نویسنده موضوع: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست  (دفعات بازدید: 2387 بار)

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #70 : اكتبر 13, 2018, 11:52:50 pm »
 
پست156
 قل قول:
 در اصل توسط ghanet    ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...   نوشته شده است  نمايش نوشته
 خیر؟! یعنی در قرآن حج البیت را ندیده ای ؟!
 
 متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، متاسفانه شما معنای بیت را از دین مادری گرفتید! شما از دین مادری گمان میکنید بیت در مکه است، و حال آنکه (ببطن مکة) منظور شهر مکه است، اما بیت در (للذی ببکة مبارکا) در آیه دیگر دقیقا مکانش معلوم شده است:
 
 اگر میخواهید به بحث ادامه دهیم ترجمه این آیه را بیاورید:
 
 وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بي‏ شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْقائِمينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ (الحج 26)
  __________________

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #71 : اكتبر 13, 2018, 11:53:37 pm »
پست 159
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet هالک ملحد شیطان پرست  مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...  نوشته شده است  نمايش نوشته
 یکی از معانی بیت همان ساختار مکعبی است که در قرآن کعبه نام گرفته . به جایی که این کعبه در آن قرار گرفته مکه می گویند شاید امروز سعودیها تصمیم بگیرند نام این شهر را عوض کنند مثلاً بگذارند درکه آیا این تغییر اسم اشکالی در حج ایجاد می کند؟
 مهم کعبه است که حالا در مکانی به اسم درکه قرار گرفته.



 و چون براى ابراهيم جاى خانه را معين كرديم [بدو گفتيم:] «چيزى را با من شريك مگردان و خانه‏ ام را براى طواف‏ كنندگان و قيام‏ كنندگان و ركوع‏ كنندگان [و] سجده كنندگان پاكيزه دار.» (ترجمه فولادوند)

متمسک به ثقلین
 بیت جائی است که در آن بیتوته میکنند، یعنی شب را به روز میآورند، و کعبه برآمدگي است، و ارجلکم الی الکعبین، و همانطور که در ترجمه این آیه آوردید، مکان بیت الهی، که هر انسانی شب دنیا را به روز قیامت میآورد، این است که شریک برای خدا قرار ندهد، پس پایه بیت، نفی شرک است، و بالاترین نقطه بیت، یعنی قله توحید، کعبه است، و این است کعبه الهی، و حال انکه شما متاسفانه به دنبال تحریفات دین مادری، نقطه اوج توحید را که کعبه است، و از مکان بیت که أن لا تشرک بی شیئا است، بک یک نقطه خاص مکانی روی زمین که مسلمین بعدها نام کعبه بر او گذاشتند مخلوط کردید.

 پس سؤال: از کجا بدانیم که این کعبه امروز، در زمان نزول قران اصلا وجود داشته است؟ و مسلمین بعدا به دین اضافه نکرده باشند؟

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #72 : اكتبر 13, 2018, 11:54:42 pm »
پست 307
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=21
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 نوشته شده است  نمايش نوشته
 اسم آن محل با خطی درشت و برجسته بر روی تابلویی نوشته شده و دهها سال است که این تابلو بر سردر آنجا نصب گردیده است ، با این وجود اغلب مرد نام آنجا را اشتباه تلفظ می کنند و اگر کسی بخواهد مطابق واقع آن را تلفظ کند فوراً با بیان تلفظ غلط خود می خواهند به او بفهمانند که دارد اسم را اشتباه ادا می کند!
 چرا؟
 مگر مردم به آن تابلو نگاه نمی کنند تا تلفظ صحیح کلمه را بدانند؟
 بله نگاه می کنند اما قادر به دیدن حقیقت آن اسم نیستند! چراکه بیش از اعتماد به دیدگانشان به شنیده های خود اعتماد دارند . تا شنیده اند مردم بطور نا صحیح آن اسم را ادا کرده اند و اینان نیز همان می کنند که همگان کردند! مگر ممکن است که همگان اشتباه کنند؟!
متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، هم فرصت برای من نشد و هم شما از بحث منطقی استقبال نکردید و فرمودید نظر تو برای خودت و نظر من برای خودم،به هر حال چون شالوده تفکر بشر بر اساس منطق‌های مکمل همدیگر است، و یکی از اصلی‌ترین منطقهای محوری در ذهن و شناخت بشر، منطق فازی است، طبق اصول این منطق، این حرف شما اصلا منطقی نیست.

 واضح است که اگر مردم یک شهر، نام آن شهر را طوری تلفظ کنند ولی تابلوی سردر آن شهر طور دیگر باشد، منطقی نیست بگوییم تنها و تنها تابلو صحیح است و همه مردم اشتباه تلفظ میکنند چون بر شنیده‌ها تکیه کردند! مگر غیر از این است که نویسنده تابلو یک نفر است؟ اگر فرض بگیریم مسافری وارد فرودگاه مهرآباد شود وببیند تابلوی سردر فرودگاه نوشته است: فرودگاه مرهاباد! اما وقتی وارد شهر میشود میبیند همه میگویند: فرودگاه مهرآباد! آیا مردم را در تلفظ اشتباه کننده میداند یا نویسنده تابلو را؟ در فضای منطق فازی، احتمال اشتباه تابلو و اشتباه مردم، هر دو وجود دارد.

 قبلا عرض کردم، یک کافر از مسلمین میشنود: یاسین، اما میبیند در قرآن نوشته شده است: یس! آیا مسلمین بد تلفظ میکنند یا قرآن اشتباه نوشته شده است یا هیچکدام؟ آیا خداوند یس نوشته و مردم به اشتباه یاسین میخوانند؟ یا خداوند یاسین فرموده و کاتب یس نوشته؟ یا مطلب اوسع از اینهاست؟

 در قران میبینیم: و السماء بنیناها بأیید! اما همه با یک یاء، تلفظ میکنند! کدام صحیح است؟ و...

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #73 : نوامبر 24, 2018, 06:35:22 am »

 اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
 
 جوابها وسوالات اقای حسین از غانت  هالک بهائی ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران
 http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=155695
 
 
 جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید
 http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154217
 
 
 پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر
 http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154652
 
 
 جمع اوری جوابهای اقای حسین به منکر غدیر
 http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154435
 
 
 جوابها بی پاسخ اقای حسین به منکر توسل
 http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154538
 
 
 پیامبر دروغین وابلهان شقی طرفدارش
 http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=132142

 

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #74 : نوامبر 24, 2018, 06:37:00 am »
پست 312
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155695&page=6
 نقل قول: در اصل توسط ghanet  غانت هالک  بهائی لائیک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 نوشته شده است  نمايش نوشته
 سلام
 حسین آقا این رسم گفتمان نیست ؛ اینکه با پستی مثل همین پست وارد بحث شوید و بعد مدتی غیبت کنید سپس بدون توجه به پست پیشین خود بحثی دیگر را پی بگیرید و بگویید شما از بحث منطقی استقبال نکردید و چه می دانم از این حرفها. چرا جای دور برویم؟
 آخرین مباحثه بین من و شما در صفحه 11 همین تاپیک ثبت و ضبط است و آخرین پست بنده و شما نیز مطلب زیر بوده است:
 حال اگر می خواهید بحث خود را پی بگیریم تقاضا می کنم اول جواب پست گذشته را بدهید تا بعد به جدید بپردازیم.
 
 
 متمسک به  ثقلین

 سلام علیکم
 همان وقت جواب را تایپ کردم، ولی چون باید جایی میرفتم ارسال نکردم تا وقتی برگشتم مجدد نگاه کنم و ارسال کنم، ولی دیدم بحث‌های دیگر عزیزان مطرح کردند، لذا از ارسال جواب منصرف شدم، چون به نظرم بحث بر سر واضحات است، اما خوب! اکنون که تذکر دادید، بدون کم و کاست، همان را میآورم:
 
 دوست گرامی، مگر دین الهی که اسلام حقیقی است، جا و مکان خاص دارد؟ برآمدگی اسلام، یک جا و مکان برآمده نیست، بلکه یک مرتبه برآمده است، یعنی قله اسلام که محورش توحید است، کعبه میباشد، و شما آیه ۹۷ مائده را تقطیع کردید، اگر بقیه آیه را هم میاوردید، فرق میکرد، چون فعل (جعل) دو مفعول دارد، و شما با تقطیع خودتان، وصف کعبه معظمة را به جای مفعول دوم جعل، به مخاطب ایهام کردید، ترجمه آیه طبق تقطیع شما:
 
 ۱- خدواند قرار داد کعبه را بیت الحرام. -> شما اینچنین آیه را تقطیع کردید، و حال آنکه معنای صحیح آیه این است:
 
 ۲- خداوند قرار داد کعبه‌ای که بیت الحرام است را قیام برای مردم.
 
 
 و اما آیه ۹۵ مائده، هدیا بالغ الکعبة، پس توضیح جایگاه کعبه، در آیه ۹۶ آل‌عمران، آمده است:
 
 إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ (آل‏عمران 96)
 
 شما باید ثابت کنید که در لسان قران کریم، بکّة با مکّة یکی است، و گرنه قرآن کریم صریحا در جای دیگر نام از شهر مکه که همه آن را میشناسند میبرد، و چرا وقتی صحبت از کعبه میشود، نام را تغییر میدهد و بکّة میفرماید؟:
 
 وَ هُوَ الَّذي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً (الفتح 24)
 
 
 طبق مبنای شما که قطعیات را انکار کنیم، سنگ روی سنگ نمیماند، و باید توضیح دهید که منظور قرآن کریم از بکّة که محل کعبه است با مکه که شهر معروف است یکی است، گویا متاسفانه حاضر نیستید از دین مادری دست بردارید، دین مادری به شما تحمیل کرده است که بکّة همان مکّة است، ولی هیهات که بتوانید این دین مادری را به اصل قرآن نسبت دهید، قران محل کعبه را بکّة معرفی میکند، نه مکّة، اما دین مادری محل کعبه را شهر مکّة معرفی میکند!
 
 قرآن کریم به خوبی بیت را تعریف میکند و اوصافش زا میفرماید: و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و أمنا(بقره ۱۲۵)، وجود امنیت، شرط اول بیت است، آیا در همین مسجد و کنار کعبه ابن زبیر بر دار نرفت در حالی ادعای خلافت داشت؟! در آیه بعد: ربّ اجعل هذا البلد آمنا (بقره ۱۲۶) ، آیا این بلد آمن، همین شهر مکه کنونی است؟ به چه دلیل؟ فقط از خود آیات قرآن؟
 
 و در آیه بعد ۱۲۷ به خوبی بنیانهای بیت توصیف میشود: و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل، چرا؟ چون وقتی بنیان بیت برپا میشود، دعا را ببینید: ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک، حال آیا دیدید که اساس و قواعد بیت، همانا اسلام است؟

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #75 : نوامبر 24, 2018, 06:38:13 am »
پست 318
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=22

 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet  غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و... نوشته شده است  نمايش نوشته
 سلام
 گذشته از اینکه کعبه در مکه قرار دارد یا بکه ، بیت الحرام است یا نیست ، منظور از اینکه می فرماید هرکس (در وضعیت حرم) صیدی را به عمد بکشد باید معادل آن صید را از حیوانات اهلی بصورت هدی و قربانی به کعبه برساند ، چیست ؟

متمسک به ثقلین
 شما از تفسیرهای دین مادری که شنیدید دست بردارید تا همه چیز درست شود و معنای حقیقی خود را باز یابد!

 صید در دین مادری این است که شما با سلاحی یک حیوانی را بکشید، اما در دین الهی که شما دنبال آن هستید، صید، کسی است که مظلوم یک صاحب قدرت شود، یادتان هست از دلّاک برای دلوک شمس شاهد آوردید، و یادتان هست که گفتید دست در قرآن به معنای قدرت است؟ بشیء من الصید تناله ایدیکم، مثل همین در زبان فارسی میگویند: فلانی را صیدش کردم، شکارش کردم، و بنابر این مبنا، این آیه ربطی به یک سلسله اعمال به نام حج که مسلمین به دین ضمیمه کردند ندارد! چرا؟ چون آیه قبلی آن کاملا مقصود را توضیح میدهد:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُهُ أَيْديكُمْ وَ رِماحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَليمٌ (المائدة 94)

 ببینید میگوید: آن چیزی از صید که قدرت شما و قلم نوشتاری شما (که شبیه نیزه است بلکه واقعا نیزه دست قاضی است)، به آن میرسد و میتوانید ظلم به یک شخصی بکنید، این امتحان خداست که ببیند آیا حاضر هستید این ظلم را بکنید یا خیر؟

 و در جای دیگر میگوید: غیر محلّي الصید و انتم حرم، یعنی اگر قصد اسلام و دین الهی و انسانیت دارید و احرام تقوی بستید، نباید به کسی ظلم کنید، و اگر احیانا مرتکب معصیت و ظلم شدید باید جبران کنید، به همان اندازه که نعمت از دست آن مظلوم بیرون کردید باید به او پس بدهید، و دو نفر عادل از شما شهادت بدهند که مساوی پس دادید، و این توبه و تدارک شما باعث هدایت شما شده و شما را به قله (کعبه) توحید و اسلام میرساند، هدیا بالغ الکعبة!:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكينَ أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ (95)

 اما یک نوع دیگر صید داریم که صید علم از دریای معرفت است، و آن مانعی ندارد، چون علم، خوراک قلب شماست، و به سیر شما به سوی خداوند کمک میکند، و للسیارة، اما صید عالم خاک که رنگ دنیوی دارد (صید البرّ) برای کسی که احرام تقوی بسته است، جایز نیست:

أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (96)


 دوست گرامی، گویا انکار واضحات و بافتن، راحت است، اما جوابش راحت نیست!

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #76 : نوامبر 24, 2018, 06:39:10 am »
پست 339

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=23
 نقل قول:                                                                      در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...  نوشته شده است                     
اگر من معنای جدیدی تعریف کردم جایگاه آن را نیز در قرآن نشان دادم اما معنایی که شما از کعبه و صید و ... کردید به قرآن نمی خورد و همچون  برگه ای ناجور است که با برگه های پیرامون خود هماهنگی ندارد و شما خودتان خوب این را می دانید و از بی جوابی بود که به این کار رو آوردید.[/b][/font][/i]
از طریق قرآن نشان دادم که ماههای حج همان ماههای حرام هستند که بعضی چیزها  همچون صید خشکی  در آنها تحریم شده  ولی صید دریا آزاد است .
چرا صید خشکی در ماههای حرام و در ایام حج حرام است؟ بخاطر اینکه این صید  مربوط به معیشت و تا حدودی قوام و دوام مردم سرزمین وحی بود و اگر همه  کسانی که از راههای دور و نزدیک روانه حج می شدند چنانچه اقدام به شکار می  کردند دیگر جنبنده ای برای ساکنان آنجا باقی نمی گذاشتند لذا خداوند صید  خشکی  را در ماههای حرام تحریم کرده و برای آن مجازات در نظر گرفته است.



متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، وقتی جواب نمیدهم میگویید این رسم گفتمان نیست! چگونه  وقتی شما جواب نمیدهید رسم گفتمان هست؟! آیا رسم گفتمان این است که به صورت منولوگ حرف خود را تکرار کنند؟! چند بار این متن جواب خودتان را بخوانید، آیا یک کلمه جواب استدلال من در آن میبینید؟ باید حرف من را جواب دهید، نه اینکه بگویید من آنم که چنین کردم اما تو چنان نکردی! حرف بزنید و استدلال را با استدلال جواب دهید، نه اینکه بگویید خودت هم میدانی که حرفت درست نیست! من هم میگویم که خود شما به وجدان عمومی خودتان میدانید نمازهای پنجگانه در زمان پیامبر خدا بوده است، اما به راحتی انکار میکنید!

 من گفتم مکه با بکه فرق دارد، آیا خداوند نمیتواست بفرماید کعبه و بیت الحرام در مکه است؟ چرا نفرمود؟ جواب دهید!آیا شهری به نام بکه سراغ دارید؟! من میگویم: چون بکه که کعبه در آنست اصلا ربطی به حجاز و عربستان ندارد، مثلا در غرب افریقا بوده است و اکنون زیر آب رفته است، اما مکه که نام آن هم در قرآن آمده در حجاز است، و بعدا مسلمین خانه هم نام کعبه را در آنجا ساختند تا کارشان راحت تر باشد، کما اینکه قرامطه مدت بیست سال حجر را منتقل به بلاد خودشان کردند.

سؤال:چرا بکه با مکه در قرآن فرق گذاشته شده است؟ و آیا شهری به نام بکه سراغ دارید؟ آیا وقتی قرآن بین بکه و مکه فرق میگذارد شما مجاز هستید با قطعیات خارج از قرآن، آن دو را یکی بدانید؟ و در نتیجه بگویید کعبه مذکور در قرآن همین کعبه موجود در شهر مکه است؟

 دوست گرامی، اگر چیز دیگری جواب دهید، توقع نداشته باشید بحث ادامه پیدا کند، فقط همین را جواب دهید.

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #77 : نوامبر 24, 2018, 06:40:01 am »
پست 348
 
 http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=24
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet  غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...نوشته شده است                                      
 این  نظریه شما نمی تواند درست باشد چرا که قرآن خبر می دهد مسجد الحرام نه  بعدها بلکه در عصر رسول الله نیز در مکه بوده است و آیات زیادی این مطلب را  تایید می کنند که من جمله می توان به آیات 24 و 25 سوره فتح اشاره نمود.
 

 
 مستمسک به ثقلین
 شما ترجمه این دو آیه را بیاورید تا همگان ببینیم هرگز این دو آیه نمیگویند که مسجد الحرام در مکه است، مگر بخواهید از اطلاعات و قطعیات بیرون از قرآن استفاده کنید که حاشا! جائی که قرآن است ما چه کار به قطعیات و واضحات تاریخی داریم! فقط قرآن!
 
 
 
     نقل قول:
 غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...                               حالا به کعبه می گفتند مسجد  الحرام  یا کعبه در مسجد الحرام بوده. به مکه می گفتند مسجد الحرام یا مسجد  الحرام  در مکه بوده فرق زیادی نمی کند چون همه این اسماء با مسئله حج و  ماههای  حرام گره خورده اند.                                 
 مستمسک به ثقلین
 خیلی فرق میکند! ما بدون تصریح قرآن، اصلا چه میدانیم مسجد الحرام ربطی به کعبه دارد یا خیر؟
 
 
 
     نقل قول:
 غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...                               ممکن است مکه و  بکه با یکدیگر   تفاوتهایی داشته باشند یا  نداشته باشند و اینگونه تغییر املائی  فقط  مربوط  به دولهجه ای بودن املائی  این شهر باشد                                 
 مستمسک به ثقلین
 مگر نعوذ بالله خداوند هم لهجه دارد تا فرشته وحی یک بار بکّة بگوید و  یک بار مکّة؟! وقتی قرآن راجع به کعبه، بکّة، میگوید باید بفهمید که دین مادری شما تحریف شده است! باید بگردید و بکّة را پیدا کنید اگر تابع قرآن هستید، در حالی که به تمام اطلاعات بیرونی قرآن، سوء ظنّ دارید!
 
 
 
     نقل قول:
 غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...                                ( و دلایل دیگری که ذکر کرده اند مانند قلب حرف  میم به حرف با)                                 
 مستمسک به ثقلین
 مگر شما در همین چند پست قبل نگفتید که به شنیده‌ها نباید اعتنا کرد!  چرا اکنون به شنیده‌ها روی آوردید و خود قرآن را رها کردید؟! قرآن دو لفظ جداگانه به کار میبرد و شما میگویید این دو یکی است؟!
 
 
       نقل قول:
 غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...                                بطوری که ذکر شد ، در قرآن آیاتی وجود دارد که نشان می دهند از همان دوران رسول الله کعبه در شهر مکه قرار داشته است.                                 
 مستمسک به ثقلین
 هیچ آیه‌ای در قرآن نیست که نشان دهد از همان دوران رسول الله کعبه در شهر مکه قرار داشته است، اگر آیه‌ای بیاورید جایزه دارید!
 

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #78 : نوامبر 24, 2018, 06:41:11 am »
پست 353


 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet   09     غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...                                                                 در اصل توسط ghanet نوشته شده است                     
او  کسی است که دست آنها را از شما، و دست شما را از آنان در دل مکّه کوتاه  کرد، بعد از آنکه شما را بر آنها پیروز ساخت؛ و خداوند به آنچه انجام  می‌دهید بیناست!(فتح آیه 24)


متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، اگر مشکل یکی  بودی چه بودی! وقتی قطعیات متواتر را  انکار کنیم، از زمین و هوا مشکلات سر  میرسند! مقصود من که گفتم شما جایزه  دارید اگر آیه‌ای بیاورید که کعبه در  شهر مکه قرار داشته است، مکه مشهور  کنونی بود، و شما اگر بتوانید با تجمیع  شواهد قرآنی ثابت کنید که کعبه در  مکه بوده است، این ثابت میکند که کعبه  دین الهی در مکه دین الهی بوده است، اما آیا این شهر مکه کنونی که در دین  مادری میشناسیم همان مکه در دین الهی و قران است از کجا اثبات  میشود؟

 یعنی در این آیه هیچ دلالتی نیست بر اینکه مکّة  همان شهری است که امروزه مسلمین به دین مادری میگویند همان مقصود قرآن از  مکّة است! خوب دقت کنید! بزنگاه تواتر که از اول بحث تا کنون تاکید کردم  اینجاست! هرگز نمیتوانید از قرآن ثابت کنید که چی‌پی‌اس مکه قرآنی کجاست؟  مردم میگویند مقصود قرآن از مکّة، همین شهر مکّة است که امروزه در عربستان  است، ولی به هیچ وجه، تاکید میکنم طبق مبنای شما، به هیچ وجه نمیتوانید  مطمئن شوید که آن مکّة که قران میگوید همین مکه در دین مادری  است.


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 آنها کسانی هستند که کافر شدند و  شما را از (زیارت) مسجد الحرام و  رسیدن قربانیهایتان به محل قربانگاه  بازداشتند؛ و هرگاه مردان و زنان با  ایمانی در این میان بدون آگاهی شما،  زیر دست و پا، از بین نمی‌رفتند که از  این راه عیب و عاری ناآگاهانه به شما  می‌رسید، (خداوند هرگز مانع این جنگ  نمی‌شد)! هدف این بود که خدا هر کس را  می‌خواهد در رحمت خود وارد کند؛ و  اگر مؤمنان و کفّار (در مکه) از هم جدا  می‌شدند، کافران را عذاب دردناکی  می‌کردیم!(فتح 25)                                 
متمسک به ثقلین
 طبق مبنای شما، این آیه نمیگوید آنها  أمّيّون هستند، یعنی مشرکون  مکه، بلکه کافرون هستند که جلوگیر مسجد الحرام  شدند، و این آیه نمیگوید  مسجد الحرام در همان مکه است که در آیه قبلی گفته  است، بنابر این شما از  کجا به قران تحمیل میکنید که مسجد الحرام در آیه  دوم، در مکه مذکور در آیه اول است؟ شاید مربوط به دو واقعه است در دو زمان و  مکان! باید از قرآن دلیل بیاورید که مسجد الحرام در مکه است تا جایزه  بگیرید! نه اینکه به سوی شنیده‌های دین مادری پناه ببرید که میگویند مسجد  الحرام همین جایی است که  در شهر مکه کنونی است! مثلا اگر قرآن بگوید:إنّ  الکعبة فی المسجد الحرام،  و إنّ المسجد الحرام في مکّة، میتوان گفت از نظر  قرآن، کعبه در مسجد  الحرام و آن هم در مکه است، ولی هرگز چنین تصریحی در  قرآن نیست.

غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...      نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 آیه اول می گوید: خداوند دست آنها را از شما و دست شما را از آنها در  دل مکه کوتاه کرد و آیه دوم در  معرفی آنها می گوید آنها همان کسانی بودند  که راه مسجد الحرام را بر شما  بستن و نگذاشتند که قربانی به محل قربانگاه   برسد.
متمسک به ثقلین
 مگر مکه دل دارد؟ احتمال نمیدهید خود  کلمه بطن نام جایی است؟ شما  باید در نقشه گوگل دنبال کلمه بطن مکه بگردید  شاید جایی غیر از مکه دین  مادری پیدا شد که مقصود قرآن از بطن مکه  همانجاست!


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 چه کسانی راه مسجد الحرام  را بستند و نگذاشتند که قربانی به قربانگاه  برسد ؟ مشرکین مکه که حالا  مسلمین بر ایشان ظفر پیدا کرده بودند و خداوند  از قبل در رویایی که به  پیامبر نشان داد نوید این ظفر را داده بود که که  در امنیت وارد مسجدالحرام  می شوند در حالی که موی خود را تراشیده و کوتاه  کرده  اند.
متمسک به ثقلین
 خیر، مشرکین نبودند، بلکه کفار بودند! از  کجا میگویید این کفار همان مشرکین و به قول شما امیون بودند؟ باید از قرآن  شاهد بیاورید، نه اینکه به روایات و کتب و شنیده‌ها مراجعه  کنید! فراموش نکنید که در فضای انکار واضحات هستیم!


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 کسانی که وارد مسجد الحرام می  شوند در چه موقع موی خود را می تراشند؟
 در هنگام حج. ایه 196 بقره  را ببینید ! کاملاً این را توضیح می دهد. اگر خواستید با کمال میل و رغبت  برایتان ترجمه می کنم.
 در آیه 25 فتح و 196 بقره هم صحبت از حلق  رئوس است و هم رساندن هدی و قربانی به جایگاهش.
 جایگاه قربانی  کجاست؟ کعبه ؛ همان خانه قدیمی یا به قول قرآن بیت العتیق اصلاً یکی از  ارکان حج ملاقات این خانه است و به همین دلیل می گوید حج البیت .  دیدید؟                                 
متمسک به ثقلین
 با کمال میل! ترجمه کنید تا همه ببینیم  در آیه نامی از اینکه محل  هدی، کعبه است نیست، چون در آیه دیگر که  میفرماید: هدیا بالغ الکعبة مربوط  به کفاره صید است، ولی محل قربانی حج،  منی است، چون آیه میفرماید: فاذا افضتم من عرفات فاذکروا الله عند المشعر  الحرام، پس باید به مشعر بروند، سپس میفرماید: ثم افیضوا من حیث افاض  الناس، و قریش به منی میرفتند و در آنجا طبق سنت حضرت ابراهیم قربانی  میکردند، و لذا بعد میفرماید: فاذا قضیتم مناسککم، که یکی از آنها  قربانی  است در منی، و شاهد آن هم اینکه سپس میفرماید: فمن تعجل فی یومین  فلا إثم  علیه، الی آخر، و این در حالی است که قربانی به مکه بازنگشته است،  بلکه در  منی ذبح شده است، یعنی در نفر روز دوازدهم، هیچ حاجی، قربانی  همراه خود  ندارد، چگونه ممکن است میلیونها حاجی، در کنار کعبه، میلیونها  گوسفند و گاو  و شتر قربانی کنند؟!


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 شما منکر و جود  فیزیکی کعبه بودید و من به آیه 97 مائده استدلال کردم که می گفت قربانی  باید به کعبه برسد.                                 
متمسک به ثقلین
 استدلال شما جواب حرف من  نبود! من گفتم اساسا کلمه (هدی) را که از  ماده هدایت است، (مثل دلوک که از  دلّاک است!) شما طبق دین مادری به معنای قربانی میگیرید، و حال آنکه اگر  کعبه، قله اسلام و توحید باشد، هدی هم به معنای قربانی نیست، بلکه به معنای  راهیابی و هدایت شدن به قله توحید است، دوباره به عبارت من مراجعه کنید و  ببینید که هدی به معنای قربانی نبود، هدی به معنای قربانی، از دین مادری  است! از شنیدنی‌هاست که مسلمین بعدا به  دین ضمیمه  کردند!

 و نیز دقت بفرمایید! از دیدگاهی دیگر، بنده منکر  وجود فیزیکی کعبه نشدم، بلکه گفتم دو کعبه فیزیکی شاید داشته باشیم، یکی  کعبه دین الهی که مثلا در غرب افریقا در جایی به نام مکه بوده و امروز زیر  آب رفته است، و دیگری کعبه دین مادری که در عربستان است و مسلمین به عنوان  بدل کعبه الهی درست کردند! و دوست گرامی، شما باید این را حل کنید! شما به  هیچ وجه مطمئن نیستید که عربستان و شهر مکه کنونی، همان شهری است که محل  تولد رسول الله بوده است! مگر اینکه به شنیده‌ها روی کنید! و حاشا که  پناه به غیر ببرید و غیر قرآن را متابعت کنید!

 یعنی  همانگونه که ممکن است کلمات مذکور، کلمات معارفی باشند، و نیز همانگونه که  میتوانند کلمات سمبولیک باشند که مثلا اشاره به مردان نیک دارد، مثل صلاة  وسطی در مبنای شما که گفتید خیلی خطرناک است! همانگونه میتوانند اشاره به  مکان فیزیکی باشند که تنها و تنها در اسم با آنچه امروزه مشهور است، شریک  باشند! مثلا به کسی میگویند: برو اردکان، خیابان مسجد جامع، محراب مسجد را  زیارت کن، اما به جای اینکه به اردکان فارس در سپیدان برود به اردکان یزد  میرود و محراب مسجد جامع اردکان یزد را زیارت میکند! بعدا میفهمد که دو  نقطه مکانی بوده است ولی یک نام داشته است! چه برسد به متنی که قرنها فاصله  دارد و نمیداند در طول تاریخ چند اردکان دیگر هم داشته‌ایم و از بین رفته  است؟!


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 و در 25 فتح( آیه ای  که ترجمه اش را خواستید) می گوید اهالی مکه از  رسیدن قربانی به جایگاهش ممانعت می کردند و دیدید که جایگاه قربانی کعبه  یا بیت العتیق است ( محلها بیت العتیق= محل قربانی بیت العتیق یا کعبه  است) پس کعبه در شهر مکه قرار  دارد و برای درک آن قرآن کافی است و نیازی  به دین مادری  نیست.
متمسک به ثقلین
 از کجای قران استفاده کردید که بیت عتیق  همان بیت الحرام است؟ واقعا  عجیب است! اینها را بدون شاهدی از خود قرآن به  همدیگر وصل میکنید! و قرار  است به دین مادری هم که رجوع  نکنید!

 آیا اصلا احتمال میدهید که مثلا امروزه قرآن  دستور میدهد چندین میلیون حاجی در مسجد الحرام کنار کعبه، میلیونها گوسفند و  گاو و شتر قربانی کنند؟ مسجد روی گوشت و خون میافتد! و دیگر چه جایی برای  طواف میماند؟ امروزه در  زمین وسیع منی، ممکن نیست چنین کاری، و به معیصم  منتقل شده، چه برسد به  بخواهد در محیط بسیار کوچکی مثل مسجد الحرام و آن هم  به قید کنار کعبه،  قربانی شود! پس طبق برداشت شما، مناسب این است که اساسا  کعبه در بیابان  بسیار وسیعی است که گنجایش این کارها دارد، و ربطی به کعبه  دین مادری  ندارد!

 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 حسین آقا من تا دلت بخواهد به  تونشانی می دهم آنهم از خود قرآن و خسته نمی شوم چون برای مباحثه آمده  ام.                                 
متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، نشانی باید ما را به صاحب نشان  برساند، شما هنوز  نتوانستید برای ما ثابت کنید که این مکه و این مسجد  الحرام و این کعبه دین  مادری همان مکه و همان مسجد الحرام و همان کعبه  مذکور در قرآن است.


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 خداوند لهجه ندارد  ولی به زبان انسانها صحبت می کند و در زبان انسانها  لهجه وجود دارد. می فرماید ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر به زبان قومش.  به خاطر همین لهجه عربی  است که بساری از اسماء تورات و انجیل در قرآن  بگونه ای دیگر تلفظ می شوند  .                                 
متمسک به ثقلین
 دوست گرامی! آیا لهجه‌ای که وجود ندارد  خداوند به آن صحبت میکند؟!  شما یک نفر پیدا کنید که به مکّة، بکّة بگوید، و  اما قوم خود حضرت، پس شما  از کجا میگویید از بکّة همان مکّة میفهمیدند؟!  این اول الکلام است، مگر  به داده‌های دین مادری و شنیده‌ها رجوع  کنید.


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 بله نباید به شنیده ها اعتماد و  اعتنا کرد مگر اینکه با قرآن مطابقت  داشته باشند و حرف حساب من این است،  این بوده و این خواهد بود. اگر بگویند  بقیت الله یعنی مهدی و اهل بیت یعنی  پنج تن آل ابا و چه و چه و چه من  باید خودم آن را در قرآن ببینم چون به  معارف دین مادری اعتماد ندارم.
متمسک به ثقلین
 مشکل این است که  شنیده‌ها در دین مادری، دائما تشابه اسمی با الفاط  قرآن دارند، و طبق گفته  شما (که تصریح کردید برای قرآن هم راهی نداریم  مطمئن شویم) ما هیچ راهی  نداریم مطمئن شویم که مثلا محل تولد پیامبر اسلام  همین مکه مشهور  امروزی بوده است.

 شنیده‌اید که این شهر مکه کنونی، همان  شهر تولد پیامبر اسلام و نزول قرآن و محل مسجد الحرام و کعبه است، آیا  قرآن این شنیده شما را تایید میکند؟ اینجا جای  جایزه است! یک آیه بیاورید که اثبات کند این مکانهای کنونی  همان مکان روز نزول قرآن است!

 چرا احتمال نمیدهید همه  این الفاظ، الفاظی با معنای سمبلیک هستند که قوم حضرت معنای آن را  میفمیدند، ولی بعدا مسلمین برای این الفاظ سمبلیک یک مکان یا جسم فیزیکی  درست کردند؟

 شنیده‌های موافق قرآن، در این میدان،  فایده‌ای ندارد، مگر اینکه متوسل به تواتر منطقی شوید، که خود قرآن هم از  همین راه به شما رسیده است.

 و اما روایاتی که معنای  باطنی قرآن را بیان میکند، پس بیایید من و شما که اهل آن نیستیم، همه‌اش را  به اهلش واگذار کنیم، حیف این ظرائف است که در قلوب ما بیاید، ما مثلا آیه  نور را که میخوانیم، مشکات و مصباح و زجاجة را  هر طور شده یک جوری تصویر  میکنیم، تا بگوییم، بله!...


 نقل قول:غانت هالک ملحد شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و...
 پست اول  را بخوان. می ترسم بخاطر ندادن جایزه هم که شده باز هم موضع انکاری بگیری و  زیرش بزنی.
متمسک به ثقلین
 بر قول خود هستم! شما از قرآن  اثبات کنید که:

۱-قوم پیامبر   از بکه و مکه، یک مکان میفهمیدند، نه دو  مکان.

۲-مکه و مسجد  الحرام و کعبه مذکور در قرآن، همین مکه و مسجد الحرام و کعبه مشهور کنونی  است.

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #79 : نوامبر 24, 2018, 06:42:23 am »
پست 354

 نقل قول:
 در اصل توسط فربدوکیل مدافع کفره ظلمه جهله و..........نوشته شده است                
با سلام خدمت جناب hosyn

می‌دانیم که:
حال از دیدگاه جنابعالی آیا تنها بر اساس نوشتار کفرآمیز کاربری در این انجمن می‌توان او را تکفیر کرد و به همگان کافر معرفی نمود؟
آیا صلاحیت‌ تکفیر دیگران در کاربران این انجمن یافت می‌شود؟

سلام علیکم

بین فقهاء در اینکه انکار ضروری موجب کفر است اختلاف در مبناست، بعضی میگویند انکار ضروری دین به عنوان اولی موجب کفر است، یعنی هر چند اعتقاد به توحید و رسالت داشته باشد و اصلا فکر تکذیب رسالت نکند ولی عملا منکر ضروری باشد بس است برای اینکه موجب کفر شود، و بعض دیگر میگویند انکار ضروری از باب کاشفیت از تکذیب رسالت، موجب کفر است، نه به عنوان اصلی و اولی، لذا اگر کسی دچار شبهه شده و با اعتقاد کامل به صدق رسالت، منکر یک ضروری دین شود، کافر نیست، چون باید انکار ضروری به انکار توحید و نبوت بازگردد، نه اینکه فی حدّ نفسه موجب کفر باشد.

و در اینکه حکم به کفر، نیاز به حکم حاکم شرع دارد یا علم مکلّف به کفر شخصی، کافی است؟ باید هر کس به مقلّد خود در این زمینه مراجعه کند.
.       

کلیدواژه ها: