نویسنده موضوع: سوال درباره عبارت زیارت حضرت صدیقه سلام الله علیها  (دفعات بازدید: 1499 بار)

آفلاین شریف

  • ناظر
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 95
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
با احترام چنانچه مقدور است حسب صلاحدید درباره فراز نخست زیارت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توضیحی بفرمایید.
یا ممتحنه امتحنک الله الذی خلقک قبل ان یخلقک
فوجدک لما امتحنک صابره
این ممتحنه بودن حضرت صدیقه سلام الله علیها در این فراز اشاره به کدام نشئه از خلقت دارد؟ آیا اشاره به دنیا و ملک دارد یا مراد در عالم ذر است؟ یا مراد در حقیقت نورانی است؟ یا مسئله دیگری که حضرتعالی تببین بفرمایید.
ممنون از عنایت شما.
التماس دعا

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
سلام علیکم

فراز اول زیارت، مشتمل بر دو کلمه خلقک و امتحنک است، ظاهر این است که خلقک یعنی خلقت عالم ملک و دنیا، و امتحنک یعنی در عالم عهد و میثاق، که یک رتبه بر عالم ذرّ مقدم است، و جالب است که آیه‌ای که خصوصی راجع به خمسة طیبة اهل کساء ع نازل شده در سوره مبارکة هل أتی، کلمه مذکورا دارد، ولی در آیه دیگر، مذکورا ندارد:

هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً (الإنسان 1)

أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً (مريم 67)

و در توضیح آن این روایت آمده:

البرهان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 545
الطبرسي، قال: روى العياشي باسناده، عن عبد الله بن بكير، عن زرارة، قال: سألت أبا جعفر (عليه السلام)، عن قوله: لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً، قال: «كان شيئا و لم يكن مذكورا.
و بإسناده، عن سعيد الحداد، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «كان مذكورا في العلم، و لم يكن مذكورا في الخلق».


در موطنی، اصلا شیء نیست، و در موطنی، شیء هست اما شیء مذکور نیست، و شاید یکی از معانی آن، همین موطن عهد و میثاق است، که شیء هست اما شیء مخلوق در عالم ملک نیست.

و اما مقام نورانیت، پس بسی فراتر از عالم عهد و میثاق و ذرّ است، مقام وساطت فیض کلي الهی است که فوق موطن عهد و مقام ظهورات است. و الله العالم
.

آفلاین سید ج

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 27
سلام علیکم و رحمة الله.
و امتحنک یعنی در عالم عهد و میثاق، که یک رتبه بر عالم ذرّ مقدم است

آیا در عوالم پیش از عالم عهد و میثاق (عالم نورانیت، ارواح، اشباح، اظله) و نیز در عالم ذر امتحان معنا ندارد؟ لطفا وجه آن را کمی توضیح بفرمایید. با تشکر
« آخرين ويرايش: ژانویه 19, 2017, 07:09:50 am توسط سید ج »

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
سلام علیکم و رحمة الله

اساسا امتحان و ابتلاء، برای فتنه است، نه فتنه به معنای عرفی، بلکه از باب: و نبلوکم بالخیر و الشر فتنة، با تفسیر روایت در ذیل کریمة: یوم هم علی النار یفتنون، قال ع ای یکسرون کما یکسر الذهب ثم یخلصون کما یخلص الذهب، و این معنا در مورد معصومین علیهم السلام به معنای خالص شدن نیست، بلکه به معنای بروز ما فی الکمون است، ابتلای سایرین برای خالص شدن از سایر طینات است، اما ابلای معصومین ع برای ظهور حقیقتی است که در باطن آنها کامن است، و چون مقام نورانیت و عالم ارواح، خود باطن عوالم دیگر است، پس امتحان در آنجا معنا ندارد، چون امتحان در عوالم ما دون، صورت میگیرد تا آنچه از باطن قدسی آنها در عالم ارواح هست، ظهور کند، و عالم بالا، فعلیت تامة است، و با فرض فعلیت تامة، امکان استعدادی موضوعیت ندارد، و لذا امتحان و صیرورت در آن موطن، معنا ندارد، و اما عالم ذرّ، پس امتحان در آن تابع عالم عهد و میثاق است، و طبق قاعده است. و الله العالم
.
« آخرين ويرايش: ژانویه 19, 2017, 03:14:51 pm توسط حسين »

آفلاین سید ج

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 27
سلام علیکم و رحمة الله. با تشکر فراوان از پاسخ سؤال قبل.
1- با توجه به این که فرمودید:
ابتلای سایرین برای خالص شدن از سایر طینات است اما ابلای معصومین ع برای ظهور حقیقتی است که در باطن آنها کامن است
نتیجه این می شود که اگر در عالم میثاق برای سایرین امتحانی باشد برای خالص شدن آنان از سایر طینات است. حال سؤال این است: (در عالم ملک ابتلا برای خلوص از سایر طینات تصور دارد اما) آیا در عالم طینت (هم) چنین معنایی متصور است؟ و اگر متصور نیست امتحان سایرین در عالم طینت به چه معنایی است؟
2- نسبت به وقوع امتحان در عالم اشباح و عالم اظله مطلبی نفرمودید. ممنون میشوم حکم مسأله را در این دو عالم هم بیان فرمایید.

آفلاین حسين

  • ناظر
  • Sr. Member
  • *****
  • ارسال: 440
سلام علیکم و رحمة الله

۱- اتفاقا شروع تمحیص از عالم ذرّ شروع میشود، چون در ابتدای آن عالم، به دستور خداوند متعال، طینت‌ها مختلط شد، که توضیح آن در روایت ایمان و کفر کافی شریف آمده است.

۲- نسبت به امتحان در عالم اشباح و اظلة، نمیتوانم تصوری از آن داشته باشم، هر چند محال هم به نظر نمیآید، باید تفحص کنیم که نصوص معتبره آیا اشاره‌ای در این باب دارند یا خیر؟
.

آفلاین سید ج

  • با ارسال پیشین
  • *
  • ارسال: 27
سلام علیکم و رحمة الله.
در ابتدا فرمودید:
ظاهر این است که ... امتحنک یعنی در عالم عهد و میثاق، که یک رتبه بر عالم ذرّ مقدم است
و بعد فرمودید:
و اما عالم ذرّ، پس امتحان در آن تابع عالم عهد و میثاق است.
برداشت من از این عبارات این بود که هرچند ابتلا در معصومین به معنایی متفاوت با ابتلا در غیر آنان است اما امتحان برای همه -چه برای معصوم و چه برای غیر معصوم- ابتدا در عالم عهد و سپس به تبع عالم عهد در عالم ذر محقق شده است.
اما از آنجا که فرمودید:
اساسا امتحان و ابتلاء، برای فتنه است ... و این معنا در مورد معصومین علیهم السلام به معنای خالص شدن نیست، بلکه به معنای بروز ما فی الکمون است، ابتلای سایرین برای خالص شدن از سایر طینات است، اما ابلای معصومین ع برای ظهور حقیقتی است که در باطن آنها کامن است
این اشکال پیش آمد که در غیر معصوم اگر امتحان برای خالص شدن از سایر طینات است آیا میتوان گفت: شروع امتحان آنان در عالم عهد بوده است
که با جمله ای که فرمودید:
اتفاقا تمحیص از عالم ذرّ شروع میشود، چون در ابتدای آن عالم، به دستور خداوند متعال، طینت‌ها مختلط شد
ظاهرا جواب شما این می شود که در غیر معصوم شروع امتحان در عالم ذر بوده است
و با توجه به کل مطالب نتیجه این میشود که: در معصوم شروع امتحان -به معنای مناسب با معصوم- در عالم عهد بوده است و به تبع عالم عهد در عالم ذر و در غیر معصوم شروع امتحان - به معنای مناسب با غیر معصوم-در عالم ذر بوده است.
لطفا اگر جایی از این بیان ایراد دارد بفرمایید. با تشکر

کلیدواژه ها: