوغ السن وجب أن يفطموا عن تلك العادة، و يحملوا على أن يستأذنوا في جميع الأوقات كالرجال الكبار الذين لم يعتاد الدخول عليكم إلا بإذن، و هذا مما الناس في غفلة عنه، و هو عندهم كالشريعة المنسوخة، إلى آخره إلى غير ذلك من النصوص المروية عند الفريقين، هذا كله حكم من بلغ الحلم.
أما من لم يبلغه فلا يجب عليهم الاستيذان مطلقا، أما في غير العورات الثلاث فظاهر، للأصل و نص الكتاب و السنة، و أما فيها فلأن إيجاب الاستيذان تكليف و لا- تكليف على غير البالغ، و لاشتراط الإيجاب بالبلوغ، فينتفي بانتفائه مطلقا، عملا بعموم المفهوم، و عن التبيان أنه حكي عن الجبائي القول بوجوب الاستيذان على المميزين في الأوقات الثلاثة أخذا بظاهر الأمر، قال قوم: في ذلك دلالة على أنه يجوز أن يؤمر الصبي، لأنه أمره بالاستيذان، و الجميع كما ترى.
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌26، ص: 26
حسن يزيد الكناسي أو صحيحه «1» عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: «الجارية إذا بلغت تسع سنين ذهب عنها اليتم و زوجت و أقيمت عليها الحدود التامة و لها، قال:
قلت: الغلام إذا زوجه أبوه و دخل بأهله و هو غير مدرك أ يقام عليه الحدود و هو على تلك الحال؟ قال: فقال: أما الحدود الكاملة التي يؤخذ بها الرجال فلا، و لكن يجلد في الحدود كلها على مبلغ سنه فيؤخذ بذلك ما بينه و بين خمس عشرة سنة، فلا تبطل حدود الله في خلقه و لا تبطل حقوق المسلمين بينهم».
و حسنه الآخر أو صحيحه «2» في حديث «قلت لأبي جعفر (عليه السلام) أ فيقام عليها الحدود و تؤخذ بها و هي في تلك الحال إنما لها تسع سنين و لم تدرك مدرك النساء في الحيض؟ قال: نعم إذا دخلت على زوجها و لها تسع سنين ذهب عنها اليتم و دفع إليها مالها، و أقيمت الحدود التامة عليها و لها، قلت: فالغلام يجري في ذلك مجرى‌
______________________________
(1) الوسائل الباب- 6- من أبواب مقدمات الحدود الحديث- 1.
(2) الوسائل الباب- 6- من أبواب عقد النكاح الحديث- 9.
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌26، ص: 27‌
الجارية؟ فقال: يا أبا خالد إن الغلام إذا زوجه أبوه و لم يدرك كان الخيار له إذا أدرك، و بلغ خمس عشرة سنة أو يشعر في وجهه أو ينبت في عانته قبل ذلك، قلت:
فإن زوجه أبوه و دخل بها و هو غير مدرك أ يقام عليه الحدود و هو في تلك الحال قال: أما الحدود الكاملة التي يؤخذ بها الرجال فلا، و لكن يجلد في الحدود كلها على قدر مبلغ سنه فيؤخذ بذلك ما بينه و بين خمس عشرة سنة»‌
، الحديث.
  • در کافی ج5 ص398:
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏5 ؛ ص398
بَابُ الْحَدِّ الَّذِي يُدْخَلُ بِالْمَرْأَةِ فِيهِ‏
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يُدْخَلُ بِالْجَارِيَةِ حَتَّى يَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ أَوْ عَشْرُ سِنِينَ. [این أو اگر از راوی باشد ضعفی در استفاده از روایت می‌شود چرا که نشان می‌دهد این مطلب برای روات صاف نبوده و الا اگر واضح بود پیش روات با أو نمی‌آوردند و اگر أو از امام(ع) باشد، استفاده موضوعیت سخت می‌شود]
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْجَارِيَةَ وَ هِيَ صَغِيرَةٌ فَلَا يَدْخُلْ بِهَا حَتَّى يَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ.
3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يُدْخَلْ بِالْجَارِيَةِ حَتَّى يَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ أَوْ عَشْرُ سِنِينَ.
4- عَنْهُ عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ أَوْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ رَجُلٌ وَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا حَدَّثَنِي عَنْ عَمَّارٍ السِّجِسْتَانِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِمَوْلًى لَهُ انْطَلِقْ فَقُلْ لِلْقَاضِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَدُّ الْمَرْأَةِ أَنْ يُدْخَلَ بِهَا عَلَى زَوْجِهَا ابْنَةُ تِسْعِ سِنِينَ.
  • این عبارت عبارت خوبی است ولی استظهار از آن مشکل است. تعبیر حد المرأة ظاهر در مرز ورود او در ربقة النساء است. این یدخل آیا یعنی فعلی یا شأنی؟ فعلی بودن دور نیست چرا که بالفعل به منزل شوهر برود، عرف بر روی آن حساب باز می‌کند پس مرکب از دو قید می‌شود.
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏7 ؛ ص468
1875- 83- عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَتِ الْبِكْرُ بِنْتُ تِسْعَ سِنِينَ فَلَيْسَتْ‏ مَخْدُوعَةً.
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏7 ؛ ص68
5- عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يُدْخَلُ بِالْجَارِيَةِ حَتَّى تَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ أَوْ عَشْرُ سِنِينَ.
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏7 ؛ ص388
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ قَالَ سَأَلْتُ إِسْمَاعِيلَ بْنَ جَعْفَرٍ مَتَى تَجُوزُ شَهَادَةُ الْغُلَامِ فَقَالَ إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِينَ قَالَ قُلْتُ وَ يَجُوزُ أَمْرُهُ قَالَ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص دَخَلَ بِعَائِشَةَ وَ هِيَ بِنْتُ عَشْرِ سِنِينَ وَ لَيْسَ يُدْخَلُ بِالْجَارِيَةِ حَتَّى تَكُونَ امْرَأَةً فَإِذَا كَانَ لِلْغُلَامِ عَشْرُ سِنِينَ جَازَ أَمْرُهُ وَ جَازَتْ‏ شَهَادَتُهُ‏.
  • در این روایت به وزان اهل سنت که با دختر و پسر یک جور برخورد می‌شود، استدلال شده است.
  • در ده سالگی و سیزده سالگی و پانزده سالگی برای دختر روایت هست.
« آخرين ويرايش: فوریه 08, 2017, 01:36:51 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #27 : فوریه 09, 2017, 07:34:48 am »
چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۰
  • در کافی ج6 ص85:
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏6 ؛ ص85
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ ثَلَاثٌ يَتَزَوَّجْنَ عَلَى كُلِّ حَالٍ الَّتِي لَمْ تَحِضْ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِيضُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا حَدُّهَا قَالَ إِذَا أَتَى لَهَا أَقَلُّ مِنْ تِسْعِ سِنِينَ وَ الَّتِي لَمْ يُدْخَلْ بِهَا وَ الَّتِي قَدْ يَئِسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِيضُ قُلْتُ وَ مَا حَدُّهَا قَالَ إِذَا كَانَ لَهَا خَمْسُونَ سَنَةً.
  • در اینجا قبل از اینکه راوی سؤال از حد کند آنچه امام(ع) به عنوان موضوع شرعی فرمودند، حیض بود و بعد که سؤال شد اماره می‌گویند. اگر موضوعیت می‌داشت آن را حضرت اول می‌فرمودند.
  • البته خود حیض هم فعلیتش موضوعیت ندارد و بلوغ است که موضوع است لذا حضرت فرمودند که مثلها لاتحیض و فعلیت حیض را ملاک قرار ندادند.
  • در جواهر ج39 از ص25 شروع می‌شود و 4 مسأله است
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌39، ص: 25
الأولى:
إذا كان أحد أبوي الطفل مسلما فضلا عما لو كانا معا حال ولادته أو انعقاده حكم بإسلامه تبعا و إن ارتد بعد ذلك المتبوع بلا خلاف أجده.
و كذا لو أسلم أحد الأبوين و هو طفل فإنه يحكم بإسلامه حينئذ أيضا و إن ارتد المتبوع، ...
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌39، ص: 26
و لو بلغ فامتنع عن الإسلام قهر عليه و لم يقر على الكفر لأنه مرتد، خلافا لبعض العامة.
و لو أصر على الكفر كان مرتدا فطريا إن لم يسبق له حكم بكفر تبعي، أو مليا إن كان كذلك، و على كل حال فهو مرتد لسبق الحكم بإسلامه، و يكون إرثه لورثته المسلمين و إلا فللإمام، نحو ما سمعته في حكم المرتد.
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌39، ص: 26
و لا فرق في ذلك و غيره بين المميز و غيره و المراهق و غيره، لعموم أدلة التبعية من الإجماع و غيره، فولد الكافر كافر نجس تجري عليه أحكام الكفار و إن وصف الإسلام [خودش را مسلمان بنامد]، و استدل عليه بالأدلة القاطعة و عمل بأحكامه، و ولد المسلم طاهر تجري عليه أحكام المسلمين و إن أظهر البراءة‌ من الإسلام و استدل على الكفر و شيد أركانه.
و دعوى بعض الأجلاء أن ذلك مناف لقاعدة الحسن و القبح كما ترى.
نعم عن الشيخ قولٌ بصحة إسلام المراهق، بل عنه يحكم بإسلامه إذا بلغ عشرا، بل قيل: إنه قد قطع كالعلامة في التحرير بأنه إذا وصف الإسلام حيل بينه و بين متبوعة.
لكن ذلك كله مناف لما هو كالضروري من الدين من كون الصبي قبل البلوغ مرفوع القلم عنه، لا عبرة بقوله في إسلام و كفر و عقد و إيقاع و ليس إسلامه و كفره إلا تبعيا كما لا يخفى على من له أدنى خبرة بكلام الأصحاب في جميع المقامات.
  • وقتی متن شرایع می‌فرمایند بلوغ یعرف بخمسة عشر
  • مسأله ثانیه هم جالب است و مسأله را به جایی می‌رسانند که با همه درمی‌افتند و روایت را رد می‌کنند به خاطر همان چیزی که می‌فرمایند کالضروری من الدین است.
« آخرين ويرايش: فوریه 09, 2017, 07:37:29 am توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #28 : فوریه 14, 2017, 06:58:33 pm »
سه‌شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۶
  • ادامه از بهجة الفقیه:
مسألة: الصبيّ المتطوّع بوظيفة الوقت بناء علىٰ شرعيّة عباداته، إذا بلغ بما لا يبطل الطهارة و الوقت باقٍ، فهل يستأنف صلاته كما حكي عن «المدارك» النسبة إلى «الخلاف» و أكثر الأصحاب، أو يمضي فيها؟
  • نکاتی در مورد انحلال، جزئیت و قاعده لاتعاد.
  • خود مرحوم حکیم در مستمسک در بحث قنوت جزئیت را رد می کنند اما در بحث قاعده لاتعاد قائل به ذومراتب بودن طبیعت صلاة می‌شوند که جا دارد عرض کنیم که چرا همین را در مورد قنوت نفرمودید؟
  • ما حق نداریم چیزی را که نیاز به مؤونه زائده دارد به گردن مولا بگذاریم و نمی‌توانیم به صرف اینکه مولا جزئی را واجب کرده، بگوییم که بر عدم اتیان، اعاده یا قضاء مترتب است.
وجه الأوّل [أنّ] الإيجاب أمر جديد لا يجزي عنه المندوب تماماً و لا بعضاً، [و] وجه الثاني أنّ الأمرين المتعاقبين لا فاصل بينهما في الزمان؛ فمطلوبيّة الصلاة مستمرّة في حقّ البالغ في الأثناء و متّصلة، بل باقية [اصل المطلوبیة باقیة] لا بحدّها؛ فما سبق، واقع علىٰ صفة المطلوبيّة الاستحبابيّة الانحلاليّة [منحل بأصل المطلوبیة و حد المطلوبیة]، و اللّاحق يقع علىٰ صفة الإيجاب الانحلالي [انحلال در امر. بعد نوبت بحث از انحلال در مأمور به است]، و الأمر بالصلاة قبلها ينحلّ إلىٰ أوامر ...
« آخرين ويرايش: فوریه 14, 2017, 07:02:07 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 163
پاسخ : بحث فقه در سال 1395
« پاسخ #29 : فوریه 15, 2017, 06:11:45 pm »
چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۷
  • لا تعاد، دارد آنچه که به خاطرش نماز چه عمداً و چه سهواً اتیان نشود را بیان می‌کند.
  • لا صلاة الا بفاتحة الکتاب، دارد می‌فرماید که اگر عمداً نیاوردید نماز نشد و مبطل است.
  • نکاتی در مورد سعه لاتعاد
  • نکاتی در مورد ظهور ادله در نحوه جزئیت اجزاء صلاة
  • اگر مولا بفرماید نماز اجزایش این چند چیز است و بعد بفرماید فلان جزء را هم به جا بیاور، نحوه ظهور فرق می‌کند.
  • در جاهایی هم فرموده‌اند لاتُعِد و لاتَعُد که نشان می‌دهد برخی مبانی کلاسیک قدری مشکل دارد
« آخرين ويرايش: فوریه 15, 2017, 06:14:28 pm توسط saeed_s58 »

کلیدواژه ها: