نویسنده موضوع: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست  (دفعات بازدید: 1176 بار)

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #50 : سپتامبر 27, 2018, 02:46:44 pm »
پست109
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanetمنکرخدا وقران  نوشته شده است  نمايش نوشته
 من فکر می کنم از روزگار پیامبر تا کنون هیچ مردمی به اندازه قوم پیامبر مفاهیم قرآنی را متوجه نشده اند حتی اهل کتاب معاصر او. این حقیقت که قوم پیامبر از بقیه بهتر قرآن را متوجه می شدند مثل روز از صحبتها و محاوراتشان پیداست. علت اصلی آن هم این است که برای آنها هنوز کلمات زنگار نگرفته بودند و معانیشان دگرگون نشده بود.
 امروز وقتی ما با کلمه پرستش یا عبادت مواجه می شویم ذهن بلافاصله تصاویری را جایگزین آن می کند و این تصاویر همان رسوباتی هستند که اجازه نمی دهند ما مفهوم درست این کلمه را دریابیم.
 بهتر است بجای نوشتن از این تصاویر استفاده کنم که از هر چیز دیگری گویاترند.
 
 آیا عبادت امثال اینها و صدها مورد مشابه دیگر است؟ وقتی قرآن از این کلمه استفاده می کند واقعاً منظورش این است؟
 فهم این کلمه خیلی مهم است بگونه ایکه اگر آن را به درستی متوجه نشویم شا ید هرگز توحید را که هدف اصلی قرآن است متوجه نشویم.
 
 
 
 
 متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، آیا این است معنای صادقانه بحث کردن؟! چرا در کنار این عکس‌ها، عکس سجده کردن مسلمانان به دستور قرآن پیرامون خانه کعبه را نیاوردید؟!
 
 اتفاقا در ریشه‌یابی پرستیدن گفته اند: پیرا استادن ، یعنی پیرامون چیزی ایستادن، و آیا در جهان کجا سراغ دارید که مثل مسلمانان گرد کعبه بایستند و دعا کنند و سجده کنند و قربانی کنند؟! پس قرآن به مسلمین دستور داده که کعبه را پرستش کنند!
 
 چرا تدلیس میکنید و حاضر نیستید دستور قرآن در قبله قرار دادن کعبه را به تصویر بکشید و در کنار این عکسها بگذارید؟!
 
 آیا صورت ظاهری دو عکس، کاشف از روح و معنای آن دو عکس است؟
 
 آیا اگر تصویر دوئل و مقاتله دو شمشیر به دست را در کنار تصویر مسابقه ورزشی شمشیربازی بگذارید و بگویید: به این دو نگاه کنید! پس ورزش شمشیربازی همان جنگ و کشتار یکدیگر است! آیا از شما میپذیرند؟
 
 آیا اگر تصویر کسی که کارد به دست گرفته و میخواهد شکم دیگری را پاره کند در کنار تصویر دکتر جراح که کارد به دست گرفته و میخواهد شکم بیمار را پاره کند بگذارید و بگویید: این دکتر چاقوکش است! آیا از شما میپذیرند؟
 .

 
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم والعن اعدائهم
 
   کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
     عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #51 : سپتامبر 27, 2018, 02:48:04 pm »
پست 110
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است  نمايش نوشته
اما شما در مقام تهمت زدن به قران کریم، حرف آنها را تفسیر به رأی کنید
.تاسف یکی از دوستان برای گمراهی قانت و.........
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر حسین
ابتدا از شما بابت پاسخ های منطقی و مودبانه تان تشکر کرده و از خداوند برای شما درخواست علو درجه مینمایم .
اما درمورد اقای قانت ایشان هیچ تاکید میکنم هیچ دلیل و مدرک و برهان قاطعی ندارند . کارشان فقط تفسیر به رای و بلکه معنی به رای قران و مشتبه سازی واضحات و تدلیس در بیان مطالب است تا از این راه معنای غلطی را که از کلام خدا اراده کرده اند به کرسی بنشانند و از این نظر با خوارج مونمی زنند آنجا که امیرالمومنین  به ابن عباس گفت ((با ايشان بقرآن مناظره مكن زيرا قرآن احتمالات و توجيهات بسياردر بر دارد ميگوئى ومى گويند (پس مباحثه دراز مى گردد) بلكه با آنان به سنّت احتجاج كن و دليل آور، زيرا آنها هرگز از استدلال به سنّت گريز گاهى نمى يابند))
که البته این آقای قانت پا را از خوارج هم فراتر گذاشته چرا که خوارج سنت رسول خدا  و حدیثش را قبول داشتند اما ایشان آن را هم قبول ندارند.
بنده در بحث اوقات نماز در تایپیک قبل تمام دلایل قرآنی و لغوی و عقلی و نقلی را آوردم اما ایشان هربار بجای پذیرش مطالب یا ارائه ی دلایل همان ادعا های قبل را بدون هیچ کم و کاست تکرار کرده و بر حرف غلط خود پافشاری میکرد.
و هرکاری که کنیم درمورد ایشان باز به کلام خدا برمیگردیم که میفرماید

«هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا اْلأَلْبابِ »

دوستان و برادران عزیز اقای حسین و ابن علی و دیگران
اگر شما تا سال دیگر این موقع هم برای این شخص دلیل بیاورید از کتاب خدا و غیر آن نمیپذیرند میدانید چرا چون
مثل ایشان همچون مثل عالمان یهود است که خداوند درباره شان در قرآن میفرماید

وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

والسلام علی من اتبع الهدی

  یا علی

 
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم والعن اعدائهم
 
   کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
     عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #52 : مه 12, 2019, 09:23:06 pm »
پست 111
 نقل قول:
 در اصل توسط ابن علی نوشته شده است  نمايش نوشته
 با سلام و تبریک سال نو حضور استادان حاضر در تالار و الخصوص جنابان حسین و عبدالعلی
 و با پوزش فراوان از شما بزرگواران  لازم دیدم برای این دوستمان به نکته ایی اشاره کنم
 نقل قول:
 در اصل توسط bisetareh نوشته شده است  نمايش نوشته
 به نام خدا
 با سلام
 بماند که سوالات ما بی پاسخ ماند
 در این بحث ها از فرمایشات آقا حسین کمال استفاده را بردیم و برای ما یک کلاس درس بود و بنده ترجیح دادم خواننده باشم تا وارد بحث شوم.
 نقل قول:
 در اصل توسط abotorab نوشته شده است  نمايش نوشته
 بسم الله الرحمن الرحیم
 سلام علیکم برادر حسین
 ابتدا از شما بابت پاسخ های منطقی و مودبانه تان تشکر کرده و از خداوند برای شما درخواست علو درجه مینمایم .
 و علیکم السلام جمیعا

 سروران گرامی، حسن نظر و لطف شما بزرگواران، بیش از لیاقت بنده است، إن شاء الله خدای سبحان همه ما را مصداق این آیه شریفه قرار دهد: فیقول هاؤم اقرؤا کتابیه.

 بلی، محال است محال است محال است که بدون ملاحظه قطعیات شواهد تاریخی بتوان اساسا از قرآن چیزی فهمید، اما ایشان میخواهد با انکار قطعیات به مقصود خود برسد.

 الآن ماه رجب آمده است، آیا در قرآن نامی از ماه رجب برده شده؟ آیا ماه رجب جزء ماه‌های حرام که قران میگوید هست یا خیر؟ چه راهی برای تشخیص این داریم؟ در قرآن: شهر رمضان آمده، و نیز: عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا آمده، و نیز: فاذا انسلخ الاشهر الحرم آمده، و: یسؤلونک عن الشهر الحرام قتال فیه هم آمده، اگر از واضحات تاریخ صرف نظر کنیم چگونه میخواهیم این آیات را بفهمیم؟

 از ایشان بپرسید شاید جواب میدهد: سربسته به شما میگویم! در تاپیک (ستاره در حال نابودی) در معنا کردن صلاة وسطی، ایشان سربسته معنا کرد! و بعد جواب سؤال من را نداد تا برای ایشان شواهد متعدد تاریخی را لینک بدهم که این معنا سربسته نیست! خیلی هم سرباز است! در طول تاریخ توسط باطنیه و امثال آنها چقدر تکرار شده است!

 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet منکر خدا وقران  نوشته شده است  نمايش نوشته
 حالا من یک چیزی بطور سربسته به شما می گویم خواستی قبول نکن.
 در هر عصر و روزگاری ( از آدم تا خاتم) مسلمین همواره امت وسط بوده اند بخاطر اینکه معارف الهی را از پیامبر خود می گرفتند و به دیگران می رسانند. این موضوع در آیات 143 سوره بقره و 78 سوره حج توضیح داده شده است. و این همان صلات الوسطی است که برترین و خطرناکترین صلات است.
 نقل قول:متمسک به ثقلین
در اصل توسط hosyn نوشته شده است  نمايش نوشته
آیا مسلمین که امت وسط هستند خودشان صلات وسطی هستند که سایرین سفارش شده‌اند سراغ آنها بروند، یا اینکه مسلمین وسط، خودشان سفارش شده‌اند که به سوی صلات وسطی بروند؟
.
میگوید: اینترنت به ما نشان میدهد وضعیت مردمان هند را، اما وقتی نوبت به بت هبل میرسد که در اینترنت در رفرنس‌های جهانی در بیش از بیست زبان دنیا، آن را توضیح داده‌اند که هر چینی و ژاپنی و کافر و مسلم، مطالعه کند سر سوزن شک در جریان تاریخی آن نمیکند، چون با مقصود ایشان هماهنگ نیست، میگوید: من چه میدانم هبل چیست؟ من فقط با قران سر و کار دارم!

 Hubal - Wikipedia, the free encyclopedi

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #53 : مه 12, 2019, 09:23:51 pm »
پست 115
 ل قول:
 در اصل توسط ghanetملحد بی دین نوشته شده است  نمايش نوشته
 می خواهی باور کن می خواهی نکن. دومین عکسی که من در ادیتور کپی کردم تصویری بود که عده زیادی گرداد گرد کعبه مشغول سجده بودند. چند بار که پست را فرستادم دیدم فقط لینک آن عکس ارسال می شود و خود آن به نمایش در نمی آید. چون وقت کافی نداشتم از آن صرف نظر کردم.

متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، چرا باور نکنم؟! حتما باور میکنم، و این را کرامت بیت الله الحرام، کعب معظمه میدانم، چون شما میخواستید عکس نمایش محض توحید را در کنار عکسهای نمایش محض شرک قرار دهید، و از شباهت ظاهری آنها سوء استفاده کنید!

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #54 : مه 12, 2019, 09:24:32 pm »
پست 116
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet ملحد بی دین نوشته شده است  نمايش نوشته
 شمات هم اگر می خواهید در مباحثات شرکت کنید بحث خود را ناقص باقی نگذارید به عنوان مثال من منظور از اشاره شما به بالاستقلال متوجه نمی شوم لطفاً توضیح دهید.

متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، مقصودم را با یک مثال توضیح میدهم تا فرق بین شفعاء مشرکین (یقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أتبّئون الله بما لا یعلم، یونس۱۸) (ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی، زمز۳) (فلولا نصرهم الذین اتخذوا من دون الله قربانا آلهة، احقاف۲۸) با شفعاء حق، (و لا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعة الّا من شهد بالحق و هم یعلمون، زخرف۸۶) معلوم شود:

 ۱- کسی از پدرش شنیده که تمام امور شهر، به دست رئیس شهربانی است، و چون میخواهد نزد دکتر برود، ابتدا میرود شهربانی، و نزد رئیس شهربانی کرنش میکند که آقای رئیس، خواهش میکنم این هدیه من را بپذیرید و به این دکتر زنگ بزنید تا به بهترین وجهی من را ویزیت کند.

 ۲- کسی میخواهد دکتر او را ویزیت کند، میپرسد این دکتر به چه کسی علاقه دارد؟ در بین شاگردان این دکتر، کدامیک محبوبتر نزد او هستند؟ میگویند: دکتر به فلان شاگرد خود خیلی علاقه دارد، و در عین حالی که خود دکتر اشراف کامل بر امور دارد (و مثلا با دوربین مداربسته همه چیز را هم کنترل میکند)، دستور داده است این شاگرد، امور ویزیت او را تدبیر کند، پس آن شخص سراغ این شاگرد میرود و با تواضع کامل نزد او درخواست میکند که زمینه این را فراهم کند که دکتر به بهترین وجهی او را ویزیت کند.


 البته این یک مثال است، و دقیقا با بحث ما منطبق نیست، و فرقهای بسیاری دارد، اما در جهت مقصود من خوب است.

 در مثال اول، شفیع و واسطه، مستقل عمل میکند، و نماینده و مأمور خود دکتر نیست، یعنی دکتر او را تعیین نکرده است، (قل أتبّئون الله بما لا یعلم!)، ولذا بازخورد چنین واسطه‌گری نزد دکتر این است که میگوید: مگر رئیس شهربانی کیست که بخواهد برای من وظیفه تعیین کند؟ تو اول باید سراغ خود من بیایی، تا ببینی اولا من کسی را تعیین کردم یا خیر؟ و اگر تعیین کردم چه کسی است؟ و اگر جناب دکتر، بترسد و زورش نرسد چنین بگوید، تا وقتی که ترس حاکم است چاره‌ای ندارد، ولی در اولین فرصت، ناراحتی قبلیش را هم جبران میکند!

 رئیس شهربانی که واسطه میشود، در نزد همه عقلاء، در عرض دکتر است، اما شاگرد منصوب از طرف دکتر که واسطه میشود، در طول فرمان خود دکتر است، وساطت رئیس شهربانی، بالاستقلال است، اما وساطت شاگر دکتر، به اذن خود دکتر و بالتبعیة است.

 تفاوت بالاستقلال با بالتبعیة، در این آیه قرآن کریم به زیبایی بیان شده است، بهتر از این نمیشود توضیح داد: (إنّ الذین یبایعونک إنّما یبایعون الله، فتح۱۰) یعنی ای پیامبر ما، کسانی که با تو بیعت میکنند همان به تحقیق با خدا بیعت میکنند! کلمه (إنّما) برای حصر است، یعنی فقط و فقط با خدا بیعت میکنند! و این همان معنای سلطان در آیات است که قبلا اشاره کردم.

 و واضح است در این فضا، اگر خود شاگرد هم کاری برای درمان بیمار انجام داد، فاصله گرفتن از خود د کتر نیست، شریک دکتر نشده است، در عرض او قرار نگرفته است، و در عین حالی که درمان را به خودش نسبت میدهد اما میگوید همه به اذن دکتر است، أخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فأنفخ فیه فیکون طیرا باذن الله، أحیی الموتی باذن الله، میگوید: من زنده میکنم اما به اذن خداوند، نه اینکه خداوند زنده میکند به درخواست من، و هر دو در فضای معرفت، جز توحید چیزی نیست، چون تفاوت بالاستقلال با تابع محض، زمین تا آسمان است.
 .

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #55 : مه 12, 2019, 09:25:53 pm »
پست 127
نقل قول:
در اصل توسط ghanet ملحد بی  دین شیطان پرست   نوشته شده است  نمايش نوشته
 ..... به حرمت جنگ در ماه حرام نیز اشاره شده اما اشاره نشده که رجب جزء ماههای حرام است بنابر این ما باید از کجا این را بفهمیم؟ لابد سنت!
 آیا شما چنین هدفی داشتید یا نه؟ 
 حاضرید عین منظوری را که اولین بار داشتید بنویسید یا ملاحظه خواهید کرد؟
متمسک ثقلین
دوست گرامی، گمان نمیکنم در این چند پستی که بنده در این چند روزه محضر شما در این دو تاپیک که ایجاد کردید نوشتم حتی یک بار کلمه سنت نوشته باشم، البته نمیخواهم بگویم قطعا ننوشتم، چون در فکر این نبودم که از کلمه سنت استفاده نکنم، و لذا ممکن است بارها نوشته باشم، اما اساسا محور بحث من با شما، بر سر سنت نبود، بلکه بر سر قطعیات و و اضحات شواهد تاریخی بود، یعنی چیزهایی که مکرر تکرار کردم که یک کافری که اطلاعی از تاریخ دارد هیچ شکی در آن ندارد، سابق عرض کردم هیچ کافری مثلا وقتی دو نزاع تاریخی را در متون اصیل ببیند که یکی به عثمان اعتراض کردند که چرا نماز ظهر را تمام خواندنی، و دیگری به معاویه اعتراض کردند که چرا نماز ظهر را شکسته خواندی؟ و محور هر دو استشهاد به مخالفت با نماز خواندن پیامبر بود، این کافر نمیگوید پیامبر نماز ظهر نمیخوانده، و بعدها توسط مسلمین نماز ظهر به دین اضافه شده است.

پس قطعیت خواندن نماز ظهر توسط پیامبر  از باب این نیست که سنت است، بلکه از باب این است که در فهم متواترات، تمام بشر از مؤمن و کافر شریک هستند.

اکنون راجع به ماه‌های حرام هم همین است، ماه رجب که ماه حرام است، نه از باب سنت است، بلکه از باب یک امر عرفی قطعی ثابت برای هر مسلمان و کافر است، و از زمان حضرت ابراهیم ماه رجب برای عمره بوده و ماه ذیحجة برای مناسک حج، و به جهت این اعمال، بعدا جنگ در ماه رجب را حرام کردند، و نیز جنگ در سه ماه که ماه حج وسط آنها بود حرام کردند، و قرآن کریم هم تایید فرموده و این ربطی به سنت ندارد.

دوست گرامی، آیا بت هبل را که تردید میکنید چون سنت را قبول ندارید تردید میکنید؟ یا اینکه چون پرستش این بت هیچ پشتوانه از آنچه شما میپندارید ندارد چاره‌ای ندارید تردید کنید؟ در حالی که یک نفر در دنیا که بی طرف باشد پیدا نمیکنید که با رجوع به رفرنس‌های جهانی و تاریخی کوچکترین شکی در وجود بت هبل در کعبه بنماید، و حال آنکه بت هبل هیچ ربطی به سنت ندارد.

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #56 : مه 12, 2019, 09:28:07 pm »
 
پست 128
 
نقل قول:
 در اصل توسط ghanet ملحد بیدین شیطان پرست نوشته شده است  نمايش نوشته
 
 اما در قرآن کریم عبادت فقط مخصوص خداوند است و احدی را نباید در آن شریک کرد چه در عرض و چه در طول . چه بالاستقلال و چه بالتبعیة اگر حکمی واقعاً مربوط به الله باشد می شود حکم الله و دیگر بالتبعیة معنا ندارد.
 قبلاً عرض کردم بهترین فرهنگ لغت برای درک مفاهیم قرآن خود این کتاب است. الآن هم می گویم و همیشه خواهم گفت.
 اگر بحثهای من در اینجا سبب شود تا شما و امثال شما به جای نگاه به دست دیگران خودتان مفاهیم قرآنی را از این کتاب استخراج کنید ، هدفم محقق شده و شما نیز نصف راه را رفته اید.
 خواندن غیر خدا در هیچ جای قرآن مورد تایید قرار نگرفته که حالا بیایم حق و ناحق آن را جدا کنیم متوجه می شوید چه می گویم؟
 در قرآن کریم 71 بار به عبارت "من دون الله" اشاره شده و در همه موارد بطور مستقیم یا غیر مستقیم منظورش بت بوده است. همیشه و همیشه منفی بوده حتی یک بار هم بطور مثبت نیامده.
 اینگونه که شما می گویید یعنی خواندن بت حق و ناحق دارد؟ درخواست از بعضی بتان حق است و بعضی نا حق؟
 چرا ملاک خود را قرآن قرار نمی دهی؟ اگر بسیاری از آموخته های دین مادری را مرور کنی خواهی دید که سرابی بیش نیستند پس به آن اعتماد نکن!
 
 متمسک به ثقلین
 دوست گرامی، چون این بحثها مکرر در این سایت صورت گرفته، این دوست شما، نه حوصله دارد تکرار کند، و نه حوصله دارد همه آن بحثها را پیدا کند و خدمت شما لینک بدهد، و مهمتر اینکه در طی روند بحث در این چند روزه، اگر برگردید و مرور کنید، شما نکاتی که در بحثهای محوری خدمت شما گفتم را از کنار آن رد شدید و حرف خودتان را تکرار کردید، وقتی جواب نمیدهید چگونه من اصرار و تکرار کنم؟ شما بحث منولوگ را دوست دارید، در حالی بحث باید دیالوگ باشد، وقتی من میگویم آیه میفرماید بیعت با تو عین بیعت با خداست، شما بدون اینکه جواب دهید دوباره تکرار میکنید استقلال با تبعیت فرقی ندارد! ترفند شما هم این است که به صورت لغزنده بحث را میبرید بر سر عبادت غیر خدا، و حال آنکه طرف شما اصلا قبول ندارد مراجعه تبعی، عبادت است، میلیونها نفر در روز عرفه به کربلا مشرف میشوند و آن نماز زیارت که نقل کردم میخوانند و عرض میکنند خدایا فقط و فقط عبادت مخصوص توست، اما شما از کنار آن رد میشوید و میگویید خیر! اگر شاگرد دکتر، معالجه کرد پس خود دکتر، شریک پیدا کرده است! و هر کس هم که به شاگرد دکتر که خودش تعیین کرده، مراجعه کرد، مبغوض دکتر است! آیا این منولوگ نیست؟ هر کس هر چه گفت انسان همان حرف خود را تکرار کند بدون اینکه جواب حرف طرف را بدهد که یک گفتگوی علمی نخواهد بود.
 
 راجع به من دو ن الله هم مکرر بحث شده، و این یک نمونه آنست که به ادامه آن مراجعه کنید:
 
 نقل قول:
 در اصل توسط  متمسک به ثقلینhosyn نوشته شده است  نمايش نوشته
 
 نقل قول:
 در اصل توسط erfan62 نوشته شده است  نمايش نوشته
 سلام
 
 برادر گرامی جناب حسین عزیز ، سوالی دارم از خدمتتان :
 
 چرا شفیع قرار دادن بتهایی مانند لات و منات و عزی وغیره بین انسان و خدا مستدل به آیه شریفه هولاء شفعانا عند الله .. مجاز نیست اما شفیع قرار دادن مقدسین مذهبی مجاز میباشد ؟!
 
 میدانید که آن بتها در نظر بت پرستان تنها سنگ و چوب نبوده اند بلکه آنها را مستدل به آیات 19 الی 23 سوره مبارکه نجم و همچنین برخی آیات دیگر قران فرشتگان و دختران خدا تصور میکرده اند .
 
 چرا آن شفیع مجاز نیست اما این یکی مجاز است ؟
 
 با نهایت تشکر و احترام .
 
 متمسک به ثقلین
 برادر گرامی، سؤال بسیار زیبایی مطرح فرمودید، بنده به سهم خود از شما تشکر میکنم، ولی آنچه عرض میکنم توقع نداشتن جواب یک کلمه‌ای از بنده است، البته مقصود من، ابتدای بحث است و گرنه در پایان اگر بحث به جایی برسد میتوانیم جمع‌بندی کرده در یک جمله خلاصه کنیم ولی قبل از تفصیل سخن، و زمینه‌سازی استدلالی بحث، چون یک جمله کوتاه نمیتواند طرفین را به ذهنیت یکدیگر نزدیک کند، خیلی کارساز نیست.
 
 
 سخن را از یک خاطره زیبا آغاز میکنم، حدود ۶ سال پیش در سایت سنت، یکی از کاربران که گرایش سلفی داشت از استاد و مدیر سایت در بحبوبه همین بحث، سؤالی پرسید که ممکن نبود این سؤال به طور طبیعی برای من با این ذهنیتی که داشتم مطرح شود، این سؤال در فضای ذهنی آن کاربر که مشغول پایه‌ریزی فکری خودش طبق مبانی ابن تیمیه بود مطرح شد، و جالب این بود که از استاد هم هیچ جوابی نیامد، بنده به عنوان مشرک! یک جوابی به او دادم، آمد توضیح بیشتر خواست، و با مثال توضیح بیشتر دادم و ایشان دیگر حرفی نزد، و با گذشت چند سال هنوز سؤال ایشان برای من جالب است و از دقت و فکر در جواب آن، لذت میبرم.
 
 
 سؤال این بود که در بین بحث باحثین سایت راجع به توسل و نظیر آن، پرسید بالأخره برای من یک تناقض در بیان قرآن موجود است، دو آیه است که به نظر من قابل جمع شدن نیست، یکی آیه سوره عنکبوت است و دیگری سوره مائده:
 
 مثل الذین اتخذوا من
دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون
 
 انما
ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون.
 
 

 یک آیه میگوید کسانی که غیر خدا را ولی خود اتخاذ کردند مثل عنکبوت هستند که خانه بسیار سستی را برای خود اتخاذ کرده است! و آیه دیگر میگوید تنها ولی شما، خدا و رسولش و الذین آمنوا در آیه هستند، و شک نداریم که پیامبر و مؤمنین مذکور، خدا نیستند، و اگر ما آنها را به عنوان ولی اتخاذ کنیم مثل عنکبوت خواهیم بود!
 
 
 حال اگر اجازه دهید راجع به جمع کردن بین این دو آیه، مجددا فکر کنیم و شما هم هر چه به ذهنتان میرسد جواب بفرمایید.
 و د راینجا نیز مفصل بحث شده است:
 http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=154451

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #57 : مه 12, 2019, 09:29:10 pm »
پست 134
 
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanetملحد بی دین شیطان پرست  نوشته شده است  نمايش نوشته
 
 من 71 آیه به شما نشان دادم که نسبت به آنها که یدعون من دون الله، تدعون من دون الله... می کنند نظر منفی دارد شما می گویید یکی از آنها مثبت است آیا بجز این می توانید یکی دوتا دیگر را معرفی کنید . نمی گویم هفتادتا دیگر، فقط یکی دوتا.
 
 
 متمسک به ثقلین
 به نظرم آمد که یکی از منصفانه‌ترین راه‌ها، واگذار کردن با (اگر) به خداوند متعال است:
 
 من مریض هستم و به حرم امام رضا  میروم و عرض میکنم: شما حجت خدا هستید و من مریض هستم مرا شفا دهید، اگر من مصداق آیات یدعون من دون الله هستم، خدا لعنت کند من را، و اگر مصداق این آیات نیستم، خدا لعنت کند شما را، آمین ربّ العالمینhttp://www.iranclubs.org/forums/show...=155542&page=9
 
__________________

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #58 : مه 12, 2019, 09:30:30 pm »
پست 139
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=10
 ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟
 نقل قول:
در اصل توسط asad38 ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری برادر همزاد قانت شیطان پرست  نوشته شده است  نمايش نوشته
 بنام خدا
 پیامبر محمد آخرین پیامبر خداست و همچنین قرآن آخرین کتاب خداست.
 اما خدا هشدارهایی توسط افراد دیگر برای جوامع مختلف خواهد فرستاد. اینبار خدا پیامش را توسط سه نفر به جامعه ایران فرستاده است.
 این قضیه در سوره یاسین آیات سیزده و چهارده ذکر شده است.
 همینجا برای آخرین بار ، شما را به سمت خدای یکتا دعوت میکنم.
 .
 پاسخ بهمراه نقل قول  انتخاب براي نقل‌قول  پاسخ سريع به اين پيام 
 تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
 حذف تشكر شما !   
 ابن علی, عبدالعلی69

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 652
پاسخ : معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست
« پاسخ #59 : مه 12, 2019, 09:31:23 pm »
پست 144
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet  ملحد بی دین شیطان پرست مدعی پیامبری نوشته شده است  نمايش نوشته
 خیر.
 راه تشخیص آن را قرآن به ما نشان داده است و من بخشی از آن را در بالا توضیح دادم.
 آیا توضیح بنده اشکال داشت؟
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet     ملحد بی دین شیطان پرست مدعی پیامبری نوشته شده است  نمايش نوشته   
 خداوند در موسم حج، چهار ماه به مشرکینی ( امیین) که پیمان شکنی کرده اند و علیه مسلمین شمشر کشیده اند فرصت می دهد تا آزادانه بگردند و کسی کاری با آنها نداشته باشد. بعد می فرمایند همینکه ماههای حرام تمام شدند هرجا آنها را یافتید بکشیدشان مگر اینکه توبه کنند و دست بردارند.
سئوال: ماههای حرام دین مادری می شوند: رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم
 فرمان خداوند علیه مشرکین در ذیحجه صادر شده و تا محرم فقط دو ماه به پایان ماههای حرام باقی مانده درحالیکه خداوند چهار ماه به آنها فرصت داده بود پس اشکال کجاست؟

متمسک به ثقلین
 اشکال حرف شما این است که میخواهید با مبهمات، قطعیات را انکار کنید! و حال آنکه برعکس است، باید با قطعیات، مبهمات را حل کرد.

 در اینکه (الاشهر الحرم) در آیه اذا انسلخ الاشهر الحرم، منظور چیست؟ چندین قول بین مفسرین از قدیم مطرح بوده است، هر کس خواست مراجعه کند، اما اینکه از زمان شریعت حضرت ابراهیم ماه رجب، ماه حرام بوده است را نمیتوان با این آیه مورد بحث، از قطعیت آن دست برداشت، در المیزان میگویند:

 الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص: 268
 و قوله: «مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ» هي الأشهر الأربعة: ذو القعدة و ذو الحجة و المحرم و رجب بالنقل القطعي، ... و كانت حرمتها من شريعة إبراهيم، و كانت العرب تحترمها حتى في الجاهلية ....

ترجمه الميزان، ج‏9، ص: 358
 و مقصود از آن چهار ماهى كه حرام است بدليل نقلى قطعى ماه ذى القعده، ذى الحجه، محرم و رجب است كه جنگ در آنها ممنوع شده. ... و اين حرمت، از شرايعى است كه ابراهيم  تشريع كرده بود، و عرب آن را حتى در دوران جاهليت كه از دين توحيد بيرون بوده و بت میپرستيدند محترم میداشتند، ....


 و برای اینکه ابهام حرف شما را توضیح دهم، طبق حرف ابن عباس، جلو میروم که نزول آیا برائت در اول شوال بوده است:

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏11، ص: 10
 ... و ديگرى گفته: از اول ماه شوال تا آخر ماه محرم بوده زيرا اين آيات در ماه شوال نازل گشته. و اين قولى است كه ابن عباس و زهرى گفته‌‏اند.


 و چون هنوز نسیء حاکم بوده، احتمال دارد طبق رسم نسیء، ماه شوال را رجب نامگذاری کرده بودند، و لذا (فسیحوا اربعة اشهر) چهار ماه متصل میشده: رجب که همان شوال واقعی بوده، و ذیقعده و ذیحجة و محرم.

 و طبق نظر ابن عباس، باید به کلمه (أذان) توجه کرد، چون که اصل نزول آیات، اول شوال بوده، و به مشرکین ابلاغ هم شده، اما اعلان رسمی آن، واگذار شده بوده است به وقتی که همه مردم جمع میشوند، و لذا دو بار ماده (براءة - بريء) به کار رفته، و هر کدام معنای خاص خود دارد، و تکرار نیست.

 البته نخواستم یک بحث تفسیری نهائی ارائه دهم، فقط میخواهم بگویم با موضوعات محل اختلاف، نمیشود دست از قطعیات برداشت، چقدر از واژه‌های به کار رفته توسط شما و من، توضیح واضحی از آیات قرآن ندارد، و فقط باید از قطعیات و یا شواهد غیر قطعی تاریخی استفاده کرد، مثل نسیء.

 برای پیشرفت بحث باید از خود آیات قرآن توضیح دهید که دو کلمة (براءة - بريء) چه فرقی با هم دارند، و نزول سوره در چه زمانی بوده است؟

کلیدواژه ها: