نویسنده موضوع: امیر وفرمانروای هستی  (دفعات بازدید: 404 بار)

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
امیر وفرمانروای هستی
« : ژانویه 03, 2018, 07:44:01 am »
 
پست 899
 
 http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=60
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است                
 شما ودوستانت نشان دادید که خداوند  درنزد شما جایگاهی ندارد و   اگرهم داشته باشد در جایگاه آخر است همانطور که  استادتان جناب حسین گفتند کسی که علم کتاب نزد اوست از فرمانروای عالم (خدا ) مقام بالاتری دارند یعنی علی از خداوند نزد شما مقام بالا تری دارد
 
 hosyn
 دوست گرامی، پس شما که ادعای متابعت قرآن دارید چرا تهمت میزنید؟!  آیا قرآن فرموده است که حرف آشکار طرف خودتان را ولو کافر باشد تحریف کنید و ضد آن را به او نسبت دهید؟! مگر قرآن نمیفرماید: و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی؟!
 
 اولا: حسین کجا استاد است؟ بنده استادم در اشتباه کردن و اگر توفیق الهی باشد سریع عذرخواهی کردن، إن شاء الله تعالی
 
 ثانیا: آیا حسین گفت خداوند متعال، علم الکتاب را نمیداند، و چون امیرالمؤمنین علم الکتاب را میدانند، پس از خدا بالاترند؟! خوشا به حال این حسین! که میگوید: خداوند علم الکتاب نزدش نیست! دوست گرامی، اگر مطلب مبهم بود میگفتم متوجه نشدید، ولی تهمت آشکار میزنید! مگر به آیه قل اللهمّ استشهاد    نکردم؟! آیا قل اللهمّ مالک المک مربوط به علم الکتاب و امیرالمؤمنین   است؟!  أحسنت به این قرآنیت!
 
 
 
 نقل قول:hosyn
 در اصل توسط hosyn نوشته شده است                
 
       نقل قول:
                                                                        در اصل توسط طارق نوشته شده است                                      
                   در صورتی که اگر به آیه توجه کنی سلیمان از خداوند تقاضا می کند حکومتی به او ببخشد که بعد از او سزاوار هیچ کس نباشد یعنی اینکه بعد از سلیمان به کس دیگری چنین حکومتی را ندهد
 
  ممکن است برداشت خودتان را از این عبارتان توضیح دهید، آیا اگر خداوند به پیامبر خاتم النبیین که قرآن بر او نازل شده، همان قرآن که مهیمن بر تمام کتب آسمانی قبلی است، آیا اگر فرض بگیریم که خداوند مثل ملک حضرت سلیمان به ایشان میداد، ایشان طبق دعای سلیمان، سزاوار این ملک نبودند، و یا آن ملک سزاوار ایشان نبود؟
 
  دقت کنید که نگفتند: خدایا این ملک را به احدی پس از من عطا نکن، بلکه فاعل فعل لا ینبغی، خود ملک است، یعنی ملکی به من بده که آن ملک سزاوار احدی پس از من نیست، آیا این دعا زیبنده دعای یک پیامبر است؟ اگر خدا بخواهد به کسی بدهد حتما سزاوارش خواهد بود، این چه دعائی است که این ملک،    سزاوار غیر من نباشد؟
 
  آیا اگر به حضرت سلیمان ع بگویند خدا میخواهد به پیامبر خاتم ص، بالاتر از ملک شما عطا کند، ایشان میگویند زیبنده او نیست؟!
 
  .
 
 hosyn
 به جای یک جواب تفسیری و علمی این چنین گفتید:
 
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارق    غانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
 الَّذِي  لَهُ  مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ  يَكُنْ  لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ  تَقْدِيرًا2
 
  - ترجمه استاد انصاریان :
  همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در[/color] فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.[/color][/i]
 
  من تا آنجایی که از آیه فهمیدم خداوند می فرماید فرمانروایی در سیطره اوست و در فرمانروایی شریکی ندار .
  اگر امکان دارد درباره ای آیه توضیحی بده که چرا خداوند می فرمایند که در     فرمانروایی شریکی ندارند ولی شما می گویید علی هم فرمانروای هستی است  ؟
 
 hosyn
 و بنده جواب دادم:
 
 
 نقل قول:hosyn
 در اصل توسط hosyn نوشته شده است                
 دوست گرامی، امام صادق شیعه خود را سه دسته کردند: شیعه در ظاهر غیر باطن، شیعه در باطن غیر ظاهر، شیعه در باطن و ظاهر، و در بیانی بسیار جالب، وقتی کسی ادعا میکند  که    من شیعه شما در باطن و ظاهر هستم، حضرت فوری جواب میدهند آنها صفاتی    دارند  که با آن شناخته میشوند، و قتی میپرسند آن صفات چیست؟ بر خلاف    انتظار همه!  میگویند اولها أنهم عرفوا التوحید حقّ معرفته، و تا حدود یک صفحه توضیح میدهند که صاحب المیزان این روایت را از غرر روایات میدانند، و در تحف العقول آمده، و کتاب ترجمه هم دارد.
 
  بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است،     شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!
 
  بنده به سهم خود، یک بار در عمرم احساس نکردم که خدای متعال در آیات قرآنش     احساس رقابت با اولیاء خودش دارد، آخر آنها را خودش آفریده و میداند که   چه   گوهری در وجودشان گذاشته، و اولیاء او هم مرتب هشدار دادند که غلو   نکنید  که  غالی از هر کافر و مشرکی بدتر است، اما هر چه از مقامات به ما   نسبت  بدهید  هنوز به یک درصد آن هم نمیرسید، چون نمیتوانید تصور کنید آن   مقامات  را، نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم و لن تبلغوا، اجعلوا لنا ربا نؤب الیه و قولوا ما شئتم و لن تبلغوا، یعنی برای ما ربّ قرار دهید که همه چیز ما به او برمیگردد و سپس هر چه میخواهید بگویید و بدانید هرگز نمیرسید! ما را از ربوبیت پایین آورید و ما    را خدا و اصل دار وجود ندانید و سپس هر چه میخواهید برای ما بگویید و     بدانید که هرگز به واقع مقامات ما نخواهید رسید.
 
  بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای    بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها   داده،  و هر لحظه بخواهد میگیرد، و بالاتر اینکه هر کاری که از آنها ظهور   کند  دقیقا منسوب به خود خداوند متعال است، چون خصوصیت اهل البیت این است که خدا آنها را از خودیت و دیدن سر سوزن نفسانیت رها کرده است،  و    لذا با سایر مخلوقین که هنوز در خود احساس نفسانیت دارند و ردای کبریای   (من  آنم که...) در سر دارند فرق میکنند، مثالی بزنم اگر میخواهید  تامل   کنید:
 
  محال است محال است محال است که اگر کسی رفت دامن پادشاهی را گرفت و گفت خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید، به او بگوید: ای بی شرم بی حیا! من     خودم اینجا حاضر هستم، به این پارچه‌ای که پوشیده‌ام چنگ میزنی؟! این دامن     من را میگیری؟!
 
  چرا محال است؟ چون دامن پادشاه هیچ استقلالیت در کنار پادشاه ندارد، درست که خود پادشاه نیست، اما فقط وسیله توسل به اوست.
  .
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
 جناب حسین ببخشید که اینو می گویم ولی  خیلی دوپهلو  جواب دادی و   به سراحت جواب ندادی که آیا این عقیده که می گوید  علی  فرمانروای هستی است حق وبا اذن خدااست یا نه ؟
 
 hosyn
 نقل قول:hosyn
 در اصل توسط hosyn نوشته شده است                
 عجب! دوست گرامی، دو پهلو؟! خیلی کم  گفتید! آیا روش  افنا که   نوابغ هندسه در محاسبه محیط و حجم کره به کار  میبرند شنیده‌اید؟ در  محیط   کره، یک میل کننده به بینهایت پهلو دارم! و در  حجم کره، هر کدام از  این پهلوها خود بینهایت لول دارد! واقعا معارف قرآن،  غریب است! امثال من  کجا و  معارف قرآن!
 
  ببینید دوست گرامی، ما یک محکماتی داریم که باید از طریق آنها پیش برویم،     که اگر نرویم تنها خودمان ضرر کرده‌ایم، قرآن میفرماید حق ندارید بدون     سلطان و دلیل و حجت آشکار از ناحیه خداوند متعال، سخنی بگویید:
 
  الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (غافر     35)
 
  إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في‏ صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (غافر 56)
 
 
  و نیز امر میفرماید که با صادقین باشید:
 
  يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ(توبة 119)
 
  به قول شاعر:
 
  چندین چراغ دارد و بیراهه میرود ---- بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
 
 
  دوست گرامی، اگر بنده از ناحیه خودم حتی نزد شخص خودم و محدود در فضای ذهنی خودم، بگویم: امیرالمؤمنین فرمانروای هستی هستند یا نیستند، در هر دو صورت اشتباه کرده‌ام، چون خدا    میخواهد بدون سلطان از ناحیه او حرفی یا اعتقادی را دنباله‌روی نکنیم.
 
  باید صادقانه به دنبال فهم آیات قرآن باشیم، اما نه از روی غرور و اینکه     تنها هر چه من میفهمم درست است، باید زانوی ادب محضر کسانی که مطمئن هستیم     جزء صادقین هستند، بر زمین بگذاریم، تا به تدریج به معارف بلند قران   کریم،   نزدیک شویم.
 
  این نکته بسیار مهم را بارها عرض کردم که قاعده اصلی در فهم معارف، پرهیز از غلو است، و این قاعده و راهی است که خود اهل البیت به شیعه یاد دادند، مثال روشن آن این است:
 
  اگر کسی بین خودش و خدا، چنین میبیند که اگر امام معصوم از قلب من خبر دارند پس خدا هستند، بر این شخص حرام است بگوید امام از قلب من خبر دارند،     چون درک او این است که ممکن نیست کسی بتواند از قلب من آگاه باشد و خدا     نباشد! و اگر چنین شخصی دل به دریا زد و معتقد شد امام از قلب من خبر     دارند، وارد وادی غلو شده است، و مطرود نزد اهل البیت است، یعنی کسی که میگوید: یا امام خبر از قلب من ندارند و یا خدا هستند  و    سوم ندارد، اهل بیت از چنین کسی به جدّ میخواهند که بگوید: امام از  دل  او   خبر ندارند، چون آنها که خدا نیستند، و این شخص قدرت جمع بین  اینها  ندارد   که کسی از قلب بندگان آگاه باشد و خالق آنها نباشد!
 
  اما اگر کسی باشد که به صورت کاملا آرام و منطقی، مشکلی نمیبیند که امام از     قلب من آگاه باشند و خدا هم نباشند، اینجا هرگز اهل بیت ع از این شخص     نمیپذیرند که حتی احتمال بدهد امام ع از قلب او خبر ندارند!
 
  این روندی که در این مثال توضیح دادم، تا به آخر مقامات میرود! یعنی هر شخصی فقط مجاز است تا مرزی از مقامات اهل بیت حرکت کند که با اصل مذکور،     تصادم نداشته باشد، و در اینجا، دلیر شدن، و چیزی را نفهمیدن، جلو رفتن،     باعث شقاوت و ضلالت است، المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق، اینجا جای دل به دریا زدن و تعارف اهل بیت کردن نیست، یعنی دو چیز حتما باید مد نظر باشد: ۱- هر مقامی را خودشان بیان کرده باشند، ۲- این مقام، در نزد شخص خاص که آن را تصور میکند، به طور قطع، موجب ورود در حوزه  خدا شدن نباشد، و گرنه هر بیانی هم از اهل بیت باشد، چون نزد ذهن او،   با  محکمات معارف ثقلین، سازگاری ندارد، نباید قبول کند و باید نزد خودش   تاویل  کند، همانگونه که به حق، واژه (ید) در قرآن را تاویل میکند، و  هرگز   معتقد  نمیشود که خداوند دست دارد، و لذا برای خیلی از مردم، به جای  اینکه  گفته  شود امام از دل شما خبر دارند، میگویند: خدا از آنچه در  دل  شماست به  امام  خبر میدهد.
 
  به هرحال امیرالمؤمنین ع نزد شیعه، اینگونه فرمانروای هستی هستند که خانه     ایشان را آتش میزنند و با ریسمان به مسجد میبرند و خم به ابرو نمیآورند!     فرمانروای دست‌بسته شنیده‌اید؟ فرمانروائی هستند که در محراب مسجد کوفه،     غرق خون بر زمین میافتند! میخواهید بیشتر بگویم؟! آیا اصلا مقامی  بالاتر  از   فرمانروائی برای ما متصور است؟ آیا در یک دانشگاه که اینشتین  تدریس   میکرد،  مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم  الکتاب   را داشتن  بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون  پشتوانه علم،   پشیزی  میارزد؟
 
  بنده به سهم خود، امام صادق را راستگو میدانم، و مطمئن هستم از طریق ضوابط فن، که حضرت قریب به این مضمون فرمودند: (تنوین تنکیر در (علمٌ من الکتاب) میرساند نسبت بین علم آصف بن برخیا نسبت به تمام علم الکتاب، نسبت قطره است به اقیانوس، و بعد با استشهاد به آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، قسم خوردند که تمام علم الکتاب پیش ماست:
 
  الكافي ج‏1/ 257
  ...فأومأ بيده إلى صدره و قال علم الكتاب و الله كله عندنا علم الكتاب و الله كله عندنا.
 
 
  و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،     فرمانروا، خادمین آنها از ملائکة هستند، یا از شیعیان آنها مثل سلمان  هستند    که بعض کارهای او نقل شده است، که حضرت به او فرمودند: ارفق  باخیک! یعنی    ابوذر، و یا در مدائن، با سنگ ترازوی قصاب، او را حاضر  میکند و....
 
  اما باز تکرار میکنم که اگر کسی هر کدام از اینها را تصور کند میگوید پس     خداست هر کس اینها را دارد، بر او حرام است چنین امری را معتقد شود، باید     صبر کند تا پیکره معارف او، رخش شود، و رخش میباید (تا) تن رستم کشد!
 
  .
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
 بنا براین در آخر اعتراف کردید که علی در نزد شما ازخداوند مقامی بالا تر دارد ولی خدا نیست
 
  چون خود خداوند خودرا فرمانروای هستی معرفی کردند و شما هم گفتید
  و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است
 
 hosyn
 نقل قول:hosyn
 در اصل توسط hosyn نوشته شده است                
 دوست گرامی، اگر مقصود از بحث این است  که از من  اعتراف بگیرید، بیایید همین الان برویم یک سند محضری به شما بدهم  که من  محکوم هستم و اعتراف کردم و شما پیروز هستید، برای بنده مشکلی  نیست.
 
  دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن     نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود     قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟
 
  پادشاه بالاتر است، یا پادشاه کننده همه پادشاهان؟ و قٰرآن کریم منافاتی     بین اینها نمیبیند، در عین حالی که مالک المک، بالاتر از نفس ملک است. و     الله العالم
  .
 
 hosyn
 تفاوت مراتب بین صفات و اسماء الهیه، مطلبی بدیهی و همه کس فهم است، آیا آیه شریفه: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم، بالاتر است یا آیه شریفه: هو اعلم بکم اذ انشأکم من الارض و اذ انتم اجنة فی بطون امهاتکم فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؟
 
 اما خدا که چند خدا نیست، صفات او و مظاهر آنها، دارای مراتب است، خدای پادشاه جهان، با خدای پادشاه کننده همه پادشاهان، از نظر رتبه صفتی، یکی نیستند، خدای قادر مطلق با خدای خالق مطلق، در یک رتبه صفتی نیستند، چون تا    قادر مطلق نباشد نمیتواند خالق مطلق باشد، خدای عالم مطلق بالاتر است از    حیث صفتی از خدای پادشاه مطلق، چون تا علم مطلق نداشته باشد نمیتواند    پادشاهی مطلق کند، هر چند خدا، چند خدا نیست، و این مطالب ابهامی ندارد که    مجوز ظلم به دیگری باشد، اعدلوا هو اقرب للتقوی!
 معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست - صفحه 13 - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان
 پست 158
 
 
 
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
  اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
  قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
  یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
 

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #1 : ژانویه 03, 2018, 07:46:32 am »
پست 917
 http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=62
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
 جناب حسین عزیز ادب شما جای قدردانی دارد
  در باره مطلبی که گفتید سوالی داشتم
  این را باید درنظر گرفت سخن ما برسر فرمانروایی هستی علی بود
  شما گفتید .
 
  آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟
 
  و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،
 
  انیشتن در این مثال به چه منظور بود رئیس دانشگاه چطور ؟
  و یا این علم جامع و کامل به قر آن منظور کیست که از فرمانروای کل عالم(خداوند) بالاتراست ؟
 
  باتشکر
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
 در باره مطلبی که گفتید سوالی داشتم
  این را باید درنظر گرفت سخن ما برسر فرمانروایی هستی علی بود
 
 hosyn
 همینطور است، أحسنت! نکته درستی گفتید، سخن ما بر سر فرمانروایی علي ع بود، یعنی مقایسه دو علي، علي فرمانروای عالم، و علي عالم به قرآن، خواهش میکنم دوست گرامی، دوباره با دقت به عبارت من نگاه کنید ببینید سخن   من بر سر فرمانروائی حضرت بود و عالم به کتاب بودن حضرت، که گفتم بالاتر   بگویم، نه بر سر مقایسه خدا و حضرت.
 
 اگر سخن بر سر مقایسه فرمانروائی خدا با فرمانروائی حضرت علي ع باشد که تصریح کردم فرمانروائی حضرت صفر محض است:
 hosyn
 نقل قول:hosyn
 در اصل توسط hosyn نوشته شده است                
 بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین   را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی،  منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است،  شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!
 
  ...
 
  بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین   یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای  بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده،  و هر لحظه بخواهد میگیرد،
 
 hosyn
 با این توضیح سراغ قسمت بعدی عبارت شما میرویم:
 
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
 شما گفتید .
 
  آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟
 
  و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،
 
  انیشتن در این مثال به چه منظور بود رئیس دانشگاه چطور ؟
 
 hosyn
 خواهش کردم دوست گرامی، دوباره عبارت من را نگاه کنید، واضح است که  مقصود از اینشتین در این مثال: علي عالم به کتاب است، و منظور از رئیس دانشگاه،   علي فرمانروای هستی است، و بنده عرض کردم کدام بالاتر است؟ علي فرمانروا   بالاتر است یا علي عالم؟ و لذا استشهاد کردم که فرمانروا مثل سلمان است،  و  سخن بر سر خدا نبود و نیست، شما سخن را بر سر مقایسه فرمانروائی خدا   بردید! چیزی که اصلا جای مقایسه نیست، مگر دامن پادشاه مثال  نزدم؟ آیا   میتوان گفت وقتی کسی دامن پادشاه میگیرد در نزد او الآن واقعا  پادشاه   بالاتر است یا پارچه دامن او که آن را گرفته است؟ ای وای! شاید این  پارچه   نزد او بالاتر از خود شاه است! چرا؟ چون با وجود خود شاه، این پارچه  را   محکم چنگ زده است!
 
 بنده به سهم خودم با دو ضمیر جالب در قران کریم برخورد کردم، یکی از آنها احتمال آوردن ضمیر مذکر (هم) برای وسیله مؤنث است: اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیلة ایّهم أقرب و یرجون رحمته و یخافون عذابه، خدا میداند چقدر کتب تفسیر را مراجعه کردم تا به یک وجه خاطر جمع برسم، و    تعصبی هم در بحث‌های توسل ندارم، واقعا میخواهم معنای آیه واضح شود، آیا    ضمیر هم به چه چیز برمیگردد؟
 
 
 
 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و  نوشته شده است                
 و یا این علم جامع و کامل به قر آن منظور کیست که از فرمانروای کل عالم(خداوند) بالاتراست ؟
 
 
 
 hosyn
 آخر این چه حرفی است؟ آیا کسی که علم جامع و کامل به قرآن دارد، از  خود نازل کننده قرآن بالاتر میشود؟! کسی که علم جامع و کامل به قرآن را خدا  به او داده است، از کسی که فرمانروائی عالم را خدا به او داده است، برتر و بالاتر است، و این مطلب پوشیده و یا مشکلی نیست دوست گرامی.
 
 
 __________________
 
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
  اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
  قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
  یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #2 : ژانویه 03, 2018, 07:48:08 am »
                     پست 924
 
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و  نوشته شده است                                      
 بنده  در اینجا قصد دارم  به ترتیب پاسخ مطالبی را که در بالا نوشته ای بدهم نه بخاطر اینکه می خواهی اجازه نفس کشیدن را از من سلب کنی  چون قویاً معتقدم شما حتی مالک  یک سرما خوردگی ساده برای خودت نیستی  تا چه رسد به موت و حیات من.
 هر کسی علاقه مند باشد می تواند در این بحث شرکت کند منتهی به شرط آنکه:
 
 1- هیچگاه فحش ندهد  و ناسزا نگوید و حرمت گفتمان را زیر پا نگذارد.
 
2- فقط به قرآن اعتصام  و احتجاج کند چون بنده هیچ سندی  را عیر قرآن حجت نمی شمارم. 3- اگر پاسخ سئوالش داده شد دو باره آن را تکرار نکند بلکه علت اشتباه بودن پاسخ را بطور مستدل بنویسد.
 4- اگر آیه ای را به عنوان دلیل قید می کند باید نشان دهد از روی تحقیق است نه تقلید . لذا باید درباره  آن  توضیح بدهد و دقت کند حتی الامکان توضیحش  همخوان با متنی باشد که آیه در آن قرار گرفته .
 5- برای جلوگیری از گسترده شدن بحث از پاسخ جمله به جمله پرهیز کند مگر اینکه طرف مقابل از او بخواهد.[/b]
[/font][/i]
 
 hosyn
 خوب دوست گرامی، بنده برای اینکه محوریت تواتر را در قرآن کریم نشان دهم، چند بار پرسیدم و جواب ندادید، آیا شما اول سوره مبارکه یس را یاسین میخوانید یا یس ؟
 
 آیا این سؤال ساده‌ای نیست؟ آیا یک کلمه جواب بیشتر دارد؟ اما چون شالوده حرف‌های شما را خراب میکند حاضر به پاسخ دادن آن نیستید.
 
 دوستان عزیز، هر کس در سراسر قران کریم، که ده‌ها مورد موجود است، میتواند شاهدی بیاورد که: تا تلاوت و خواندن سینه به سینه نباشد ممکن نیست از قرآن   حرف زد، بیاورد، و مرتب نزد ایشان تکرار کند تا ببینیم خلاصه ایشان با   تواتر شنیدنی سینه به سینه قرآن چه میکند؟
 
 خصوصا مصحف عثمان که به خط کوفی بوده و الآن هم به خط عثمان طه بازنویسی طبق خط رایج شده و رسم الخط آن را مسلمان و کافر میبینند که ظاهر کلمه اصلا ربطی به آنچه مسلمین قرائت میکنند ندارد، ولی هیچ کس شک نمیکند که مثلا کلمه سماوات هرگز سموت نیست مثل خروج، و اساسا اعراب‌گذاری در قرآن کریم، همه جا خود را نشان میدهد.
 
 سؤال:کلمه یس را یاسین[/size] میخوانید یا مثلا یِسْ[/size] ؟ و چرا؟
 
 
 __________________
 
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #3 : ژانویه 03, 2018, 07:49:22 am »
پست 929

 نقل قول:
 در اصل توسط    ghanetغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران وghanet نوشته شده است                

« یس » جزء حروف مقطعه است و یک کلمه معنی دار نیست و فرقی ندارد  که آن را یاسین بخوانی یا یس شما هر طوری که بخوانی درست است چون به جایی بر نمی خورد و بر چیزی تأثیر نمی گذارد و مهم همین است. اما کلمه سماوات معنی دارد و متأثر از کلماتی است که در اطراف آن قرار گرفته اند بنابر این نمی توان آن را به هر صورتی تلفظ کرد درست مانند یک پازل که   در آن هر برگه ای باید با سایر برگه ها همخوانی داشته باشد.[/b][/font][/i]

hosyn
۱-
1-خوب، بحمد الله بر مبنای شما، تلفظ یس که فرقی نمیکند و همه صحیح است، به دو دوست این انجمن هم بگویید از این پس یکی از آنها یِس بخواند و دیگری یَس، و خود شما هم یُس!، ببینید روش شما، کار را به کجا میرساند!

۲- اما کلمه سموت، پس در آیه ۲۹ سوره بقره الف ندارد: سموت، و همین کلمه در آیه ۱۲ سوره فصلت الف دارد: سموات، پس نمیتوان از پیش خود هر چه خواست خواند، فوق مطلب این است که به قول شما، پاذل گونه نگاه کرد، خوب! کلمه سموت، جمع سمت است، و عربی فصیح است، به کتب لغت مراجعه کنید ببینید، چه مانعی دارد در این پازل، کلمه (سماء) (السماء) به معنای آسمان باشد، ولی اساسا جمع سماء   در قرآن نیامده باشد، و هفت آسمان از دین مادری باشد که متاثر از هیئت   بطلیموس است، هر جا کلمه (سموت) (السموت) آمده، به معنای هفت جهت و هفت وجه   باشد، شاهدش در آیه دیگر: و لقد خلقنا فوقکم سبعطرائق، طریقه همان جهت و سمت است، یعنی خداوند زمین و هفت جهت را آفرید، کجایش با  پاذل مشکل دارد؟ و همچنین در سوره فصلت که الف دارد، جمع سموّ است، یعنی  علو و برتری، هفت برتر را آفرید، کجایش مشکل دارد؟ چرا خود را ملزم میدانید  حتما (سماوات) بخوانید، و به معنای هفت آسمان بگیرید؟ و حال آنکه خودتان در کتاب خدا دست برده چیزی بر آن افزودید؟!

سؤال: آیا به دوستان خودتان اجازه میدهید از این پس کلمه سموت را همینطور سموت بخوانند و سماوات نخوانند، چون کاملا معنای مناسبی در پازل دارد؟ آیا تغییر دادن کتاب خدا، از دین مادری نیست؟ به چه   مجوزی سموت را سماوات میخوانید؟



اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #4 : ژانویه 03, 2018, 07:50:04 am »
 
پست 931
 
 http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155542&page=63
 
 نقل قول:
                 در اصل توسط abotorab نوشته شده است                
 حال به نظر شما معنای دقیق جهات هفت  گانه چیست  ؟ چون ما اگر تمام جهات اصلی و فرعی را درنظر بگیریم به هشت جهت  میرسیم  که اگر بالا و پایین را هم به آن اضافه کنیم به عدد ده میرسیم که در  و اگر جهات اصلی را درنظر بگیریم به عدد چهار میرسیم و اگر جهات اصلی یا  فرعی را بعلاوه ی پایین و بالا کنیم به عدد شش میرسیم که در هر حالت مجموع  جهات هفت نمیشود .
 
 hosyn
  جواب بسیار واضح است! حتی یک در میلیون احتمال اینکه کلمه سموت، سموت  مثل  خروج خوانده شود نیست! قطعا و صد در صد قرائت آن سماوات است! چرا؟ چون   تواتر نوشته سموت به مراتب ضعیف‌تر از تواتر قرائت سماوات است، اگر قرآن   چاپ سلطانی و یا سایر چاپهای قبل از عثمان طه را ملاحظه کنید، همه سماوات   نوشته است، و عثمان طه از روی کتب علوم قرانی، سعی کرده مثل خطاط عثمان   خلیفه سوم، مصحف را بنویسد، یعنی رسم الخط قدیم را احیاء کرده است، ولی احد   الناسی شک ندارد و احتمال نمیدهد که در طول تاریخ قرآن کریم، کسی قرائت   کرده باشد: سموت مثل خروج، و همین تواتر سمعی است که این کاربر از آن فرار   میکند، و بنده خواستم بگویم ممکن نیست آن را انکار کرد، و گرنه باید سموت   مثل خروج بخوانید که کسی شک در عدم صحت این قرائت ندارد.
 
  و اما جهات هفت گانه، پس مانعی ندارد، چون جهات ستّ، یعنی جهت‌های شش گانه   که از قدیم در کتب علمی معروف بوده است، جلو و عقب و راست و چپ و بالا و   پایین، و یک جهت دیگر به آن افزوده میشود که جهت ترکیبی است که با درجه   زاویه از مبدء مثل مختصات قطبی تعیین میشود.
 
 __________________
 
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #5 : ژانویه 03, 2018, 07:50:52 am »
پست 934
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=63
 نقل قول:
 در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران وghanet نوشته شده است                
 نوشته شده است                
در اینجا بحث بر سر معناست نه لفض من با الفاض کاری ندارم. اگر مطلب بنده را بدقت خوانده بودید متوجه منظورم می شدید.
دوباره می گویم: چون کلمه یس یک کلمه معنادار نیست و حروفی بهم چسبیده است لذا آن را به هر طریقی که تلفظ کنیم در معنایش فرقی ایجاد نمی شود .




یعنی در این دو آیه هیچ شاهد و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد منظور الله سموات است نه سموت؟!




اجازه دوستان من دست بنده نیست هرکسی خودش می تواند بخواند ، تفکر کند و تصمیم بگیرد اما تقلید هرگز! من خودم هیچگاه سماوات را سموت نمی خوانم چون به مفهوم جایگاه آن در آیه می نگرم نه بصورت انتزاعی و منفرد.[/b][/font][/i]

hosyn
 دوست گرامی، همانطور که عرض کردم، اگر از شنیده‌ها صرف نظر کنیم، شما از کجا دو الف به سموت در قرآن اصافه میکنید؟ در صورتی نگرش جایگاه کلمه در آیه، خوب است که چیزی بر کلمه قرآن از نزد خود افزوده نشود.

سؤال: از کجا مجاز هستیم که دو الف به کلمه سموت در قران اضافه کنیم و سماوات بخوانیم در حالی که اصلا به شنیده‌ها اعتباری نداری
 __________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #6 : ژانویه 03, 2018, 07:51:48 am »
پست 935

 نقل قول:
 در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
دوست گرامی این سخن شماست نه من
و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،


ما تنها خداوند را فرمانروای کل هستی می دانیم وقتی می گویی علم کامل وجامع قرآن از فرمانروای کل عالم بالاتر است

اگر فرمانروای کل عالم را خداوند تصور نکنیم پس چه کسی را فرمانروای کل عالم بدانیم ؟
اگر بگویی تشبیه است که تشبیه اشتباه و شرک آلودی است ؟
شما اگر می شود بدون اینکه زیادمطلب را کش بدی بطور روشن ودر یک کلام بگو علی فرمانروای هستی است یا نه چون شما بازهم متاسفانه دوپهلو سخن گفتید فقط   یک بله یا خیر

hosyn
 دوست گرامی، وقتی شما سخن را بر سر فرمانروا بودن خدای متعال بر عالم  هستی میبرید، به هیچ وجه کس دیگری فرمانروا نیست، اینجا کلام دو پهلو چه  معنا دارد؟! وقتی خدا فرمانروا است محال است امیرالمؤمنین ع هم فرمانروا باشند،  زیبایی امیرالمؤمنین ع که همه راعاشق خود میکند این است که وقتی خدا  مطرح  است سر سوزن و یک میکرون و میلیاردم میکرون، خودنمایی ندارد، علي ع  اگر  خدا را مطرح میکنید فانی محض و لیس تامه است، بلکه وقتی پیامبر خدا ص  مطرح  هستند حضرت میگویند: أنا عبد من عبید محمد .       


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #7 : ژانویه 03, 2018, 07:52:38 am »
پست 938

 نقل قول:
 در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
پس شما با سخن دوستتان  ابوتراب که گفتند
ولله ملک السماوات والارض
میفهمیم خداوند اگر بخواهد که خواسته میتواند ولایت بر ملک خویش را ( که شامل تمام جهان هستی است )[/size]به علی ابن ابی طالب و ائمه ی معصومین از ذریه ی او ( صلوات الله و سلامه علیهم ) بدهد که داده است[/size] . [/i]
والله بکل شی قدیر
مخالفید
http://www.iranclubs.org/forums/show...postcount=1267

hosyn
 دوست گرامی، چرا مثل بچه‌ها بحث میکنید و حرف میزنید؟! اگر خدا  بخواهد شخصی را همه کاره کند چه ربطی به شرک دارد؟ خدا به کافر میفرماید: الم تر الی الذی حاجّ ابراهیم فی ربه أن آتاه الله الملک ... فبهت الذی کفر! آیا این آیه، خدا را از فرمانروائی در منطقه فرمانروائی آن پادشاه کافر، منعزل میکند؟! این است درک شما از توحید و شرک؟! مرحبا! وقتی حضرت سلیمان ع   میگویند: هب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی، یعنی در محدوده آن ملک، خدا دیگر فرمانروا نیست؟! یعنی دعا و درخواست شرک   آلود کردند؟! ما شاء الله به این توحید و شرک! ما شاء الله

 __________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #8 : ژانویه 03, 2018, 07:54:27 am »
پست 940
 قل قول:    
 در اصل توسط طارق  همانغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است                
شما حتی پایبند سخن خود نیستی

سخن بر سر فرمانروای هستی است آن وقت شما فرمانروایی زمینی را حجت قرار می دهید ؟
اگر شما مثل اگر معاصرین پیامبر است که می گفتند

وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ35نحل
و مشركان گفتند: اگر خدا مى‏خواست، نه ما و نه پدرانمان چيزى غير از او را نمى‏پرستيديم و بى‏خواست او چيزى را حرام نمى‏كرديم. كسانى كه پيش از آنها بودند نيز چنين كردند، ولى آيا پيامبران وظيفه‏اى جز ابلاغ آشكار بر عهده دارند؟

hosyn

 دوست گرامی، آیا زمین جزء هستی نیست؟! فرمانروای زمینی شرک نمیشود  ولی غیر زمینی شرک میشود؟! عرض کردم ما شاء الله به این توحید و شرک!

 آیا آیه شریفه: و اذا رأیت ثمّ رأیت نعیما و ملکا کبیرا، که مربوط به بهشت است، شرک است؟ چون و في السماء رزقکم و ما توعدون، چون در آسمان است پس ملک کبیر آنجا شرک است؟!

 آیا فالمدبّرات أمرا، که صریح آیه قرآن است زمینی است؟! آیا شرک است؟!

 و اما (اگر ما) خیلی با (اگر مشرکین) تفاوت دارد، آنها کار خودشان را که اختیارا شرک میورزیدند به مشیت خدا گره  میزدند بدون اینکه بفهمند چه میگویند، مثل کسی که دزدی میکند و میگوید:  اگر خدا میخواست دزدی نمیکردم! اما (اگر ما) تنها  و تنها واگذار فعل خود خداوند متعال میکند، میگوید: اگر خدا بخواهد میدهد،  نه اینکه اگر خدا بخواهد من چنین میکنم، یا چنان نمیکنم.

 علاوه همین شخص اگر به محتوای سخنش معرفت داشت که یعنی چه اگر خدا نمیخواست من دزدی نمیکردم یا مشرک نمیشدم، قرآن او را تایید میکند، مشکلی که قران با آنها دارد اینکه نمیفهمند چه میگویند، آنها میخواهند از خود سلب مسئولیت  کنند و هیهات!:

وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ (الزخرف 20)

سَيَقُولُ الَّذينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا  آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذينَ مِنْ  قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ تَخْرُصُونَ (الأنعام 148)

 و گرنه مکرر خود قران کریم عین حرف آنها را میگوید، اما خدا و پیامبرش و مؤمنین، معنای این کلام را از روی یقین میدانند و معرفت صحیح دارند:

وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ (الأنعام 107)

وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ (يونس 99)

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ  الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ (الأنعام 112)

وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ  شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ (الأنعام 137)


 __________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

آفلاین محمد مهدی 121

  • ناظر
  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 600
پاسخ : امیر وفرمانروای هستی
« پاسخ #9 : ژانویه 03, 2018, 07:55:25 am »
پست947

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=64

 نقل قول:
 در اصل توسط طارقهمانغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران نوشته شده است                
دوست گرامی بحث بر سر فرمانروایی هستی است که خداوند می فرمایند
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا2

همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در [/color]فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.[/color][/i]

وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا3
و [مشركان] به جاي او معبوداني اختيار كرده اند كه چيزي را نمي آفرينند و خود آفريده مي شوند، و براي خودشان مالك زيان و سودي نيستند، و قدرت و تسلطي بر مرگ و حيات و برانگيختن پس از مرگ   ندارند،
اگر دلیلی از قرآن  دارید که فرمانروایی هستی را به کسی داده باشد توجه کن فرمانروایی هستی نه پادشاهیی زمینی را بیان کنید ؟

hosyn


اولا: بحث بر سر این است که کسی که بگوید  خدا به کسی فرمانروائی هستی داده مشرک است یا خیر؟ اما آیا عملا داده یا  نداده حرف دیگری است، نباید مخلوط کرد، شما اینجا گروه عظیمی را مشرک  مینامید، و بحث بر سر این است که اینها هر چند حرف ناصحیح بگویند خلاصه  مشرک هستند یا خیر؟ با فرض اینکه تاکید میکنند خدا خودش داده.

ثانیا: اگر دلیل قرآنی واضح داشت که این همه اختلاف نبود، بلی بسیاری مطالب بلند معارف را قرآن کریم با اشاره میفرماید و روزی که نور قرآن ظهور کرد تمام این اشاره‌ها معلوم میشود ولی فعلا خیر، مثلا میفرماید: و لله المثل الاعلی، خداوند مِثْل ندارد اما مَثَل دارد، مفسرین و مترجمین، مَثَل را صفت معنا میکنند، مانعی ندارد اما دقیقا صفت نیست، این یک اشاره است تا روزی که محتوای عینی خود را نشان دهد.



 نقل قول:
 در اصل توسط طارق همانغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران نوشته شده است                
این اگرها که می گوئیم باید منطقی و دلیل محکمی ازجانب خداوند داشته باشیم

hosyn
 دلیل منطقی از ناحیه خداوند متعال برای اگر با دلیل از ناحیه او برای  تحقق عینی فرق میکند، دلیل محکم از ناحیه خداوند متعال برای اگری که من  گفتم آیه شریفه : یفعل ما یشاء است، این یعنی  چه؟ یعنی هر کاری بخواهد میکند، پس اگر خواست و فرمانروائی هستی را به یک  نفر داد چه مشکلی است؟ و این آیه هم دلیلش که اگر بخواهد میدهد و کسی نمیتواند  جلوی او را بگیرد، هر چند دیگری میتواند حسودی کند که اهل البیت ام یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله را اشاره کردند.

 با خدا دادگان ستیزه مکن ---- که خدا داده را خدا داده


 نقل قول:
 در اصل توسط طارقهمانغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران نوشته شده است                
مثل این است که کسی خود را از ساختمان  بیست طبقه به پائین پرت کند و بگوید  اگرخداوند بخواهد سالم به زمین می رسم  خداوند به انسان عقل داده  که بادلیل  ودانش محکمی کاری را انجام دهد

hosyn
 دوست گرامی، چرا تکرار؟ چرا عمر تلف کردن؟ میگویم (اگر) را برای کار اختیاری خودمان به کار نبرید، و مثال دزدی زدم و تفاوت را عرض کردم، ولی دوباره مثال خود را پرت کردن میزنید، مثال آصف بزنید که خدا چیزی به او داده که در طرفة العین تخت بلقیس را از فرسنگها میآورد، آیا این فرمانروائی نیست؟ خوب! تا کجا برویم جلوی خواست خدا گرفته میشود؟ اگر خدا بخواهد و به  آصف، بیشتر از این بدهد چه چیز مانع اوست؟ همینطور قدم به قدم در دار هستی  جلو برویم، کجا میرسیم که شما بگویید اینجا دیگر خدا نمیتواند به او فرمانروائی بدهد؟!

 نقل قول:    
 در اصل توسط طارق همانغانت هالک ملحد   کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی  شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری  ورسالت وهدایت مردم ایران نوشته شده است                
مشركان  خواهند گفت: اگر خدا مى‌خواست، ما و پدرانمان مشرك نمى‌شديم و چيزى  را  حرام نمى‌كرديم. همچنين كسانى كه پيش از آنها بودند پيامبران را تكذيب   كردند و خشم و عذاب ما را  چشيدند. بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما   آشكار سازيد. ولى شما،  تنها، از گمان خويش پيروى مى‌كنيد و گزافه‌گويانى بيش نيستند.148
اگر توجه کنید خداوند می فرمایند که اینها فقد از گمان خود پیروی می کنند گمان می کنند که خواست خداوند است

مگر غیر از این اس که خداوند می فرمایند دین به اجبار نیست
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ256

hosyn
 پس معلوم شد که (اگر ما) ربطی به (اگر مشرکین) ندارد، که گفتید: (اگر  شما مثل اگر معاصرین پیامبر است که می گفتند) چون اگر ما ربطی به کار اختیاری  خود فرد ندارد، بلکه صرفا مربوط به خواست خود خداوند است.

 __________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

کلیدواژه ها: