نویسنده موضوع: بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷  (دفعات بازدید: 312 بار)

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 136
بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷
« : سپتامبر 27, 2018, 07:45:07 pm »
چهارشنبه ۱۳۹۷/۷/۳
  • از کتاب روض الجنان مطالبی نقل شد و گفته شد که 4 جور قبله واضح داریم: بلادی که قبله آنها، نقطة الجنوب است. بلادی که قبله آنها نقطة الشمال است که این دو جور، در نصف النهار با مکه برابرند. و اما بلادی که عرض جغرافیایی آنها با مکه برابر است نیز دو دسته می‌شوند.
  • چهار دسته دیگر از بلاد داریم که بین قرار می‌گیرند.
  • توضیحات مختصری درباره دایره هندیه.
  • ادامه از بهجة الفقیه:
إلىٰ أن قال بعد ذكر قسمة كلّ قوس من الأربعة التي بين الجهات، بتسعين قسماً، لتصير الدائرة ثلاثمأة و ستّين قسماً، كما هو المفروض في قسمي الطول و العرض-:
  • (متن از قدری بعدتر:
و لنمثّل لقبلة بلدنا مثالًا، ليتّضح لك بالعيان، مرتّباً علىٰ ما قرّرنا من المقدّمات، و نتبعه بما استدركناه في الجهات، فنقول: طول «دمشق» من البحر الغربي [از قدیم، محاسبه طول جغرافیایی یک امر قراردادی بوده. از دید آنها، ربع مسکون نصف کره را در بر می‌گرفته. در بین غربی‌ها مثل یونانی‌ها می‌گفتند که از طرف چپ که غرب می‌شده، آخرین نقطه خشکی را مبنا قرار می‌داده‌اند ولی علمای مشرق، از اولین نقطه شرق در خشکی شروع می‌کرده‌اند. ایرانیان، میانه کل آن 180 درجه را مبنا قرار می‌داده‌اند. اینکه شهید از غرب مبنا را گفته، بخاطر تراث هیئت قدیم بوده که از یونان آمده] 60 درجة، و عرضها ثلاث و ثلاثون و نصف، فهي أعرض من «مكّة»، و «مكّة» أطول منها، فهي [دمشق] إذن غربيّة شماليّة؛ فيكون سمتها [سمت مکة] خارجاً بين نقطتي الجنوب و المشرق.)
«فإن كانت «مكّة» أطول من البلد المطلوب سمت القبلة فيه و عرضها أقلّ من عرضه، بأن يكون البلد غربيّاً شماليّاً من «مكّة» كبلدنا [یعنی در بلاد شامات]، تَعُدّ من محيط الدائرة الهنديّة مبتدءاً من نقطة الجنوب بقدر فضل ما بين الطولين إلى المشرق، و من نقطة الشمال مثله إلى المشرق أيضاً، و تصل ما بين النهايتين بخط مستقيم، ثمّ تعدّ من نقطة المشرق إلى الجنوب بقدر ما بين العرضين، و من نقطة المغرب مثله، و تصل ما بين النهايتين بخط مستقيم، فيتقاطع الخطّان لا محالة، ثمّ تخرج من مركز الدائرة خطّاً مستقيماً مارّاً بنقطةِ تقاطعهما و توصله إلىٰ محيط الدائرة؛ فذلك الخطّ سمت قبلة البلد. و القوس التي بين طرف الخط المنتهى إلى المحيط و نقطة الجنوب، هو قدر انحراف سمت القبلة في ذلك البلد عن نقطة الجنوب نحو المشرق.
(متن مثال از ادامه:
و طول «البصرة» 75، و عرضها قريب من عرض الكوفة، فهي إذن محتاجة إلى زيادة تقريب [تقریب الی نقطة الجنوب]، و اعتبر باقي البلاد بهذا التقريب، و اللّٰه الموفّق.)
(کل عبارات خوانده نشد اما مطلب گفته شده:)
و إن كان طول «مكّة» و عرضها أقلّ من طول البلد المطلوب سمت القبلة فيه و عرضه، بأن يكون البلد شرقيّاً شماليّاً من «مكّة» كأكثر «العراق» و جميع «خراسان» و ما والاها، فعُدّ من الدائرة من نقطة الجنوب إلى المغرب بقدر فضل ما بين الطولين، و من نقطة الشمال مثله، و تصل ما بين النهايتين كما مرّ، ثمّ عدّ من نقطة المغرب إلى الجنوب بقدر ما بين العرضين، و من نقطة المشرق مثله، و تصل ما بين النهايتين أيضاً، و أخرِجْ من المركز خطّاً مارّاً بنقطة التقاطع إلى المحيط، فذلك سمت قبلته.
و إن زادت «مكّة» عن البلد طولًا و عرضاً، بأن كان غربيّاً جنوبيّا، فعدّ من نقطتي الجنوب و الشمال إلى المشرق، و من نقطتي المشرق و المغرب إلى الشمال، و تعمل كما مرّ. و إن كانت «مكّة» أعرض من البلد و هو أطول منها، بأن كان شرقياً جنوبيّا، فعدّ من نقطتي المشرق و المغرب إلى الشمال. و لا يخفىٰ عليك باقي العمل إذا تدبّرت ما أسلفناه.
و لنمثّل لقبلة بلدنا مثالًا، ليتّضح لك بالعيان، مرتّباً علىٰ ما قرّرنا من المقدّمات، و نتبعه بما استدركناه في الجهات، فنقول: طول «دمشق» من البحر الغربي [از قدیم، محاسبه طول جغرافیایی یک امر قراردادی بوده. از دید آنها، ربع مسکون نصف کره را در بر می‌گرفته. در بین غربی‌ها مثل یونانی‌ها می‌گفتند که از طرف چپ که غرب می‌شده، آخرین نقطه خشکی را مبنا قرار می‌داده‌اند ولی علمای مشرق، از اولین نقطه شرق در خشکی شروع می‌کرده‌اند. ایرانیان، میانه کل آن 180 درجه را مبنا قرار می‌داده‌اند. اینکه شهید از غرب مبنا را گفته، بخاطر تراث هیئت قدیم بوده که از یونان آمده] 60 درجة، و عرضها ثلاث و ثلاثون و نصف، فهي أعرض من «مكّة»، و «مكّة» أطول منها، فهي [دمشق] إذن غربيّة شماليّة؛ فيكون سمتها [سمت مکة] خارجاً بين نقطتي الجنوب و المشرق. و طول وسط «العراق» ك‍ «الكوفة»، و «بغداد» 79 درجة محدودة الدقائق، و عرضها 32، فهي إذن شرقيّة شماليّة فسمتها غربي جنوبي. و طول «البصرة» 75، و عرضها قريب من عرض الكوفة، فهي إذن محتاجة إلى زيادة تقريب، و اعتبر باقي البلاد بهذا التقريب، و اللّٰه الموفّق.
شنبه ۱۳۹۷/۷/۷
  • نکاتی در مورد تعارض حال شخص با عدد و ذکر منصوص که لازم است توجه شود که منصوص ممکن است یک نحو قید لبی نسبت به حال شخص داشته باشد
  • بحث لباس مشکوک از جمله دقیق‌ترین مباحثی است که بعد از میرزای شیرازی بسیار به آن توجه شده و رساله‌های متعددی برای آن نگاشته شده
  • در مورد دایره هندیه ممکن است بخاطر پیاده کردن در سطح مسطح که تناسب در آن برقرار می‌شود، دچار اندک تقریبی باشد
  • ادامه از بهجة الفقیه:
[الأمر الثالث] استحباب التياسر لأهل العراق و ما فيه‌
و أمّا استحباب التياسر لأهل العراق كما حكىٰ عن المشهور، فقد مرّ وجه الإشكال الثبوتي فيه [ص188]؛ فإن صح ما حُكي عن العراقيّين من العامّة أنّهم يتيامنون عن قبلة‌
بهجة الفقيه، ص: 194‌
المساجد المعروفة كمسجد الكوفة، و أنّ انحرافهم إلى اليمين ليس لوجه صحيح، فالمطلوب التياسر عن جهة تيامنهم، لا عن القبلة في العراق.
نعم، حيث يمكن الاعتذار عندهم [عند العامة] بأنّ الحرم في يسار الكعبة ضِعْفَه [ضعف الحرم] في يمينها، فهو موافقة للواقع مع التقيّة في الاعتذار. و عدمُ وجوب ذلك مع أنّ اللازم، على ما ذُكر، الوجوب لا الندب لمكان عدم اطّراد الإمكان، فيكون كالصلاة لا متكتّفاً معتذراً بأنّه مالكي [اما در همانجا هم در جایی که امکانش نباشد، تکتف می‌شود]؛ لكن ظاهر الفتاوىٰ استحباب التياسر عن القبلة لا عن قبلتهم.
و مثل ذلك ما عن «المجلسي» قدس سره من: «أنّ مساجد العراق القديمة كمسجد الكوفة، و السهلة، و يونس، مبنيّة على التيامن عن القبلة بحسب ما ترشد إليه قواعد الهيئة، و البناء في زمن خلفاء الجور، فأمرنا بالتياسر للاستقبال بتعليل فيه التقيّة عن العلّة الواقعيّة».
و هذا مبني علىٰ تغيير بناء هذه المساجد عمّا كانت عليه في زمان أمير المؤمنين عليه السلام أو أنّه كان يتياسر فيها إلىٰ ما يقارب عشرين درجة، و كلاهما مستبعد جدّاً؛ و إن كان هذا الوجه لو صحّ مفيداً، و لعلّ التفاوت فيها ما يكون بين المنكب [الأیمن] و خلف الاذن اليمنىٰ.
و يمكن للعامّة الاستناد في تيامنهم عن القبلة ببناء هذه المساجد علىٰ هذا الوضع مع كونه متّبعاً لديهم.
لكن لازم الوجهين الوجوب مع الإمكان و عدم التقيّة، لا الندب، فالعبرة بما تقتضيه القواعد، و إلّا فسائر الأمارات.
رمز آن تقیه است، تقیه جمعی برای شیعه اما آنچه که ایشان فرمودند که تقیه نیست، در شرایط فردی است که همان هم ممکن است عوارضی برای او داشته باشد که مثلاً برای فرزندان او این قضیه به شکل وجوب جا بیفتد تا خطر پیش بیاید.
یکشنبه ۱۳۹۷/۷/۸
و الطريق الثاني: ما عن نصير الدين الطوسيّ قدس سره في محكيّ «التذكرة» «1». قال: «إنّ الشمس تكون تارة بسمت رأس مكّة شرّفها اللّٰه تعالى حين كونها في الدرجة الثامنة من الجوزاء، و الدرجة الثالثة و العشرين من السرطان وقت انتصاف النهار [برای مکه]. و الفضل بين نصف نهارها [نهار المکة] و نصف نهار سائر البلدان أن يكون بقدر التفاوت بين‌
______________________________
(1) جواهر الكلام 7، ص 382.
بهجة الفقيه، ص: 195‌
الطولين؛ فليؤخذ التفاوت، و يؤخذ لكل خمسة عشر جزءاً منه [چون در هر 24 ساعت، خورشید به چشم ما یک دور کامل می‌زند، پس هر ساعت 15 درجه می‌شود] ساعةٌ، و لكل جزء أربع دقائق؛ فيكون ما اجتمع، ساعاتِ البُعد عن نصف النهار. و ليرصد في ذلك اليوم ذلك الوقت قبل نصف النهار إن كانت مكّة شرّفها اللّٰه تعالى شرقيّة، أو بعده إن كانت غربيّة، فسمت الظل حينئذٍ سمت القبلة» انتهىٰ.
و قد يستغنىٰ عن معرفة الطولين بما استحدث من سماع الأذان بمكّة بالآلات المستحدثة بعد معرفة التفاوت بين الانتصاف و الزوال، و الانحراف [آیا انتصاف و زوال عدل انحراف هستند در عبارت یا زوال و انحراف، عدل انتصاف هستند؟] في ما بينهما إن كان محسوباً و لو في غير اليومين [یعنی حتی در روزهای دیگری تفاوت بین زوال در مکه و در بلد، اگر بدست بیاید کفایت می‌کند]، ثمّ العمل علىٰ طبق ذلك في الأذان الواقع في أحد اليومين؛ فإنّ المستقبل للشمس حين مسامتتها لمكّة شرّفها اللّٰه مستقبل لمكّة أينما كان المصلّي في الشرق أو الغرب لمكّة شرّفها اللّٰه و تكون الشمس حينئذٍ في الجنوب الشمالي [در دستخط: فی جنوب الشمالی] و في الشمال الجنوبي [در دستخط: فی شمال الجنوبی]. و بعد وضع العلامة في ذلك اليوم في المكان الخاص يعلم قبلة ذلك المكان في كلّ زمان، و في ما وافقه في الطول و العرض.
  • کتاب اصول ریاضی جغرافیای زمین، کتاب خوبی است (انتشارات آستان قدس) و در مورد قبله یابی هم مطالبی دارد و در آنجا بدون آنکه اسم از دایره هندیه بیاورد، به طریق ترسیمی، نحوه به دست آوردن آن را توضیح داده
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


دوشنبه 9/7/1397
بهجة الفقيه؛ ص: 278
[الأمر السادس] اللباس المشكوك كونه من غير المأكول‌
و أمّا الكلام في اللباس المشكوك كونه من غير المأكول، فعن المشهور المنع، و قيل بالجواز، و قيل بالتفصيل، و سيأتي إليها الإشارة و إلى أدلّتها.
صاحب مدارک به مشهور اصحاب نسبت داده‌اند منع را اما اولین کسی که در مورد مشکوک، منع را مطرح کرده، محقق بوده. گاهی پیش می‌آید که نسبت به اصحاب مقصود، از زمان معصوم(ع) تا بعد از آن نیست
مرحوم میرزا محمدحسن شیرازی اولین کسی هستند که حکم را برگردانده‌اند
میرزا محمدحسن آشتیانی رساله ازاحة الشکوک دارند که خلاف نظر مرحوم میرزای شیرازی را تثبیت کرده‌اند و همان نظر مرحوم شیخ انصاری را مطرح می‌کنند.
میرزای نائینی در بحث مطرح می‌کنند که دو نظر وجود داشته که یکی مشهور بوده و دیگری شاذ و خود صاحب مدارک که مقطوع به بین اصحاب گفته بودند در آن خدشه کرده و نظر دیگری دارند و معلوم می‌شود آن قطعی عند الاصحاب که برداشت می‌شود، مقصود صاحب مدارک نبوده
نکته دیگر این است که عبارت محقق در شرایع که اولین جایی است که این مسأله مطرح شده و قائل به منع شده‌اند در بحث خلل در نماز، در خلل عمدی نماز است. خود محقق نسبت به عبارت شرایع، ظاهراً توضیحی ندارند اما در معتبر که شرح مختصر توسط خود ایشان است، عبارتی دارند:
المعتبر في شرح المختصر؛ ج‌2، ص: 81
مسئلة: كل ما يحرم أكله يحرم الصلاة في شعره، و صوفه، و وبره، الا ما تشتبه، و هو قول علمائنا.
این «تشتبه»، یعنی چه؟ آیا یعنی اینکه نمی‌دانیم از چه چیزی است؟
در بیان علماء درباره این بیان فرمایش چیزی پیدا نشد مگر در حاشیه مرحوم آقا جمال بر لمعه که تعبیر الا ما استثنیه که اگر نسخه همین باشد، ربطی ندارد مگر آنکه ایشان هم همان ما تشتبه بوده که بد خوانده شده باشد.
اما اگر در معتبر هم استثنی بوده باشد، چیز دیگری می‌شود کما اینکه در جواهر هم گویا به همین وزان شرح کرده‌اند:
جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌8، ص: 75
... و كذا لا تصح الصلاة في شي‌ء من ذلك لو جعل لباسا أو جزء لباس إذا كان مما لا يؤكل لحمه و لو أخذ من مذكى عدا ما استثني ...
مرحوم حکیم هم در مستمسک می‌فرمایند که این بحث کثرت اهتمام به آن هست
حداقل 5 رساله در نرم‌افزار موجود است: رساله لباس مشکوک میرزا محمدحسن شیرازی، ازاحة الشکوک میرزامحمدحسن آشتیانی (ضمن الرسائل التسع)، لباس المشکوک نائینی، رسالة فی اللباس المشکوک آقا ضیاء و رسالة فی لباس المشکوک مرحوم حجت.
در مقدمه رساله مرحوم حجت آمده که الرشتی هم رساله‌ای دارد که احتمالاً از مرحوم میرزا حبیب الله رشتی باشد

مستمسك العروة الوثقى؛ ج‌5، ص: 326
(مسألة 18): الأقوى جواز الصلاة في المشكوك كونه من المأكول أو من غيره (1)، ...
كما عن جماعة من المتأخرين، منهم المحقق الأردبيلي، و تلميذه في المدارك، و المحقق الخوانساري، و المحدثان المجلسي و البحراني، و النراقيان‌
مستمسك العروة الوثقى، ج‌5، ص: 327‌
.....
في المعتمد و المستند، و هو المشهور بين المعاصرين. خلافاً للمشهور [مشهور اصحاب که تا اینجا به نظر می‌آید مقصود، از محقق به بعد]، بل عن الشافية [مرحوم احمد جزائری که ظاهراً معاصر کاشف اللثام بوده]: نسبته إلى الأصحاب، و عن المدارك: نسبته الى قطعهم، و عن الجعفرية [از نزدیکان صاحب مدارک] و شرحها: «لو جهل من صلى في جلد أو ثوب من شعر حيوان أو كان مستصحِباً في صلاته عظم حيوان و لم يعلم كون ذلك الجلد و ذلك الشعر و العظم من جنس ما يصلى فيه فقد صرح الأصحاب بوجوب الإعادة مطلقاً (يعني: أن الحكم بوجوب الإعادة إجماعي للأصحاب)» و في الجواهر- بعد قول ماتنه في مبحث الخلل: «إذا لم يعلم أنه من جنس ما يصلى فيه و صلى أعاد»- قال (ره) [صاحب جواهر]: «بلا خلاف معتد به أجده، بل في المدارك: هذا الحكم مقطوع به بين الأصحاب».
در رساله مرحوم میرزای شیرازی، اقوال را مطرح نکرده‌اند اما مظنون قوی است که ایشان مفصل بررسی کرده‌اند
سه‌شنبه 10/7/1397
در کتاب بهجة الفقیه ص10 از کتاب ارشاد الجعفریة اسم آورده شده بود
هرچه تحلیل یک مسأله‌ای بیشتر کار ببرد، اختلاف انظار هم در آن بیشتر است
عناصری که در تحلیل موضوع دخیل است باعث می‌شود که هر یک از علماء یک جهتی را در نظر می‌گیرد و جلو می‌رود
مرحوم آقا حکیم در مستمسک در 4 مقام بحث را مطرح کرده‌اند. در مقام اول، این بحث است که بحث لباس مشکوک از ادله استفاده می‌شود که آیا مبتنی بر شرطیت است یا مانعیت؟
هذا، و الذي يظهر من كلام الأكثر أن مبنى المنع و الجواز هو القول بشرطية مأكولية اللحم في لباس المصلي و القول بمانعية محرمية الأكل فيه.
و في المدارك عن المنتهى [این عبارت، اولین عبارت صریح در این فضاست] أنه قال: «لو شك في كون الصوف [در روایات معمولاً تعبیر وبر است و شَعر. معمولاً پشم مال انعام است و ممکن است برای غیرمأکول اللحم‌ها صوف به کار نرود] أو الشعر أو الوبر [کرک؛ موهای بسیار لطیفی است که گرم می‌کند بدن حیوان را در برابر سرما و در زمستان می‌روید و در بهار شروع به ریختن می‌کند. کرک در غیرمأکول‌اللحم‌ها هم هست] من مأكول اللحم لم تجز الصلاة فيه. لأنها [لأن الصلاة] مشروطة بستر العورة بما يؤكل لحمه و الشك في الشرط يقتضي الشك في المشروط» [قاعده اشتغال می‌گوید که باید احراز کنیم]، و موضوع كلامه و إن كان هو الساتر، إلا أن عموم المنع مما لا يؤكل لحمه لما كان عاماً لمطلق اللباس فاذا تأتت استفادة الشرطية منه [من المنع] بالنسبة إلى الساتر جرى الكلام بعينه بالنسبة إلى مطلق اللباس. فتأمل. [بعداً که تفصیل بین ساتر و غیرساتر را مطرح می‌فرمایند وجه تأمل روشن می‌شود]
و كيف كان فالذي ينبغي هو التعرض في الجملة لما يستفاد من كلام الجماعة في المقام من نقض و إبرام، فنقول: الكلام يقع في مقامات.
(المقام الأول) ما هو مفاد النصوص من حيث الشرطية و المانعية ، ...
در مواردی تفاوت بین شرطیت و مانعیت خودش را نشان می‌دهد.
آیا تمکین، شرط است برای نفقه یا نشوز، مانع است؟ کسی که تمکین نکرده ولی ناشزه نیست، اگر شرط وجوب را تمکین بدانیم، می‌توانیم بگوییم نفقه واجب نیست.
آیا داشتن ملکه عدالت شرط است یا فسق مانع است؟
... فنقول: يمكن‌
مستمسك العروة الوثقى، ج‌5، ص: 328‌
.....
بدائياً استفادة الشرطية المذكورة من أمور:
(الأول): قوله (ع) في موثق ابن بكير المتقدم [ص308 همین جلد کتاب. از ناحیه خود ابن بکیر، موثقه شده]: ...
مستمسك العروة الوثقى؛ ج‌5، ص: 308
موثق عبد اللّه بن بكير: «سأل زرارة أبا عبد اللّه (ع) عن الصلاة في الثعالب و الفنك و السنجاب [سنجاب، گوشت‌خوار نیست] و غيره من الوبر، فأخرج كتاباً زعم [که خود حضرت فرمودند از املاء رسول الله(ص) است] أنه إملاء رسول اللّه (ص): إن الصلاة في وبر كل شي‌ء حرام أكله فالصلاة في وبره و شعره و جلده و بوله و روثه و كل شي‌ء منه فاسد لا تقبل تلك الصلاة حتى يصلي في غيره مما أحل اللّه تعالى أكله. ثمَّ قال: يا زرارة هذا عن رسول اللّه (ص) فاحفظ ذلك يا زرارة، فإن كان مما يؤكل لحمه فالصلاة في وبره و بوله و شعره و روثه و ألبانه و كل شي‌ء منه جائز إذا علمت أنه ذكي قد ذكاه الذبح، و إن كان غير ذلك مما نهيت عن أكله و حرم عليك أكله فالصلاة في كل شي‌ء منه فاسد ذكّاه الذَّبح أو لم يذكّه»
« آخرين ويرايش: اكتبر 07, 2018, 06:11:03 am توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 136
پاسخ : بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷
« پاسخ #1 : اكتبر 07, 2018, 08:07:44 pm »
یکشنبه ۱۳۹۷/۷/۱۵
« آخرين ويرايش: اكتبر 16, 2018, 08:58:23 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 136
پاسخ : بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷
« پاسخ #2 : اكتبر 22, 2018, 08:16:02 pm »
شنبه ۱۳۹۷/۷/۲۸
« آخرين ويرايش: نوامبر 17, 2018, 08:27:16 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 136
پاسخ : بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷
« پاسخ #3 : نوامبر 18, 2018, 07:47:41 pm »
یکشنبه ۱۳۹۷/۸/۲۷(تذکر: از جلسه ۲۸، تاریخ به اشتباه در نام مربوط به ماه گذشته 08 درج شده، لطفاً پس از بارگیری، نام را اصلاح فرمایید)
« آخرين ويرايش: دسامبر 02, 2018, 08:13:15 pm توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 136
پاسخ : بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷
« پاسخ #4 : دسامبر 01, 2018, 08:09:07 pm »
شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۰
« آخرين ويرايش: دسامبر 12, 2018, 07:28:05 am توسط saeed_s58 »

آفلاین saeed_s58

  • ناظر
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 136
پاسخ : بحث فقه سال ۹۸-۱۳۹۷
« پاسخ #5 : دیروز ساعت 07:42:17 pm »
چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۲۱

کلیدواژه ها: